دنیل ردکلیف

مصاحبه هاي جديد دنيل رادكليف با دو مجله

دو مجلۀ Parade و IF مصاحبه هاي جديدي با دنيل رادكليف، بازيگر نقش هري پاتر را منتشر كرده اند. دن در اين مصاحبه ها در مورد رشدش در فيلم ها، فيلم هري پاتر و محفل ققنوس، علت تنفرش از جاروسواري و اعتقادش به جادو صحبت مي كند. براي مشاهدۀ متن كامل اين مصاحبه ها به انگليسي به اين لينك رفته و روي لينك هاي موجود در آن كليك كنيد! چون وب سايت اين مجله ها در ايران مسدود است.
قسمت هاي مهم اين مصاحبه ها به فارسي در ادامه خبر…

در فيلم هري پاتر و محفل ققنوس فلش بك (بازنظر) هاي زيادي هست. وقتي خودت را در فيلم ها مي بيني كه بزرگ شده اي چه احساسي بهت دست ميده؟

دنيل: خب، من كه زياد رشد نكرده م، نه؟ قدم چندان بلندتر نشده. ولي متذكر شدن تغييراتي كه كرديم خيلي جالبه. من براي ديدن يك نمايش همرا تماشاگران به سينما رفتم، و وقتي تصوير كودكي من نشون داده شد بعضي از دخترها از بين جمعيت گفتن:‌ “اوووه، جذابه!” و من به زير صندلي لغزيدم. عذاب دهنده بود. بايد به ياد داشت كه هري پاتر، پيتر پن نيست. خوبي اون اينه كه رشد مي كنه. چرا دروغ بگم، در بعضي از فيلم هاي اولي به نظر مي رسيد صدام از تو قوطي بيرون مياد.

شنيدم ميانۀ خوبي با دسته جارو نداري.

دنيل: من هميشه به شوخي گفته م كهبيش از همه به اين فيلم علاقه دارم،‌چون كوييديچ نداره. من دوست ندارم صحنه هايي رو بازي كنم كه در اونا بايد سوار جارو بشم، دليلش هم كاملاً مشخصه. من در آينده مي خوام بچه دار بشم. براي همين، بايد از صحنه هاي جاروسواري دوري كنم. براي حفظ آبروم در آينده، بايد اين موضوع رو روشن كنم: سواري با يك جارو ممكنه يه كم ناخوشايند باشه، ولي اونا به من شلوارك هايي مي دن كه بالشتك درشون جاسازي شده.

همه توي فيلم هاي پاتر نگران آموزش هستند، محفل ققنوس چه بدآموزي داره؟

دنيل: براي هري، مثل اينه كه به تفنگ هاتون گير كرده باشين. اگه بعضي چيزها درست و حقيقي باشن، اون وقت نمي تونين بوسيلۀ افراد ديگه و نيروهاي بيروني به خطر بيفتين.

به جادو اعتقاد داري؟

دنيل: صد در صد. آره. هري اينو به خيلي ها القا كرده، از جمله من.

به نظرت رهبر و معلم ارتش دامبلدور شدن چه قدر آسونه؟

دنيل: اون صحنه ها براي من خيلي عالي بودن. يعني، به نظرم اون يه جورايي، مي دونين… اون در ابتدا يه جورايي نسبت به رهبر و معلم شدن بي ميله، ولي در آخر مثل هنري پنجم ميشه. و در همين رابطه جايي كه ديويد ييتس، كارگردان، به من يادداشت هايي داد و گفت: “دن، مي توني يه كم ديگه مهارش كني!” براي همين، مي دونين، عالي بود. تنها مشكل اون صحنه ها اين بود كه لوكيشني كه در اون فيلميرداري شد نور زير سقفي لازم داشت و اونجا پر از آينه بود. براي همين توي تمام برداشت ها به نظر آدم مي رسه كه نور همه جا هست و توي آينه ها بازتاب ميشد، كه اين طور به نظر مي آمد كه دماي اتاق گرمتر از آفتاب است.