پادکست لوموس | برای طرفدارهای حرفه‌ای هری پاتر
رولینگ / کتاب 7 "هری پاتر و یادگاران مرگ"

به روز شدن سایت رولینگ

این بار سایت رسمی رولینگ به روزرسانی زیادی داشته. جی .کی .رولینگ یک خاطره روزانه جدید، خبرهای جدید و «چیزهایی فوق العاده» جدیدی را به سایتش افزوده است. در دفتر خاطراتش، او برای به روز نشدن طولانی سایت عذرخواهی کرده و در مورد تجربه هایش در نیویورک در "یک شب با هری، کری و گارپ" صحبت کرده است. همچنین به بخش «چیزهای فوق العاده» یک "سؤالی که هرگز نشد" اضافه شده است: چرا در زمان مرگ جیمز، دامبلدور شنل نامرئی را پیش خودش نگه داشته بود، او که می توانست بدون شنل نامرئی شود؟
و بالاخره، در خبرها، یک عنوان جدید با نام "در مورد کتاب ۷" اضافه شده که همه ما منتظر شنیدن اون هستیم:
حالا که از نیویورک برگشته م، تنها خبر واقعی اینه که سخت دارم روی کتاب کار می کنم. مقدار زیادی رو هم تموم کرده م، و واقعاً از این کار لذت می برم، در حالی که همه و بعد من، می دونم و درک می کنم که این «آخرین» کتابه. شاید شما فکر کنین که من عادت کرده م که بگم ۱۶ ساله که دارم برای کتاب هفتم نقشه می کشم، اما این هنوز منو آزار می ده… بعد از این دیگه هری وجود نداره… و بعد خودم رو توی کتاب هفتم پنهان می کنم و به خودم می گم که من هنوز خیلی می تونم بنویسم.
بالا بردن اقدامات امنیتی در فرودگاه ها در ماه قبل، برگشتن از سفر نیویورک رو جالب کرد، چون من ننوشتن کتاب با دستخط خودم رو قبول نکردم (قسمت زیادی از اون دست نویسه و زمانی که آمریکا بودم هیچ کپی از کاری که انجام داده بودم وجود نداشت). اونا گذاشتن من اونو با خودم ببرم، خوشبختانه، با بندهای لاستیکی محکمشون کردن. نمی دونم اگه این کارو نمی کردن باید چی کار می کردم، شاید، یه خونه ی پرنده لازم داشتم.
حالا دارم سعی می کنم بین دو عنوان موجود یکی رو برای کتاب انتخاب کنم. از یکی از اونا خیلی خوشم اومده بود تا این که وقتی توی نیویورک داشتم دوش می گرفتم دومی به سراغم اومد. هر دوشون مناسبن، برای همین فکر کنم باید بیشتر کتاب رو پیش ببرم تا ببینم کدومشون به درد می خورن.