رولینگ / کتاب 7 "هری پاتر و یادگاران مرگ" / کتاب‌ها

بقیه حقایق فاش شده از یادگاران مرگ توسط رولینگ

جی.کی.رولینگ در هفته جاری مصاحبه ها و گفتگو های زیادی داشته و در هر یک اطلاعاتی راجه به شخصیت ها و آینده آنها بیان کرده است. همه این اطلاعات جدید و زیبا را یک جا می توانید در ادامه خبر مطالعه کنید.
اگر هنوز کتاب هفتم را نخوانده اید، روی ادامه خبر را کلیک نکنید!
بقیه در ادامه خبر…


نویل با هانا آبوت ازدواج کرده است که سرانجام هانا صاحب مهمانخانه پاتیل درزدار می شود. دانش آموزان نویل از این اتفاق بسیار خوشحال می شوند.

مالی تنهایی بلاتریکس را شکست داد زیرا رولینگ میخواست مالی فرصت این را داشته باشد تا بتواند نشان دهد که او چقدر قدرتمند است و برای اینکه رولینگ فکر کرده بود این خیلی جالب است که یک عشق مادری قدرتمند در برابر عشق جنون وار یک آدم عقده ای رویاروی هم قرار گیرد.

– رولینگ قصد نداشت آرتور ویزلی را در کتاب پنج بکشد، بنابراین لازم نبود رون سریعتر رشد کند و بزرگ شود.

– سرپرستی تدی لوپین، بارها تغییر پیدا کرد، با وجود این، هری از سیریوس پدرخوانده بهتری بود.

– جو (با ریشخند) گفت که آبرفورث جادوی نامناسبی را روی بزی انجام داده بود که مجبور شد آن را کاملا تمیز کند یا مجعد شاخش را پاک کند.

دامبلدور همجنس گرا ود و در عشق گلرت گریندل والد افتاده بود اما وقتی متوجه استعداد های گلرت شد از این احساس به شدت شکت خورد.

–  زبان مارها زبانی نیست که مردم بتوانند آن را یاد بگیرند. رون فقط ترکیب صدای کلمه “باز شو” را به خاطر سپرده بود.

– اولین نامه دامبلدور به پتونیا (که ۱۲ سالش بود) بسیار مهربانانه بود و به او توضیح داده بود که او چرا نمی تواند اجازه دهد که او هم بخشی از دنیای جادوگری شود و به خواهرش در هاگوارتز ملحق شود. نامه ای که در سال ۱۹۸۱ فرستاد به او آرزویش را یادآوری کرد، و خواست حس انصاف خود را بکار گیرد و از او خواست تا مراقب هری باشد.

پتونیا وقتی که داشت برای آخرین بار پریوت درایو را ترک می کرد میخواست به هری بگوید: “میدونم چه ماجراهایی پیش رو داری و برای چی می جنگی و امیدوارم همه چیز به خوبی تموم بشه.” اما اون نتونست این رو بگه چون چون خیلی برایش سخت شده بود بعد از این همه مدت تظاهر به اینکه برایش این مسائل اهمیتی ندارد، آن را یک دفعه کنار بگذارد.

جان پیچ بودن هری در کتاب دو توسط زهر باسیلیسک از بین نرفت زیرا نیروی مخرب سم توسط اشک ققنوس در آن زمان از بین رفته بود.

– دامبلدور نگران بود که هری بی احتیاطی بکند و به دنبال یادگاران مرگ برود. برای همین سرنخ های مربوط به آن را که در کتاب نوشته شده بود به هرمیون بخشید.

– وقتی هری بعد از مرگ دابی تصمیم گرفت که دیگر به دنبال یادگاران نرود، باعث ترسش شد زیرا این اولین باری بود که تصمیم می گرفت کاری را نکند.

– رولینگ گفت تابلوها تنها می توانند بین تابلوهای دیگر داخل همان ساختمان یا ساختمان دیگری که آن تابلو عینا همان جا وجود دارد حرکت کنند.

– بین اهداف و روش های ولدمورت و رژیم نازی از روی تعمد شباهات ها و برابری هایی توسط رولینگ در داستان گنجانده شده است، اما شباهت هایی هم بین حکومت هایی که امروزه فعالیت دارند هم وجود دارد.

– رولینگ گفت: “کتاب های پاتر عموما یک استدلال طولانی برای تحمل و یک تقاضای طولانی برای پایان دادن به تعصب ها است… شما باید قدرت سوال پرسیدن داشته باشید و نباید فکر کنید که حکومت ها یا رسانه ها به شما حقیقت را می گویند.

– بعد از کتاب ۷، دراکو مالفوی برگشت تا خودی بهتر از آنچه تا کنون بوده است را شروع کند اما ما نباید از او انتظار داشته باشیم تا به این زودی به یک انسان واقعا فوق العاده تبدیل شود.

جیمز، لیلی و سیریوس بعد از ترک هاگوارتز اعضای دائمی محفل ققنوس بودند و شغل های منظمی نداشتند. آنها از پول جیمز زندگی خود را می گذراندند.

پاترها تا وقتی که لیلی باردار نشده بود خود را مخفی نکرده بودند.

لوپین وقتی هاگوارتز را ترک کرد شغلی نداشت. او تمام مدت برای محفل ققنوس فعالیت می کرد.

اولین باری که ولدمورت به قدرت رسید به قدرتمندی دفعه دوم نبود زیرا او اولین بار قادر به نفوذ به وزارتخانه نشده بود.

هاگرید هرگز ازدواج نکرد. مادام ماکسیم به او نمیخورد و آن دور و برها هم غول دیگری نبود.

– تابلو سوروس اسنیپ در اصل در دفتر مدیریت نصب شده بود.

تابلوهای مدیران به سرعت ظاهر نمی شوند. لازم است که شخص بمیرد.

– جو شگفت زده شده بود که تا به حال هیچ کس جنس چوبدستی دامبلدور را از او نپرسیده بود.

منبع: hp-lexicon.org