فیلم 5 "هری پاتر و محفل ققنوس"

مصاحبه جديد با ديويد يتس

وب سايت TONYKids.com مصاحبه جديدي با ديويد يتس، كارگردان هري پاتر و محفل ققنوس انجام داده است، كه او در اين مصاحبه ضمن توضيح در مورد چگونگي اقتباس كتاب پنجم براي فيلم، در مورد دنيل رادكليف (هري)، روپرت گرينت (رون) و اما واتسون توضيح داده و از بازيگران كاراكترهاي جديد اين فيلم مي گويد.
متن كامل مصاحبه به فارسي در ادامه خبر…

نسخه كتاب محفل ققنوس خيلي طولاني، پيچيده و مفهومي است. مي توانيد در مورد اقتباس اين اثر به فيلم توضيح دهيد؟

من هميشه احساس مي كنم (فيلم) بايد بايد كاملاً گويا به نظر برسه. من يكي از طرفداران پر و پاقرص كارهاي قديمي “ديويد لين” و فيلم هاي او هستم- مثل اوليور تويست و آرزوهاي بزرگ – پس اين نحوه ي كار من است. گاهي مي خواستم احساس بشه فيلم كاملاً گرافيكي هست.
من نزديك يك سال به همراه فيلمنامه نويس، مايكل گلدنبرگ، بر روي فيلمنامه كار كردم تا آماده بشه. تمام نقاشان استوري برد (Storyboard) رو جمع كردم و شروع كردم به توضيح دادن طرح اوليه شكل ها، و اين نقاش هاي دوست داشتني اونا رو به صورت نقاشي هايي در آوردن كه هر كسي مي تونه بخونه. همچنين گروهي از هنرمندان نظريه پرداز رو كنار اونها گذاشتم، به همين ترتيب در تمام مرحله ي پيش توليد و آماده سازي، اين كارهاي فوق العاده انجام شد و من خيلي لذت بردم، چون مي تونستيم چيزهاي بامزه، جالب توجه و متفاوتي رو امتحان كنيم. ما وقت زيادي براي سر و صدا كردن، امتحان كردن و مرور داشتيم.

وقتي بالاخره فيلمبرداري آغاز شد، كار با دن، اما و روپرت چگونه بود؟ اينها بچه هايي هستند كه جلوي چشم جهان رشد كرده اند و با چند كارگردان ديگر هم كار كرده اند. تجربه شما از كار كردن با آنها چه بود؟

دن باور نكردنيه، چون خيلي مشتاقه و رفتار كاري عجيبي داره. اون خيلي به خودش فشار مياره و دوست داره بهش فشار آورده بشه، و براي موفقيت در كارش همت بسيار زيادي داره. براي همين من به خوبي تو اين فيلم بهش فشار آوردم و فكر مي كنم به اين كار پاسخ داد. در سياحتي كه با هم براي ساخت فيلم داشتيم من لحظه هاي خيلي مهيجي داشتم.
در دو ماه اول (فيلمبرداري) مي خواستم بگم: “خيلي خب، دوباره بايد بريم ضبط. من نظرم جلب نشد، فكر نكنم نظر شما جلب شده باشه، مي خوام طبيعي تر احساس بشه.” و دو ماه بعد زماني كه چهار ماه از آغاز فيلمبرداري گذشته بود، به جاي اين كه من بگم “مي خوام دوباره بريم ضبط” دنيل رو به من كرد و گفت: “ديويد، ميشه دوباره بريم ضبط، انگار براي من واقعي احساس نشد.” اين لحظه ي بزرگي بود چون اون مي خواست حتي بيشتر به خودش فشار بياره. اون به طور باورنكردني روي صحنه ازخود گذشتگي مي كرد. اون باعث شد همه احساس راحتي و مشموليت بكنند. اگه بازديدكنندگاني از لوكيشن داشتيم، كه اغلب اوقات داريم، چون هري پاتر مثل آهنربا خيلي از مردم رو جذب مي كنه، دن با اون ها خيلي صميمي و خونگرم بود. و اون خيلي شوخه.

اما (هرميون) خيلي باهوشه و مستقيماً چيزها رو درك مي كنه، در اين فيلم، به نظر من، اون به عنوان يك بازيگر همين طور داره قوي و قوي تر مي شه. اون مي تونه چيزها رو روي يك سكه بچرخونه و من خيلي اينو دوست دارم. اگه اون يك نظريه رو امتحان كنه و شما بهش بگين “خيلي خب، حالا مي تونيم اين چيز رو به طور امتحاني به جاي اين كه اون طوري فرض كنيم، اين طوري فرض كنيم”، اِما به راحتي و با ظرافت قادر هست كه اين تغييرات رو اعمال كنه. اون خيلي متفكر، حساس و دركي كاملاً شهودي به بهترين وجه داره.

روپرت روي صحنه خيلي ساكته. ولي توانايي كمدي شگفت انگيزي داره. اون بازيگر شيرين، خوش طينت و خيلي خوبيه. و استعداد ذاتي واقعاً خوبي در كمدي داره.

ولي چيزي كه هر سه آنها به طور مشترك دارند، اين است كه آنها با توجهي كه هميشه لحاظ مي كنند، فوق العاده ساده و صميمي هستن. اون ها خيلي متوازن و ساده هستند، و فكر مي كنم اين استعداد شگفت انگيزيه. اين افتخاريه براي “كريس كلمبوس” و “ديويد هاموند” و تمام كساني كه اونا رو كشف كرده ن، و همچنين “مري استالوي” كه براي فيلم هاي اصلي بازيگران رو انتخاب مي كرد، كه اين بچه ها رو فقط براي اين كشف نكردن كه كفش كاراكترهايي رو بپوشن كه همه دوستشون دارن، ولي تا اندازه اي، خودشون رو پايدار نگه داشتند. و همچنين افتخاريه براي والدين و نگه دارندگان شون. كار با اونا خيلي خوب و بامزه است. براي من لذتي واقعي داشت.

در مورد نقش هاي جديد چه طور؟ براي انتخاب آنها چه قدر با هم صحبت داشتيد؟

خب كاملاً صحبت كرديم، مي دونين، با لطف تهيه كنندگان، البته، شما به عنوان كارگردان، در عمل، وارد دنيايي مي شيد كه قوانين مشخصي داره. (تهيه كنندگان) در ابتدا تصميم واقعاً آگاهانه اي گرفتند كه فيلمي براي بچه ها بسازند كه اين كاملاً طبيعي بود پس بايد بهش توجه كنين. شما معمولاً بچه هاي زيادي نمي بينين كه تجربه احساسي زيادي داشته باشن، پس دارين براي بچه هايي فيلم مي سازين كه در اصل كاملاً درستكار هستن، يا به همان اندازه اي درستكارند كه نقشي كه قراره براش بازيگر انتخاب كنين درستكاره. پپس شما يك ايدئولوژي رو به كار برديد كه فوق العاده س، چون خيلي واقعي كار مي كنه. و چون شما كسي هستين كه روي صحنه كار مي كنين كه براتون بازي كنن، مي تونين سرانجام كاملاً راحت و مطمئن باشين كه انتخاب درستي كردين. در هر زمينه اي كه بازيگر انتخاب مي كنين، هميشه با غريزه تون سر و كار دارين و هميشه كسي رو پيدا مي كنين كه بهش اعتقاد دارين.