همکاری وبسایت ایران فانتزی و دمنتور (بازگشایی دمنتور در تابستان 93)

از در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۷:۲۱ ب.ظ، دسته: تولدها

مادر فداکار تولدت مبارک

همانطور که دیگر بیشتر شما عزیزان مطلع هستید امسال قرار است تا در دمنتور تولد اکثر شخصیت های واقعی و خلق شده توسط خانم رولینگ را به اطلاع شما دوستان خوب برسانیم. امروز هم تولد مادری است که با فداکاری خود چیزی را در خون و رگ های پسر برگزیده ما بر جای گذاشت که باعث سرنوشت خیلی از دوستان و کسانی که با یادشان زندگی کردیم تغییر کند. عشقی که او در خون فرزندش گذاشت باعث شد فرزندش مصونیتی بدست آورد تا سرنوشت بسیاری از جادوگران را تغییر دهد خیلی ها را از سرنوشتی تاریک و خیلی ها را حتی از مرگ نجات دهد. امروز تولد لیلی است لیلی ای که خیلی ها را عاشق خود کرد.

لیلی پاتر (اونز): تولد ۳۰ ژانویه ۱۹۶۰ (۱۰ بهمن ۱۳۳۹) وفات ۳۱ اکتبر ۱۹۸۱ (۹ آبان ۱۳۶۰) او یک ساحره مشنگ زاده بود که دختر کوچک آقا و خانم اونز و خواهر کوچکتر پتونیا بود.  او در کودکی توسط  پسر یکی از همسایگانشان به نام سوروس فرزند آقای اسنیپ که خود جادوگری دورگه بود از وجود جادوگران مطلع شد و متوجه شد که خود یک جادوگر می باشد. پس از این بود که لیلی و سوروس دوستانی نزدیک شدند و این دوستی عمرش تا زمانی بود که سوروس در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز به جادوی سیاه علاقه مند شد و به گروه مرگخواران ملحق شد. پس از این اتفاق بود که لیلی دوستی خود با سوروس را به دست فراموشی سپرد. لیلی در بین سال های ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۸ (۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷) شروع به تحصیل در مدرسه هاگوارتز کرد و یکی از دانش آموزان گروه گریفیندور بود. او در زمان تحصیل خود یکی از اعضای انجمن اسلاگ بود و در سال آخر تحصیل خود سرپرست دانش آموزان دختر گریفیندور شد.

پس از تحصیلات در هاگوارتز لیلی با جیمز پاتر یکی از دانش آموزان گریفیندور ازدواج کرد و صاحب فرزندی به نام هری پاتر شد. لیلی، جیمز و دوستان نزدیک جیمز (سیریوس بلک، ریموس لوپین و پیتر پتی گرو) همگی در جنگ اول جادوگران به محفل ققنوس پیوستند. او وهمسرش سه بار در برابر لرد ولدمورت جنگیدند اما بر اساس پیش گویی ای ندانسته لرد ولدمورت تصمیم به قتل لیلی، جیمز و هری فرزند آنها گرفت و پیتر پتی گرو دوست قدیمی جیمز که جاسوسی ولدمورت در محفل را می کرد جای آنها را برای ولدمورت فاش کرد و در شب هالوین سال ۱۹۸۱ ولدمورت یه قصد کشتن آنها به سوی خانه آنها در دره گودریک حرکت کرد. ولدمورت جیمز و لیلی را قافل گیر کرده بود پس از قتل جیمز از قتل لیلی صرف نظر کرده بود. اما وقتی اصرار لیلی برای نجات هری را دید مجبور به کشتن لیلی شد اما نمی دانست که این سنگ دلی او در برابر لیلی برایش چقدر گران تمام می شود.

پس از این اتفاق لیلی به همراه جیمز، سیریوس و لوپین در جنگ آخر و در جنگل ممنوع هاگوارتز توسط سنگ رستاخیز مجددا کنار یکدیگر ظاهر شدن و شجاعتی ماندگار به پسر خود هری دادند تا بتواند در برابر ظلم و ستم ولدمورت سینه سپر کند.

لیلی مادر پسری بود که الگوی خیلی از نوجوانان متولد دهه ۶۰ و ۷۰ شد و خیلی از این نوجوانان از او و پسر او درسی را یاد گرفتند که شاید مسیر زندگی آنها هم به سوی سپیدی و نیکی تغییر داد. او با قربانی کردن خود برای پسرش مصونیتی به هری بخشید که او را تبدیل به پسر برگزیده کرد و هری را الگوی من الگوی تو و الگوی هزاران هزار جوان و نو جوان دیگر کرد. تولدت مبارک مادر فداکار و یادت تا ابد و ابدیت گرامی.

منبع

قسمتی از اطلاعات فوق مربروط به سایت پاترمور می باشد.

نسخه با کیفیت عکس خبر را می توانید از اینجا دریافت کنید.


18 votes, average: 4.89 out of 518 votes, average: 4.89 out of 518 votes, average: 4.89 out of 518 votes, average: 4.89 out of 518 votes, average: 4.89 out of 5 (18 رای، میانگین: 4.89 از 5)فقط اعضا میتوانند رای دهند.
Loading ... Loading ...

دو دیدگاه برتر
  1. just Draco
    (در ۱۱ بهمن ۱۳۹۱، ساعت: ۰۳:۱۱ ب.ظ)

    تولدت مبارک مادر دوست داشتنی و عزیز و فداکار
    یادت برای همیشه زنده است

۸۱ دیدگاه
  1. expectopatronum
    (در ۱۱ بهمن ۱۳۹۱، ساعت: ۶:۳۴ ب.ظ)

    تولدت مبارک لیلی !!!
    خیلی بده که نیستی و خیلی بدتره که نبودی تا بزرگ شدن هری و موفقیت هاش رو ببینی… و نبودی تا پیروزی ارتش دامبلدور رو ببینی….
    نگران نباش هری بی تو بزرگ شد ولی همه کسانی که تو رو میشناختند و دوستات و حتی خواهرت تو زنده نگه داشتنش کمک کردند…. عشقی که تو ّآغاز کردی و به خاطرش جانت رو دادی همیشه زنده میمونه و ما شاهد های این عشق ایم.
    تولدت مبارک…..

    خوب بود ۰ بد بود ۰
  2. just Draco
    (در ۱۱ بهمن ۱۳۹۱، ساعت: ۳:۰۴ ب.ظ)

    تولدت مبارک مادر دوست داشتنی و عزیز و فداکار
    یادت برای همیشه زنده است

  3. hermione.h.p
    (در ۲۲ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۱:۴۲ ب.ظ)

    تولد لیلی عزیز رو که عشقش باعث شد حماسه ساز داستان به جبهه ی خوب بپیونده رو تبریک میگم.تولدش مبارک

  4. phoenix of the world
    (در ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۲:۱۰ ق.ظ)

    Happy Birthday

  5. z.potter
    (در ۱۴ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۸:۲۴ ب.ظ)

    تولدت مبارک مادر مهربان و فداکار …………………………

  6. James Potter
    (در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۱۱:۱۰ ب.ظ)

    وایییییی تولدت مبارک مادر عزیز و فداکار و همسر بسیار دوست داشتنی

  7. sina_potter
    (در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۴:۲۲ ب.ظ)

    آقا یه سوال چرا اسنیچ دسته جیمزه مگه دادنش به اون و یه سوال دیگه دوتایی دارن کجا میرن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  8. sina_potter
    (در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۴:۱۹ ب.ظ)

    مرسی بابت خبر خیلی وقت بود یه تولد شخصیتی نداشتیم

  9. sina_potter
    (در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۴:۱۸ ب.ظ)

    واو مادر مهربان تولدت مبارک امید وارم راحت بخوابی پسرت هنوز زندست و قسط مردن نداره

  10. harry petterson
    (در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۳:۲۸ ب.ظ)

    واي ليلي فوق العاده بود … سرچشمه ي عشق … فوق العاده بود من خيلي دوسش دارم
    تولدت مبارك ليلي مهربون

  11. sayna
    (در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۱۲:۲۰ ب.ظ)

    happy birthday dear LiLi

  12. sourena_hp
    (در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۱۱:۳۷ ق.ظ)

    تولدت مبارک مادر مهربون اما هرچی باشه نمیتونم کاری که با اسنیپ کردو فراموش کنم اما بازم تولدش مبارک

  13. rash
    (در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۱۲:۳۳ ق.ظ)

    تولدش مبارک

  14. mharrym
    (در ۱۲ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۶:۳۶ ب.ظ)

    فداکار قصه ی ما تولدت مبارک

  15. (در ۱۲ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۶:۲۱ ب.ظ)

    تولدت مبارک مامانی!

  16. lily evans
    (در ۱۲ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۶:۰۲ ب.ظ)

    لی لی ایونز سرمشق عشق و وفاداری
    تولدت مبارک

  17. aron.hp
    (در ۱۲ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۳:۰۹ ب.ظ)

    تولدت مبارک لی لی جون

  18. (در ۱۲ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۱:۰۲ ب.ظ)

    لیلی پاتر عزیز…
    دفعه اولی که دیدمت وقتی بود که هری داشت توی آینه نفاق انگیز رو نگاه میکرد و اون شما رو میدید…
    اون لحظه قلبم خیلی درد گرفت و متاثر شدم و هنوزم وقتی اون قسمت رو میبینم گریه م میگیره….
    و تو حماسه آخر وقتی دیدم که چطور به هری میگفتی :” هری ! مامان دوستت داره…هری سالم امن بمون….” واقعا دلم گرفت و حس قشنگ عشق مادارنه رو توی چشمات و لحن صدات دیدم…
    لیلی عزیزم ….اگه تو به دنیا نمی اومدی و اگه تو ساحره نمی بودی (اگه به جات پتونیا ساحره میشد…)دیگه هری وجود نمیداشت و دیگه دوستانی مثل مهتابی و پانمدی و شاخداری هم نبودند و دیگه حماسه ای نبود…..و دیگه عشق بر هر قدرتی پیروز نمیشد….عشقی که تو به هری دادی ….همه ی مارو زنده کرد و همه ما حسش کردیم….
    مادری که عشق رو به فرزندش یاد داد و تو وجودش گذاشت….تولدت مبارک…
    @–>-
    ….@–>-
    …….@–>-
    ……….@–>-
    …………..@–>-
    .
    .
    ………….()…….
    ……~~~||~~~
    …***********
    ..************
    .||||||||||||||||||
    |||||||||||||||||||

  19. parsiphoenix
    (در ۱۲ بهمن ۱۳۹۰، ساعت: ۱:۱۲ ق.ظ)

    اشتباه نشه،فکر کنم همه ی مادر و پدرها اینجورین.
    تولد لیلی رو هم به هری تبریک میگم


امکان ثبت دیدگاه برای این مطلب غیر فعال شده است.

جستجو در سایت

عبارت یا کلمه مورد نظر خود را وارد کنید:

اشتراک خبرنامه

نشانی email خود را وارد کنید:

 


جهت لغو اشتراک خبرنامه، در پایین ایمیل های ارسالی، روی عبارت Unsubscribe کلیک کنید.