نقل قول

نقل قول روزانه دمنتور تا یادگاران مرگ: ۵۹ روز مانده

تنها ۵۹ روز به اکران فیلم سینمایی هری پاتر و یادگاران مرگ باقی مانده است. سایت انگلیسی زبان TLC در ابتکاری تصمیم گرفته هر روز نقل قول هایی از بخش اول هری پاتر و یادگاران مرگ را بنویسد تا رسیدن به روز اکران کاربران با هم در مورد آن گفتگو کنند.

دادلی گفت: به نظر من تو حیف نون نیستی.
اگر هری به چشم خود حرکت لب های دادلی را ندیده بود امکان نداشت چنین چیزی را باور کند. از این رو، پیش از آن که بتواند باور کند که این کلمات از دهان پسرخاله اش بیرون آمده، چند لحظه ای به او خیر ماند. از طرفی، چهره ی دادلی سرخ شده بود. خود هری هم شرمنده و متحیر بود.
– خب، راستش، ممنونم دادلی.
بار دیگر به نظر رسید که دادلی با چنان افکار ثقیل و سنگینی دست و پنجه نرم می کند که زبان از بیانش قاصر است و بعد گفت:
– تو جونمو نجات دادی.
هری گفت:
– نه بابا، فقط ممکن بود دیوانه سازه روحتو بگیره…

فصل سوم: عزیمت خانواده‌ی دورسلی
عکس رنگی این مطلب متعلق به وب سایت جادوگران می باشد.

نظر شما چیست؟
– دوست داشتید رابطه هری و دادلی از اول خوب و دوستانه بود؟

39 دیدگاه برای “نقل قول روزانه دمنتور تا یادگاران مرگ: ۵۹ روز مانده

  1. اگه دوتا برادر بودن شاید ولی نه من به شخصه ترجیح می دادم رابطشون بد باشه چون اگه خوب می بود اصلا کل داستان عوض می شد

  2. نه. همونطور که دوستان گفتند اگر هری قبل از ورود به هاگوارتز بهش خوش گذشته بود که هری پاتر نمیشد!!! اگر 1 دوست صمیمی تو خونه خاله جانش داشت که برای رفتن از اون خونه (حالا چه رفتن به پناهگاه و چه هاگوارتز…) لحظه شماری نمیکرد! کاش در این متن اون تیکه رو هم مینوشتید که دادرز واسه هری چای گذاشته یا به قول پتونیا با این حرفا به هری گفته دوستت دارم یا به هری دست داده و گفته به امید دیدار یا اینکه میخواسته هری باهاشون بره!!! آخی…!!!

  3. اگر رابطشون از اول خوب بود صحنه های جالبی رو از دست می دادیم و در ضمن رابطه ی بدشون باعث اشتیاق بیشتر هری به هاگوارتز شده بود………
    ولی بالاخره معلوم شد دادلی ام از انسانیت بویی برده…..

  4. درود

    نه! اگه رابطشون دوستانه می بود، گند زده می شد به داستان! همین بهترین چیز بود!
    حتی لازم نبود آخرشم دادلی با هری دست دوستی بده! ولی حالا که داد هم خوبه!

    بدرود

  5. سلام:
    با نظر منم با نطر دوستمون layla موافقم و باید بگم که نه اگر هری تو خونه دورسلی ها حتی از دادلی روی خوش می دید دیگه انقدر داستان جذاب نمیشد چون یکی از عناصری که شخصیت هری رو به این قشنگی شکل داد سختی هایی بود که قبل از 11 سالگی تو خونه درسلی ها دیده بود

  6. خب هم نه هم آره.
    آره چون دوست داشتم یه جورایی از سبک کلیشه ای داستان ها دور باشه.پسری که مورد ظلم کسانی که ازش نگهداری می کنن قرار بگیره خیلی زیاد تکرار شده
    نه هم به خاطر این که اون زخم زبون ها و توهین ها باعث می شه تا خواننده یه حس دوست داشتن نسبت به هری پیدا کنه و حتی مثل هری عاشق هاگوارتز بشه

  7. بااینکه دلم برای هری خیلی میسوخت ولی با این حال {نه}چون چاشنی داستان بود وبه نظرم جالب میرسید.

  8. سلام سلام
    به نظر منم اگه دادلی با هری خوب بود زیاد منطقی به نظر نمیرسید…پدر و مادرش سایه ی هری رو با تیر میزدن اونوقت پسر شون با هری خوب باشه؟؟!

  9. باsnitch_seeker
    موافقم….ولی خیلی دوست داشتم که قیافه ی دورسلی هارو وقتی هری ولدمورتو شکست و جامعه ی جادوگرارو نجات داد میدیدم…راستیAli Potter
    جان اگه میشه نام کاربریتو عوض کن چون با مال من یکیه

  10. مطمئنا نه!!!
    دعواهای این دو تا هم از عناصری بودن که باعث میشد داستان جذاب تر و باحال تر بشه در ضمن چون حالم زیاد خوب نیس زیاد نمیگم…
    فقط اینکه با نظر layla کاملا موافقم…
    ممنون

  11. خیر.اگه رابطشون خوب بود یه خورده داستان لوس می شد.این تضادی که بین یه عضو اصلی خانواده و یه شخص ناخوانده دیگر وجود دارد طبیعی است و اگر نبود جای تعجب بود.
    فکر میکنم اگه هری دادلی را دوباره ببینه رابطشون همون جوری خوب باقی مونده باشه.

  12. نه!!همین دعوا هایی که می کردن خیلی با نمک بود!! مثلا وقتی هری دادلی رو تهدید می کرد یا مسخرش می کرد من خیلی خوشم میومد چون هری میشه گفت تنها کسی بود که می تونست دادالی رو اذیت کنه!! ( البته معمولا جواب هم می گرفت)

  13. اگه این دعواها نبود کتاب جذابیت خودش رو از دست میداد (اگه با هم راحت بودن که هری نمی خواست بره بارو)
    از طرف دیگه دادلی اونقدر عقل نداشت که استقلال شخصیت داشته باشه و همین باعث می مثل پدر و مادرش رفتار کند وگرنه خود دادلی که ایرادی نداشت (تنها لحظه ای که عقلش رو به کار انداخت همین قسمت بود)

  14. دعواهاشون اگه نبود اصلا حال نمی دتاد تو این یه تیکه از دادلی خوشم اومد نشون داد اونقدرا هم که هری فکر می کنه بد نیست

  15. اگه این دعواهای این دو تا نبودن که کتاب شکل نمیگرفت . هری میموند خونه خالش هیچ علاقه ای هم به رفتن به بارو نداشت .

  16. دادلی خیلی هم ذات بدی نداشت.اون هم اگر مثل هری بزرگ می شد اصلا لوس و بی منطق نمی شد.نه.اگه از اول رابطه شون خوب بود جالب نمی شد.این جوری باحال تر شد.

  17. سلام
    شاید واقعا دادلی مثل والدینش بد نبوده و این لوس بار اوردنهای پدر و مادرش، و این حقیر کردن هری از جانب پدر و مادرش بوده که اون رو به اون حالت نفرت انگیز در اورده بود اما به هر حال … یه جورایی دوست داشتم دارسلی ها؛ وجود دنیای جادویی رو قبول کنن و توی این نبرد بزرگ به صورت غیرقابل پیش بینی به هری کمک کنن مخصوصا خاله اش … که نزدیک ترین کس به مادرش بود …

  18. سلام به همه
    به نظرم اگه از اول داستان رابطشون خوب بود،برای هری تحمل کردن تابستون و دوری از هاگوارتز و دوستاش راحت تر میشد
    ولی خب ذاستان همین جوری که از ذهن رولینگ تراوش کرده بهتره
    درضمن با نظر layla درباره ی طرز فکر آدما موافقم
    ممنون امید

  19. به نظر منم همینطوری خوب بود منطقی ترم بود. مطمئنا هرکسی نظر مامان و باباشو می پذیره تا وقتی که اونقدر عاقل بشه که خودش بتونه درستشو بفهمه. دادلی هم که اصلا عاقل نبود بیچاره.

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.