نقل قول

در 22 روز باقی مانده: نقل قول های به یادماندی از کتاب ها

این بار هم از علی (albus.f.v.d) و s_BA برای تکراری شدن نقل قول هایشان عذرخواهی میکنم و به خاطر ارسالش هم تشکر.

توجه: لطفا دیگر نقل قول نفرستید. برای تا پایان سال 1400 نقل قول ارسال شده و متاسفانه هر روزی که اعلام میکنم نفرستید، بیش از 20 مورد دیگه ارسال میشه. برادرانه تمنا میکنم دیگه ارسال نکنید.

این هم نقل قول های زیبای امروز…

محمدرضا اسلامی

دامبلدور ساعتش را در جیبش گذاشت و گفت: هاگرید دیر کرده.راستی،حتما اون به شما گفته که قرار من بیام اینجا نه؟
-بله نمیخواین به من بگین برای چی به اینجا اومدین؟؟؟
-من اومدم که هری رو به خاله و شوهر خال اش تحویل بدم.اونا تنها قوم خویش هری هستن
پرفسور مک گوناگل از جا پرید و به خانه ی شماره چهار اشاره کرد و گفت:منظورتن همین خونه س؟یعنی همین کسایی که توی این خونه زندگی میکنن؟؟شما نباید این کار رو بکنید.من از صبح رفتارشون زیر نظر دارم.اینا هیچ شباهتی به ما ندارن…هری پاتر قراره این جا زندگی کنه
دامبلدور با قاطعیت گفت:این جا برای هری از همه جا بهتره.وقتی بزرگ بشه خاله و شوهر خاله اش ههمه چیز رو براش توضیح میدن.من براشون یه نامه نوشتم
-نامه! به نظر شما میشه همه چی رو تو نامه توضیح داد؟اونا هیچ وقت هری رو درک نمیکنن!اون مشهور میشه…یه قهرمان افسانه ای میشه…تعجبی نداره که در آینده اسم انروز رو روز هری پاتر نام گذاری کنند.چه کتاب هایی که درباره ش نمینویسن…تمام بچه های دنیامون اونو میشناسن

هری پاتر و سنگ جادو-فصل اول(پسری که زنده ماند)

مهدی کرمی

هاگرید با حالتی صمیمانه و تحسین آمیز به هری نگاه می کرد. ولی هری نه خوشحال بود نه به خود می بالید زیرا اطمینان داشت اشتباه بزرگی رخ داده است. او و جادوگری؟ چه طور ممکن بود او جادوگر باشد؟ تمام عمرش از دادلی کتک خورده بود. عمو ورنون و خاله پتونیا همیشه به او زور می گفتند. اگر او جادوگر بود چرا زمانی که دورسلی ها می خواستند اورا در انباری زندانی کنند آن ها را تبدیل به وزغ های بد ترکیب نکرده بود؟ اگر او بزرگ ترین جادوگر تبه کار دنیا را شکست داده بود چرا همیشه دادلی اورا مثل توب فوتبال به این طرف و آن طرف می انداخت؟

ققنوس

سیل دیوانه‌سازها در میان درختان جنگل، آرام آرام، حرکت می‌کردند؛ سرمایشان را حس می‌کرد و اطمینان چندانی نداشت که بتواند بی‌دردسر از میانشان بگذرد. دیگر رمقی برای ساختن سپر مدافع برایش باقی نمانده بود. دیگر لرزش خودش را نیز نمی‌توانست مهار کند. از قرار معلوم مردن هم چندان آسان نبود. هر نفسی که می‌کشید بوی سبزه‌ها، وزش باد خنک به موهایش، همگی بسیار ارزشمند بودند: در این فکر بود که مردم سال‌های سال وقت برای تلف کردن داشتند که از بس زیاد بود به کندی می‌گذشت، در حالی که خودش به هر ثانیه محکم می‌چسبید. و در همان هنگام به فکرش رسید که دیگر قادر به ادامه‌ی راهش نیست، اما می‌دانست که باید به راهش ادامه بدهد.

فصل سی و چهارم/بازهم جنگل – هری پاتر و یادگاران مرگ – صفحه 797 – ویدا اسلامیه

ایمان وثوقیان

– تو رو شناسایی کردند؟ ولی چطوری؟ چه کار کرده بودی؟
هری سعی کرد ماجرا را به خاطر آورد: کل سفرشان همچون تصویر تاری لبریز از وحشت و سردرگمی به نظر می‌رسید.
– من… استن شانپایک رو دیدم… می‌دونی، همون پسره که کمک راننده‌ی اتوبوس شوالیه بود دیگه؟ بعد به جای… خب، سعی کردم خلع سلاحش کنم، آخه اون نمی‌فهمه داره چی کار می‌کنه، نه؟ ممکنه تحت تأثیر طلسم فرمان باشه!
لوپین مات و مبهوت نگاه می‌کرد.
– هری، زمان خلع سلاح دیگه گذشته! این افراد سعی دارند تو رو اسیر کنند و بکشند. اگه آمادگی کشتنو نداری دست کم بیهوششون کن!

فصل پنجم: افول جنگجو – هری پاتر و یادگاران مرگ

67 دیدگاه برای “در 22 روز باقی مانده: نقل قول های به یادماندی از کتاب ها

  1. خيلي خوب بودن دست همتون درد نكنه…راستي من الان در مشهد هستم و با كوشي بيام مينويسم ببخشيد كوشي من زبان فارسي نداره براي همتون دعا ميكنم محتاج دعاتون هستم.

  2. راستش من حال ندارم نقل قول بفرستم!کتاب7 هم پیش دوستمه.ولی به نظرم نبرد هاگوارتز و بعدش رفتن هری به دفتر دامبلدور و رفتن به گذشته با قدح اندیشه یه ذرررررررررره از بقیه بهتر بود.ولی همه فصلای همه کتابا واقعا عالی بودن و خیلی سخت میشه بهترینو از بینشون انتخاب کرد.جالب اینجاست که هر کدوم به یه دلیل خاطره انگیز بودن.یکی به خاطر احساساتی و غمناک بودن ویکی هم به خاطر اکشن وهیجانی بودن…واقعا رولینگ یه نابغع ی تمان عیاره.

  3. مرسی بچه ها ک با این نقل قول هاتون ما رو به اون زمون ها بر میگردونید!!!
    همشون قشنگ و خاطره انگیز بودن بخصوص آخری…. اون تیکه رو خیلی دوس دارم…

  4. راستش من مدتی بی سیستم بودم و کلی هم کار داشتم و نتونستم بیام و الان که میبینم دیگه نمیشه نقل قول فرستاد ناراحت شدم چون فکر نمیکردم به این زودی دیگه نشه فرستاد.
    ولی خوب بازم خوشحالم که دوستانم نقل قول هایی زیبا فرستادن و بقیه هم از خوندنشون لذت بردن.
    مرسی از همه جادوگران دمنتوری مخصوصا امید.

  5. مرسی از همه دوستان خیلی قشنگ بودن
    دو تای اول به 6 ، 7 سال پیش
    یادش به خیر امید جان خسته نباشی

  6. سلام
    با تشکر از همه همشون خوب بودن ولی سومی که ققنوس فرستاده بود بهترینش بود.
    ولی باز ممنون از همه که زحمت کشیدن فرستادن.
    مردان…

  7. از همه ی دوستان و آقا امید ممنونم
    خب نقل قول نفرستید دیگه!!!حتما باید اون روش بالا بیاد؟:دی

  8. نقل قول های این دفعه خوب نبودن .ولی به هرحال دومی و سومی بهتر بودند .بازم از کسایی که این ها رو فرستادن تشکر می کنم.چون می بینم دیگه نقل قول من ثبت نمیشه الان میگم:برین صفحه آخر آخرین جلد هری پاتر موقعی که هری با جینی تنهایه و داره با پسرش خداحافظی می کنه.
    من این طوری گفتم که موقعی یک وقت ثبت شد،مزش از بین نره.

  9. خوب مثل هر روز این روزها در یائ ایام گذشته سیرکردم….
    ولی یعنی چی…..اقا امید شما که گفتید فعلا نفرستید تا خبرتان کنم….
    ولی حالا میگید دیگه خبری نیست
    خوب قسمت نبود نقل قول بفرستیم ،نشد که بشه……………

  10. اون سومیه جز به نظرم یکی از بخش های شاهکاره رولینگ در کل هفت جلده ..یکی از اصلی ترین کلیدهای شخصیته هریه..در واقع دقیقا فرق هری با بقیس..هری نه به این خاطر که مثل سوپرمن و بتمن و.. قدرت خارق العاده ای داشته باشه شده هری بلکه به خاطر همون نقل قول سومیه شده هری…اتفاق با همینم آحر سر ولمورتو به دست خودش می کشه نه با قدرت خارق العاده که احتمالا باید در فیلم 8 شاهد باشیم ( پرت کردن ولمورت)..خیلی دلم میخواست یکی این نقل قولو بفرسته شاید یکی از پنج دلی اصلی که میگم یادگاران یک آشغالترین فیلم اقتباسیه جهانه شاید به خاطر حذف کردن و یا اشاره نکردن به همون مفهمویه که توی این نقل قول وجود داره..چیزی که میگه این کتاب ها نه تنها ترویج جادوگری و خرافله نیست بلکه علت اصلی و راز قهرمان شدن یک انسان را بیان میکنه..ولی کجای فیلم این هست شما بگید
    باز هم به امید خسته نباشید میگم…و تبریک مجدد

  11. هر 4تا نقل قول قشنگ بودن…
    مخصوصا سومي…البته اولي خاطره انگيز تر بود…
    دست کساني که اين نقل قول ها رو فرستادن درد نکنه

  12. من لذت می برم وقتی قسمت هایی رو که قبلا خوندم ولی حضور ذهن ندارم برام یاد اوری می شه یاد لحظه هایی می افتم که این کتاب رو می خوندم خوش بودم گرفتار بودم.بوی خاصی داره بوی کتابی که الان تو قفسمه که برای اولین بار می خوندمش دیوووووونم می کنه دوست داشتم دو باره روز اولی بود که با این تاب ها آشنا می شدم دوست داشتم توی لندن بودم نسخه ارجینال این کتاب رو می گرفتم و می خوندم همه این ها گذشت .یاد اولین اشناییم با دمنتور می افتادم بهترین کلیپ های هری پاتر برای همیشه یا اسکرین سرور های فوق العاده

  13. دست گلشون درد نکنه راستی اگه کسی دوس داره جوابموبده راز بزرگ رولینگ ساعت3:24دقیقه قبل از ظهر هست یا بعد از ظهر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    1. بعد از ظهر…
      راستی این راز ویدئویه یا نوشتاری؟؟؟
      نکنه بیاد بگه فقط می خواستم تعداد بازدید از این صغحه رو بفهمم که بدونم چندنفر براشون مهمه که هری پاتر چی به سرش میاد؟؟؟؟
      توروخدا نوشت: ادمین عزیزم. مهربانم. فدات شم. ای بهترین. ای شکلات… {ای وای ببخشید شعورم فطع شده!} من چه گلی به سرم بگیرم که بیشتر از 4 تا نمیتونیم کامنت بذاریم؟؟؟هان؟؟؟هان؟؟؟هان؟؟

    1. فقط ييک ذره احساس…
      هر کلمه کتاب مي تونه يک خاطره باشه…
      تازه اينهمه تايپ کردن بنده خداها…

    2. شما دوست داری همش مرگ باشه،من از هفت پشتم پشیمون شدم که مرگ ولدمورتو فرستادم آخرشم تو سایت نیومد… دیگه حالم از مرگ ومیر بهم میخوره!!!!!!

  14. منم با شخصیت بچه ها دارم اشنا میشم . اصلا آقا امید فکر کنین این همه کاربر ازکسای یتشکیل شده که امتحاناتشون تموم شده که این نشون دهنده ی دانش اموز بودنشون و همین طور کنکوری ها که کنکور رو کنار میذارن میان دمنتور (که نشون دهنده ی علاقه مندی به دمنتور ) و همین طور دانشگاهی ها و در نتیجه اعضای سایت سنی بین 12 تا25 سال و حتی بیشتر رو دارند. پس
    دمنتور= * بهترین سایت هری پاتر برای ما ایرانی ها *
    (اقا امید خودتون هم تعداد اعضای سایت رو که میدونید )

  15. نقل قول همه عالی بود،آٔقا امید خواهش میکنم،به هر حال من شانس ندارم دیگه!!!! آقا امید یعنی دیگه اصلا تو دمنتور نمیشه نقل قول ارسال کنیم؟

  16. از خواب و خوراک افتادم! از ساعت یازده صبح که لپ تاپم رو روشن کردم توی یوتیوب و سایت شمام! بخدا گور گیجه روحی گرفتم! احساس میکنم تا بیست ساعت دیگه بیست سال می گذره! حالت تهوع گرفتم. جو چی پیش خودش فکر کرده؟؟ فکرکرده برای ما مهم نیست که این راز چیه؟ یا خواسته ماها رو امتحان کنه؟ نمی دونم چطور قبلا برای کتاب یا فیلم هری صبرمیکردم! اوه خدای من! دارم دیوانه میشم! واقعا دیوانه شدم! بچه ها یه راهی نشونم بدین که این دندونه رو چطوری رو جیگرم بزارم؟؟؟ آدرس جیگر و قلوه و این جور چیزا رو هم ندیدن که میدونم کجان!!!! خدایا یه کاری کن قش کنم و فردا ساعت 3 و بیست دقیقه… نه زوده! 3 و بیست و سه دقیقه به هوش بیام.
    سوال مهم نوشت: کسی مثل من هست؟

    1. کسي اينجوري هست؟؟؟؟تنها20 ساعت مونده تا رولينگ همه رو غافلگير کنه.ولي به نظر من بچه ها هر چي باشه به طرفدارها مربوط ميشه.
      اميد جان،فردا ساعت 10 توسايت باشيم؟؟؟؟؟؟؟؟

  17. پس اگه نیازی به ارسال نقل قول نیست اون تصویری که توی نوار کناری گذاشتیدو نوشته “در خداحافظی سهمی داشته باشید” از قالب وبسایت حذف کن امیدجان!

  18. برادرانه!!
    ممنون.
    من از آخری بیشتر خوشم اومد.
    انگار برام جدید بود.
    با این که کتابو خوندم اصلا احساس آشنا بودن باهاش نداشتم.عجیبه!!؟؟

    آقا امید من یک گله از شما دارم.
    می دونم خیلی زحمت می کشینا ولی حالا نمی گم.
    گفتم که تو دلم نمونه غم باد نگیرم.

  19. نقل قولا خیلی قشنگ بودن مخصوصا سومی….
    باتشکر از بچه هایی که نقل قول ارسال کردن و همچنین امید عزیز
    زنده باد هری پاتر.

  20. اقا امید خیلی ببخشین که به خبر ربطی نداره ولی باید بگم
    1.من رفتم ماگل نت و حسابی از دمنتور تعریف کردم
    2.وقتی نظرا رو خوندم فهمیدم کسایی با شرایطی بدتر از ما هستن و ما این شرایط خوبو مدیون اقا امیدیم
    3.حالا دیگه زیاد ناراحت نیستم که ما هم جشنی چیزی نداریم چون دمنتور کافیه
    4.واینکه باید بگم باید قدر این روزا رو بدونیم(با اینکه من کنکور العظیم دارم!) و اینکه نمیتونین تو هیچ سایتی رابطه به این خوبی بین کاربرا پیدا کنین.دمنتور بخشی از خانواده هممون شده من دارم با همه ی کاربرا تو ذهنم ارتباط برقرار میکنم انقدر نظر ینا گذاشتیم که دارم با شخصیت همه اشنا میشم!
    5.از طرف اقا امید میگم بچه هاااااااااااااااااااااا دیگه نقل قول نفرستین اقا امید انقدر زحمت میکشن لا اقل اذیتشون نکنیم
    6.میگم اگه میتونینن برین تو ماگل نت و از دمنتور حمایت کنینن(حالا یه جمله انگلیسی هم میتونه باشه!!)

    امید کراتی امید کرات!

    1. کاملا موافقم…
      من هم وقتي وارد سايت دمنتور مي شم يک احساس صميميت خاصي بهم دست مي ده(اغراق نيست باور کنيد!!!!)

    2. fiction lover عزیز ممنون که تو ماگل نت از دمنتور حمایت کردی با نظرتم خیلی حال کردم دمت گرم همه حرفات خوب و به جا بود
      باید قدر دمنتور و آقا امید عزیز رو دونست

  21. همشون خوب بودن
    لذت بردم
    آخریه باحاله لوپین میگه زمان خلع سلاح گذشته اما هری بازم با طلسم خلع سلاح طلسم ولدمورت رو به خودش بر میگردونه و اونو میکشه

  22. باشه دیگه ارسال نمیکنیم ، دوستان آقا امید رو اذیت نکنید دیگه ، ارسال نکنید ،
    داش امید اونایی که ارسال شده رو دریاب :دی

  23. همه فوق العاده بودن ممنون…اقا امید خیلی باحال بود سال 1400…من میخواستم بخشی که هری مثلا میمیره رو بفرستم اینطور که گفتین حتما ارسال شده…نمیفرستم چشم

    زنده بااااااااااااااد دمتنور…

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.