دنیل ردکلیف / فيلم 7 "هری پاتر و یادرگاران مرگ-قسمت اول" / فیلم 6 "هری پاتر و شاهزاده دورگه"

دن رادکلیف از هری، شاهزاده دورگه و یادگاران مرگ می گوید

دنیل رادکلیف در مصاحبه جدیدی از فیلم شاهزاده دورگه و نا امیدیش از فقدان تاریکی در فیلم ششم و صحنه های رمانتیک کمدی صحبت کرده است. وی همچنین در مورد یادگاران مرگ و آماده شدن برای صحنه نبرد نهایی نیز صحبت کرده است. همچنین این مقاله حاوی عکس جدیدی از دن نیز هست که می توانید در اینجا و یا اسکن با کیفیت آن را در اینجا ببینید.

متن کامل مصاحبه در ادامه خبر…

دن می گوید که چقدر برداشت صحنه های دارای عناصر تاریک را در مجموعه هری پاتر دوست دارد:

“چیزهای مورد علاقه من همیشه چیزهای تاریکه، وقتی برای اولین بار فیلمنامه رو می خونم همیشه به همین چیزها متمایل هستم و این چیزی هست که من می خوام حتی بیشتر توی فیلم های هری پاتر لحاظ بشه، چون لازمه که تماشاگران بالغ رو هم جذب کنیم. در واقع یکی از چیزهایی که در مورد فیلم ششم هری پاتر منو نا امید کرد، این بود که این عنصر رو خیلی زیاد نداشت.
لحظات تاریک زیاد و خنده های کمی وجود داشتند، برای همین دیوید گفت بهترین کار اینه که تا زمانی که می تونیم و تا جایی که می تونیم به تماشاگران کمدی ارائه بدیم. در فیلم ششم فرصت های زیادی برای کمدی وجود داشت و ما از همه شون استفاده کردیم، با این که طبیعت خود من هم باهاش سازگار نیست. من دیدن کمدی رو دوست دارم ولی انجام دادن اون کار دیگه ایه.”

وی در مورد دوقسمتی شدن یادگاران مرگ می گوید:

“خیلی خوشحالم که از کتاب هفتم دو فیلم ساخته میشه، چون نگران بودم که اونا مجبور بشن صحنه های مهم رو حذف کنند. برای مثال در فیلم چهارم تونستن داستان فرعی جن های خونگی رو حذف کنن و به هیچ وجه تاثیری بر داستان اصلی نداشته باشه. در فیلم دوم اونا جشن سالروز مرگ نیک سربریده رو حذف کردند. در واقع کاراکتر کلاً از مرکز توجه کنار گذاشته شد. اما مشکل اینجا بود که در آخرین کتاب چیزی وجود نداشت که به داستان اصلی ربطی نداشته باشه یا اونو پیش نبره. چیز زیادی رو نمیشد حذف کرد. پس این فضا و فرصت رو برای خودمون ایجاد کردیم که عادلانه اونو انجام بدیم.”

او در مورد رابطه حرفه ایش با مایکل گمبون (بازیگر نقش دامبلدور) در فیلم ششم نیز عنوان کرد:

“من همیشه کار با مایکل رو دوست داشتم، ولی تا حالا صحنه بزرگ و عمیقی باهاش نداشتم. هیجان انگیز بود، با علم به این که می تونیم به خوبی از پس اون صحنه ها بربیایم. چهار ماه اول فقط من و اون بودیم، که عالی بود. راستش وقتی بقیه بازیگرها بالاخره به ما پیوستن، فکر کردم، “خوشم نمیاد”. عادت کرده بودم که فقط من و مایک باشیم، که به هرحال یکی از بهترین بازیگرانی هست که باهاش کار کردم، و شاید کمترین حرفه ای. که بودن باهاش رو واقعاً لذت بخش میکنه.
اون هیچ چیز رو جدی نمی گیره، همیشه در حال خندیدن هست، باز هم لحظه ای که دوربین ها ضبط رو متوقف می کنند به نظر میاد اونو به کار می اندازه. به دلیل زمان زیادی که پیش هم بودیم، این فرصت رو داشتیم که رابطه خیلی خوبی پشت دوربین داشته باشیم و خوشبختانه به زبان دیگه ای به فیلم میاد.”

او در مورد صحنه های عاطفی نیز می گوید:

“تا زمانی که تو فیلم ششم بازی کردم، یه صحنه برهنه در تئاتر و چند صحنه بوسه داشتم، برای همین کاملاً خونسرد بودم. بیچاره بانی (بازیگر نقش جینی) خیلی نگران بود. فکر اینجاش رو نکرده بودم. فرض رو بر این گرفته بودم که اونم مشکلی نداره. تا حالا این کارو نکرده بود، برای همین اون رو آروم کردم و کارش رو خیلی خوب انجام داد. بعدش خب البته روپرت و لذت های نفسانی رابطه ش با لاوندر هست که خیلی سرگرم کننده است. (می خندد)”

در مورد شباهیت ها و تفاوت های او با هری:

“شاید نسبت به هری با نزدیکانم راحت تر هستم، با تنهایی مشکلی ندارم. من به پشتوانه حمایت والدینم بزرگ شدم، برای همین هرگز حس نمی کنم کاملاً تنها هستم. همیشه کسایی رو دارم که باهاشون حرف بزنم ولی هری نداره. برای همینه که خیلی از انرژیش رو از دوستانش نمی گیره. وقتی تنهاست و باید با انزوای خودش رورو بشه این موضوع برای اون حتی ترسناک تر میشه.
وقتی هری با توجهی که جلب میکنه سروکار داره بازی کردن نقش اون برام خیلی آسون میشه. خیلی بیشتر از مرگ یا یتیم بودن می تونم با این موضوع رابطه برقرار کنم، چون از اون دو هیچ تجربه ای ندارم. با این که تا حالا نقش سه یتیم رو بازی کردم.”