ایران / مختلف

تاریخ جادو در ایران: وزارت سحر و جادوی تهران دقیقا کجاست؟

هفته نامه چلچراغ – محمدسوری: اگر مثل هر آدم سالم و طبیعی دیگری، هری پاتر خوانده باشید، احتمالا یک جایی وسط ماجراهای هری با اژدهای شاخدم مجارستانی و کلاس‌های تغییر شکل پروفسور مک‌گونگال، از خودتان پرسیده‌اید که آیا ایران هم مدرسه آموزش جادوگری دارد یا نه؟ خود جی کی رولینگ که در کتاب «کوییدیچ در گذر زمان»، غیرمستقیم اشاره کرده لااقل وزارت جادوگری را در ایران داریم و تازه، جای جاروی پرنده، این دور و اطراف قالیچه پرنده پیدا می‌شود.

این‌که وزارت سحر و جادوی ایران در یافت‌آباد است یا تهرانپارس؛ البته پرسش معقولی است که بماند برای یک وقت دیگر. محل مدرسه علوم و فنون جادویی ایران هم که به لطف ارتفاعات و جغرافیای متنوع کشور خیلی جاها می‌تواند باشد. ولی اصلا بیایید کمی عمقی‌تر به قضیه نگاه کنیم و ببینیم که آیا سابقه‌ای از جادو و جادوگری در ایران هست؟

پس لازم است در تاریخ ایران برگردیم به عقب. راستش سخت می‌شود جادو پیدا کرد و منابعمان برای مطالعه بسیار محدود و ناقص است؛ هرچند که باید گفت خود کلمه جادو در انگلیسی (magic) از کلمه یونانی مگیا (Mageia) آمده است.

درباره جادوی این دوران، هم منابع زیادی داریم و هم تنوع خوبی. منابع شامل کتاب‌هایی مثل مقدمه ابن خلدون، غایه‌الحکیم از (احتمالا) ابوالقاسم مجریطی، رسائل اخوان‌الصفا، خواص‌الحروف ابن مسره، آثار کیمیاگری از افرادی مثل جابربن حیان و خیلی کتاب‌ها و رسایل دیگر می‌شوند. اخوان‌الصفا بین این‌ها مخصوصا خیلی مدیون ایرانی‌هاست.

کسی درست نمی‌داند این جماعت از کجا پیدایشان شد و اصالتا اهل کجا بودند، ولی می‌دانیم که در عراق و بصره و در حوالی قرن چهارم‌ه.ق فعالیت داشتند، اسماعیلی بودند و ایرانیان زیادی مثل ابوحیان توحیدی از اعضای بلندمرتبه ایشان بودند. بااین‌حال، به دلایل مرموزی، سلسله مراتب و تشکیلات و اسم و رسم اعضای اخوان‌الصفا از جماعت ماگل و غیرجادوگر مخفی نگاه داشته می‌شد. همین اخوانیان بودند که دایره‌المعارف بزرگی در ۵۲ رساله نوشتند که از قضا در بعضی‌هاشان به جادو هم اشاراتی شده و اصلا یکی‌شان اختصاص به جادو دارد و بخش زیادی از اطلاعات ما درباره این دست از جادوها از این‌جا می‌آید.

انواع جادو هم خیلی گسترده است: شعبده، طلسم و حقه، تردستی و فال، تعبیر خواب و کف‌بینی و اختربینی و جادوی مربعات و حروف و البته کیمیاگری. هرکدام از این‌ها به‌تنهایی می‌توانند یک واحد درسی هاگوارتز ایرانی باشند، در این‌جا اما فقط جذاب‌ترینشان را – برخلاف قانون رازداری بین‌المللی جادوگران- به اختصار برایتان معرفی می‌کنیم.

علم حروف، شاخه‌ای از علوم جادویی شرقی است که به آن سیمیا هم می‌گویند. (این اسم دومش از واژه یونانی σημείο یا Semion به معنی sign یا نشانه آمده است.)

علم‌حروف از این جهت در شرق متولد شد که برای متکلمین زبان‌های عربی و فارسی، سخنوری و کتابت اموری مهم بوده‌اند. به همین خاطر، برای حروف نقش و خاصیت جادویی در نظر گرفته‌اند. یعنی به عقیده برادران عزیز اخوان‌الصفا و جناب مجریطی و ابن مسره و باقی رفقا، کلمات تنها نماینده و نمایاننده اشیا و مفاهیم نیستند، بلکه منعکس‌کننده ماهیت و جوهر آن‌ها هستند، یا حتی فراتر از این، اسم هر شیء، دربردارنده حقیقت و ماهیت وجودی آن شیء و خود جوهر آن است و با شناخت اسم هر شیء، می‌توان روی وجود و ذاتش حکم راند. (اگر یاد سری دریازمین از اورسلا لگویین افتادید، درود بر سلیقه کتاب خواندنتان.)

وزارت سحر و جادو دقیقا کجاست؟

از این‌جاست که به سیستم‌های مطالعه حروف و کلمات و خواص جادویی آن‌ها توسط اندیشمندان مختلف می‌رسیم. عده‌ای ۲۸ حرف عربی را به چهار عنصر ارسطویی (آب و خاک و آتش و هوا) تقسیم کردند و برای هر هفت حرف، یک طبع یا مزاج (سرد و گرم و خشک و مرطوب) در نظر گرفتند. عده‌ای دیگر برای حروف، ارزش عددی قائل شدند و سیستم جفر یا همان ابجد به وجود آمد.

یک عده هم که کمی خوشحال‌تر بودند، به این نتیجه رسیدند که چون نام حقیقی هر چیزی، دربردارنده ذات و حقیقت آن شیء است، پس به جای مطالعه خود مواد برای شناختن ساختارشان، باید اسم آن‌ها را مطالعه کرد، و درنتیجه چیزی به اسم علم‌المیزان به وجود آمد که کارش چسباندن سیمیا به کیمیا بود و شناسایی مواد شیمیایی، نه از روی خودشان، که از روی اسمشان.

مخلص کلام این‌که در هاگوارتز ایرانی، شاید روی چوب جارو ننشینید و با مدیومی مثل چوب‌دستی جادو نکنید، ولی عوضش خواص حروف را یاد می‌گیرید تا با داد زدن سر صندلی‌تان یا نوشتن تعویذ و وردی روی دسته‌اش، تبدیلش کنید به هرچیزی که دلتان می‌خواهد.

فریب ذهن را یاد می‌گیرید و طلسم‌سازی را. آینده‌بینی از روی صور فلکی را می‌آموزید و ساخت معجون‌های جادویی و تبدیل مس به طلا را، و شاید در این‌جا متوجه شده باشید مدرسه علوم و فنون جادوگری ایران نباید آن‌چنان فرقی هم با مال بریتانیا داشته باشد. دلیلش شاید این باشد که رولینگ نه فقط از جادوهای غربی قرون وسطایی، که از جادوهای شرقی و حتی آمریکای لاتین هم زیاد گرته‌برداری کرده، ولی به‌هرحال، منتظر نامه هاگوارتزتان باشید، حتی اگر از سنتان گذشته است. این‌جا ایران است، کاملا ممکن است نامه‌تان جایی گم و گور شده باشد و حالا توی بایگانی دفتردار پیری خاک می‌خورد.

49 دیدگاه برای “تاریخ جادو در ایران: وزارت سحر و جادوی تهران دقیقا کجاست؟

  1. چرا زور میزنین اونی که تهرانه دفتر مرکزی یا وزارتخونس وگرنه مدرسه دارالجادوان سه جا بیشتر نمیتونه باشه
    کوه های البرز سمت مازندران
    کوه های زاگرس احتمالش خیلی کمه
    و کویر لوت که در اون صورت تمریناتی برای مسابقات دریایی ندارن
    هون گزینه اول محتمل تره چون حتی فردوسیم گفته

    1. من می گم شاید تو ایران باید بیست سالگی بریم هاگوارتز
      چون اگه یادتون باشه خواهر فلور هفت سالش بود می رفت
      کرام هجده سالش بود می رفت

    2. به قول رولینگ، اون نامه به دست همه ما رسید. ما همه با هم به هاگوارتز رفتیم و هفت سال تمام سر کلاسهای هاگوارتز نشستیم، توی راهروهاش قدم زدیم. توی سرسرای بزرگ نشستیم و به سخنرانیهای دامبلدور گوش دادیم. کوییدیچ بازی کردیم. به کلبه هاگرید سر زدیم و یواشکی به جنگل ممنوع رفتیم.
      ما همه با هم به هاگوارتز رفتیم.

    1. جالبه زده وزارت سحر و جادوی تهران دقیقا کجاست؟
      ولی اصلا حرفی از جاش نزده جز اینکه گفته تو تهرانه
      بچه ها اگه کسی میدونه وزارت سحروجادوی ایران دقیقا کجاست خبر بده
      من با رییس بخش ارتباطات جادویی کار دارم
      ارتباطشون با مشنگ ها زیاد خوب نیست!

  2. نامه من که گویا تو راه دست مادر عزیزم افتاده و احتمالا اونو قایم کرده که دستم بهش نرسه :-|:-| ولی جدا از شوخی به نظر من جادوگری وجود نداره .نه اینکه نداشتع باشه ها … ولی هر کسی نمیتونه و از هر صد میلیون آدم یک نفر قابلیتشو داره که احتنالا از نیروهای ماوراء طبیعه استفاده می کنه که خب تو اسلام کلا حرام و کفره . من ترجیح میدم یه ماگل باشم و توی مدرسه های ماگلی برای امتحان  شیمی خرخونی کنم تا برم ببینم معجون مهر گیاهو چجوری میسازن !

  3. کاملا درسته , اینجا ایران است (:(……
    جای شادکامیه که اگرهم اون دفتردار پیر مرد و کسی تا اخر دنیا هم از اون نامه باخبر نشد , شما میتونید به بریتانیا مهاجرت کنید و یا اینکه اگر خیلی روحیه ی گریفندوریه شجاع و روحیه ی اسلیترینیه جاه طلبی دارید که هرچیزو بخواید به دست میارید , پس شما میتونید تا اخر عمر دنبال هاگوارتز ایران باشید :|| یا در این راه جان به جان افرین تسلیم میکنید و یا اینکه اون رو پیدا میکنید و به ماهم خبر میدید……

  4. اتفاقاً منم اون موقع که هری پاتر میخوندم و حتی تا همین الان که رولینگ حواشیش رو گسترش داده دائم میگفتم خوب میشد که رولینگ همونطور که در مورد جادو در کشورهایی دیگه غیر از انگلیس(مثل فرانسه و روسیه در جام آتش و آمریکا در جانوران شگفت انگیز)نوشته در مورد جادو در ایران هم مینوشت اما تا این فکر به ذهنم میومد به خودم میگفتم با شرایط خاص ایران رولینگ بخواد هم نمیتونه این کار رو بکنه چون در این صورت ممکنه به تریپ قبای آقایون بربخوره و رولینگ بیچاره رو کافر و واجب القتل اعلام کنن!!!

  5. این چیزایی که ما میخونیم واس کنکور روزی ان صد ساعت کم از امتحانات سمجشون نداره احتمالا دفتر وزارت تو سازمان سنجشه😡

    1. اتفاقا من خودم بار ها هر جلد هری پاتر رو خوندم بلکه یه مطلبی از یکجای مشخصی پیدا کنم ولی در نهایت فقط فهمیدم که وزارت سحر و جادو وسط لندنه
      خود رولینگ شخصا سعی میکنه از جایی اسمی نیاره ،ولی کسایی مثل من که امید دارن روزی به هاگوارتز بریتانیا یا هر جای دیگر برن هر طور شده سعی میکنن یک جایی پیدا کنن

  6. میگن برا ورود ب مدرسه جادوگری باید کنکور بدین تو ایران با تدریس خصوصی ….. میتونین دی وی دی های تدریس خصوصی استاد دامبلدور – مک کوناگال و بقیه رو تهیه کنید تا به درصد سه رقمی و زیبای ۱۰۰ برسید ……. با دامبلدور طلسم هارو در سه روز صد بزنین …. دیگر نگران معجون ها نباشید همایش جمع بندی معجون ها با اسلاگهورن!!!!

    اگه ایران هاگوارتز داشت اینطوری میشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  7. دیگه اسم مدرسه ما هاگوارتز که نخواهد بود 😋😋 حیوانات جادوییمونم ما خودمون سیمرغ و هما داریم که جناب فردوسی زودتر از نیوت پیداشون کرده و توصیف کرده 🌼🌼

  8. ریدن بابا اینجا بخور بخوره نامه منم عین بز خوردن گوسفندا من ۱۴ساله منتظرم اگه برم مدرسه حتما برگه جابجایی میگیرم برم هاگوارتز اینجا اساتیدخوبی نداره خخخ بریم یادی از پروفسور دامبلدرو بزرگ کنیم

  9. وای ییییییی واقعاً یعنی ممکنه نامم گم سده باشه بتید یه سال پیش دستم میرسید ولی امید وا رم هرچه زود تر برسه😵😍

    1. بله!صد درصد!شما یه سری به پست بزن یک استعلامی بگیر
      توی ایران نامه ها با پست فرستاده میشن که مشنگها شک نکنن.برای منم نامه از طریق پست اومد ولی روی نامه ها یک نوع خاصی زا افسون فراموشی گذاشته شده.غیر حادوگر بهش دست بزنه فوری یادش میره.

  10. من خودم امسال سال آخرمه. شاید باورتون نشه ولی رستم هم یه جادوگر بود. ما تو مدرسمون شاهنامه جزء دروس تاریخ جادوگریمونه.
    اینجاهم جادوگرا به جای قسم خوردن به ریش مرلین به بازو های رستم قسم میخورن.

  11. اگه نامه ی من داره توی ی دفتر دار پیر خاک می خوره بهتره خیلی زود دست به کار شه که پیداش کنه چه خوب میشه که خودم قبل بیست ساله گی البته

  12. در آینده توسط خواندن خاطرات یه بنده خدا متوجه خواهید شد جادو توی ایران چه فرق های عظیم و حتی پیشرفته ای با غرب ۲۰۰ ساله داره
    جادوگر های توی ایران برای حفظ خودشان اسمشان را عوض کردن حرفی از جادو نمی زنن ولی کلی علم دارن، طبق اطلاعات بنده مدرسه ای توی ایران نیست و خصوصی تدریس می کنن، بر خلاف نوع غربی این جادو گران ارتباط مستقیمی با ماگل ها دارن و گاهی کمک حالشان هستن، شاید همین حالا یکی شون داره به چشمات نگاه می کنه و یا توی تلگرام باهات چت می کنه، فن های جادوی ایران عجیب غیره منتظره هستن، فرای ورد خوانی و طلسم نوشتن هست، جادو هایی که به حواس مربوطن، شاید شده یکدفعه کنارتون یک شیر یا یک ببر رد شده، اگر همچین چیزی دیدید احتمال زیاد شما ویژگی های جادو گری دارید که جادو حواس از خواص اونه، معجون ها هم که دیوونه وارن، راستی اصلا می دونستین ساخت یک قالی پرنده چقدر سخت تر از چوب دستیه؟ کلی حرف توی این قالیچه است که شاید بعد از خوندن این خاطرات حالتون رو خوش کنه یا خودتون رو کشف کنید، هویت یک جادوگر ایرانی، ببخشید زیاد پر حرفی کردم، یکی دو سالی صبر کنید تا مجوز هاش جور بشه، تا این خاطرات رو وزارت سحر و جادوی تهران اجازه انتشارش رو بده، فعلا بدرود.
    اها راستی در مورد موجودات عجیب ایران حتی فکرش رو هم نمی کنید، دعا کنید مجوز بده وزارت سحر و جادو.
    یا حق

  13. من سه سالی اونجا درس خوندم
    سه ترم مشروط شدم،منو انداختن بیرون،آدرسشم میدونم کجاست ولی نمیگم،طبق قانون راز داری
    یه شش واحدی جنین شناسی و کرّه شناسی موجودات جادویی (معادل همون اطفال و نوزادان دانشجویان طب مشنگا که اتفاقا اونم ۶ واحده) داشتیم،خیلی سخت بود،اونم افتادم
    خلاصه نذاشتن ادامه تحصیل بدم
    ولی هرکی دوست داره بهم پیام بده خودمون بریم یه مدرسه ی غیر انتفاعی ای چیزی بزنیم،الان وزارت سحر و جادوی ایرانم راحت مجوز میده به موسسات خصوصی

  14. پس با این حساب مدرسه جادوگری ایران مثل مدارس و دانشگاهای ماگل هاش بیشتر درساش تئوریه و خبری از درسای عملی نیست!…من ترجیح میدم بعد اینکه به هر طریقی نامم بدستم رسید انتقالی بگیرم برم هاگوارتز! :)))

  15. چقدر من وقتی بچه بودم دوست داشتم برام نامه بیاد برم هاگوارتز :( و متاسفانه اون موقع ایران نبودم و نمیتونم بگم نامه توی راه گم شده :( خیلی سخت بود بردم پذیرفتن این که یه مشنگ بدون جادو هستم

  16. خود واژه magia و بعدا واژه magic از واژه مغ یعنی طبقه روحانی ایرانی از زرتشت که تا عصر ساسانی حیات و فعالیت داشتند برگرفته شده است. مغان در عصر باستان نماد خردورزی و دانش آموزی بودند و برای یونانیان این مغ ها برای مردمانشان هم روحانی بودند هم حاملان اندیشه. در اندیشه مسیحیت این سه مغ بودند که ستاره ای در آسمان دیدند و برای تولد حضرت مسیح سفر کردند. به کتاب تعالیم مغان پرفسور زنر ترجمه فریدون بدره ای نشر توس رجوع کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.خانه‌های ضروری مشخص شده‌اند *