پاترمور / رولینگ

متن کامل فارسی کنفرانس مطبوعاتی جی.کی.رولینگ در مورد پاترمور

همان طور که دیروز مطلع شدید، جی.کی.رولینگ پس از انتشار ویدیوی صحبت‌هایش در سایت یوتیوب در مورد پروژه‌ی جدیدش، در کنفرانسی خبری به چند سوال پاسخ داد. اگر پوشش خبری لحظه به لحظه‌ی دمنتور را دنبال کرده باشید حتماً از بخش هایی از صحبت‌های او در این کنفرانس باخبر شده‌اید و با دیدن تصاویر رسمی منتشر شده، ماهیت این سایت تا حدودی در ذهنتان شکل گرفته است. اما برای این که با جزئیات بیشتری از این پروژه‌ی بدیع آشنا شوید، بر آن شدیم متن کامل صحبت‌های رولینگ در این کنفرانس مطبوعاتی را ترجمه و در اختیارتان قرار دهیم:

کنفرانس مطبوعاتی جی.کی.رولینگ

“پاترمور راه بسیار خوبیست که لطف خوانندگان را جبران کنم، خوانندگانی که کتاب‌ها را به این موفقیت بزرگ رسانده‌اند. هنوز هم نامه‌های بیشمار و بسیار زیادی به دستم میرسه… واقعاً فکر می‌کردم تا حالا تعدادشون کم میشد. هر هفته داستان‌ها، نقاشی‌ها یا درخواست‌هایی برای نوشتن پیش درآمد یا دنباله‌‌ای برای کتاب‌ها به دستم میرسه.
این سایت تنها یک راه عالی برای ادامه داشتن این خلاقیت طرفدارهاست. برای من تجربه‌ی فوق‌العاده‌ای بوده که در این محیط، خلاق باشم، چون چنین محیطی در سال 1990 که ایده‌ی کتاب‌ها را داشتم وجود نداشت. همچنین راه بسیار شگرفی است که نسل دیجیتال را با کتاب‌ها آشنا کرد.
واقعاً این پروژه به طور خاصی هیجان انگیز بود. حدود دو سال روش کار کردیم و به نظرم این خارق‌العاده‌ست که تعداد خیلی کمی از طرفداران متوجه شدن که ما چه قصدی داریم. تعداد کمی متوجه شدن و واقعاً لطف کردن و زود دست ما رو رو نکردن. کار کردن روی این پروژه با این گروه عالی، خیلی هیجان انگیز بود.”

 

در مورد گروه‌بندی:

“گروه‌بندی برای من یکی از سرگرم‌کننده‌ترین موارد پروژه بود. من شانزده سال مشغول نوشتن کتاب‌های پاتر بودم و طی این مدت یه احساس واقعی داشتم که مردم به کجا تعلق دارن و توی کدوم گروه قرار دارن. وقتی مردم رو می‌دیدم ناخودآگاه اونا رو پیش خودم گروه‌بندی می‌کردم.
بنابراین، با گسترش این پهنه‌ی وسیع سوالات که به صورت تصادفی برای کاربر انتخاب میشه – در نتیجه لزوماً سوالات پرسیده شده از شما و دوستانتان یکسان نیست – به نظرم خیلی مهم بود که مثلاً کاربرها با دومین حدس متوجه نشن کدوم گزینه به معنی گریفندور هست. ولی نکته هیجان انگیز برای من اینه که اگر در گریفندور گروه‌بندی نشدید، اگر در یکی از سه گروه دیگر گروه‌بندی شدید در عوض یک چهارم بخش‌های اضافی خواهید داشت چون به سالن عمومی خودتون میرید. اگر در گروه گریفندور بیافتید فقط هری رو دنبال می‌کنید. اما اگر در گروه هافلپاف، ریونکلاو یا اسلیترین بیافتید، به سالن عمومی خودتون میرید، هم‌نوعان خودتون رو می‌بینید، که به شما میگن چه آدم‌های معروفی در گروهتون بودن و ذات حقیقی گروه شما چیست.
در داستان اصلی شما گروه‌ها رو فقط از دید سه قهرمان من می‌بینید. چیزی که می‌خوام بگم اینه که در اسلیترین بودن چیز هولناکی نیست. و در حقیقت من همیشه گریفندور و اسلیترین رو به عنوان دو گروه که بیش از همه به هم نزدیکند دیدم. فکر می‌کنم خود هری به راحتی می‌تونست به یکی از این دو راه بره. فکر نکنم بشه جواب‌ها رو حدس زد. باید با صداقت جواب بدید. برای این کار فقط یک بار فرصت دارین، مثل تست هوشه، هیچ راه برگشتی نیست، باید بار اول درست انجامش بدید.
ما این رو آزمایش کردیم. من روی خانواده‌ام تستش کردم و همه در گروهی قرار گرفتن که فکر می‌کردم، و وقتی گروه اونو در قالب سایت پیاده کرد، شما {خطاب به تارک نسری از TH_NK (موسسه طراحی وب‌سایت)} گفتید بیشتر مردم در ریونکلاو قرار گرفتن. تنها دو نفر در اسلیترین قرار گرفتن که کاملاً لباس سیاه پوشیده بودن. پس این عملی بوده.”

 

این ایده چطور به فکرتان رسید و چقدر مطالب جدید در سایت هست؟

“باید بگم بیش از نیمی از مطالب جدید رو قبلاً نوشتم – و چند موضوع جدید هم نوشتم، خصوصاً معرفی گروه‌ها. فرصت جالبی بود که برگردم به عقب، و دوباره فکر کنم اگر هری مسیر دیگه‌ای رو دنبال می‌کرد چی میشد. بنابراین چیزهای خیلی زیادی ایجاد کردم.
{این ایده} موقعی مطرح شد که من و نیل {بلیر – وکیل رولینگ} داشتیم بحث می‌کردیم. می‌دونستیم تقاضاهای زیادی برای کتاب الکترونیکی وجود داره اما من می‌خواستم… اگر قراره این کار انجام بشه فراتر از این‌ها باشه. مشخصه که درخواست‌های زیادی برای انواع بازی‌ها و بازی‌های تعاملی آنلاین و از این جور چیزها داشتیم. می‌خواستم سرگرمی وسیله‌ای برای مطالعه باشه. می‌خواستم برگردونمش به تجربه ادبی، تجربه داستانی، و این چیزی بود که از اون بحث‌ها بیرون اومد. بنابراین دو سال پیش با جدیت کار بر روی این پروژه رو شروع کردیم.”

 

آیا در آینده دایره‌المعارف چاپی منتشر می‌کنید؟

“در حال حاضر نمی‌دونم اصلاً کتابی منتشر میشه یا نه. دنیا یه جورایی از من جلو افتاد چون در سال 1998 مطالبی که خلق کردم اون قدر زیاد بودن که در کتاب‌ها نمی‌گنجید. واقعاً مسخره بود که کسی… برای من اون موقع، پبش خودم فکر کردم، آخه کی می‌خواد بدونه اهمیت انواع چوب‌های چوبدستی چیه؟ همه‌ی اینا توی ذهنم بود. پس تنها راهی که می‌تونستم تصور کنم که این مطالب رو منتشر کنم در قالب یک کتاب چاپی بود.
حالا، به محض این که چوبدستیتون رو گرفتید می‌تونید برید و ببینید که اهمیت چوب چوبدستی چیه. باید همه‌ش رو بخونید، ولی این طوری تجربه خیلی جالبیه.
آیا دایره‌المعارفی منتشر میشه؟ شاید. دو چیز در مورد دایره‌المعارف میگم: اولاً، همیشه گفتم و حالا هم پای حرفم هستم، اگر در آینده دایره‌المعارف چاپی منتشر کنم می‌خوام که همه‌ی عوایدش به خیریه برسه. در سال 1998 حتی خوابش رو هم نمی‌دیدم که شخصاً در موقعیتی باشم که یک موسسه خیریه بزرگ رو تأسیس کنم و شخصاً کارهای خیریه بکنم، و قبلاً هم کتاب‌هایی رو برای خیریه نوشتم.
نکته دیگه اینه که، این مجانی هست. لازم نیست چیزی بخرید تا به چیزهایی که امروز دیدید دسترسی داشته باشید. لازم نیست برای گرفتن مطالب اضافی پولی بپردازید، لازم نیست حتی یه چیز بخرید تا وارد پاترمور بشید و تجربه‌ای که دیدید رو داشته باشید. این برای من خیلی مهم بود. این برای جبران بود. این بار تکنولوژی وجود داشت تا چیزی فراتر از کتاب‌ها و فیلم‌ها برای طرفداران کنونی ایجاد کنیم.”

 

گفته شده که خداحافظی با هری پاتر برای شما خیلی سخت بوده. این راهی برای این بوده که بتونید دوست پسرتون رو بیشتر نگه دارید؟

“دقیقاً مثل دوست پسر قبلیمه. راستش رو بخواید زمانی که نوشتن هری رو تموم کردم، با چنان شدتی گریه کردم که تنها زمان مرگ مادرم این طوری گریه کرده بودم. این قدر که برای هری گریه کردم، تا حالا برای هیچ مردی گریه نکردم. بنابراین، همون طور که می‌دونید، خیلی وقته قراری نگذاشتیم، و حالا دو سال گذشته و اینو ساکت نگه داشتم.
غیرمنتظره است که چطور به راحتی آروم آروم به این دنیا وارد و از اون خارج شدم. وقتی نوبت میرسه به نوشتن یادداشت‌های کامل کننده یا نوشتن مطالب جدید، که چند جا انجام دادم، کاملاً صادقانه بگم که فکر می‌کنم خارق‌العاده‌ست که چه راحت واردش شدم و ازش خارج شدم، خیلی عالیه. اما در مورد هری به یه خاتمه رسیدم، و فکر می‌کنم مهمه که بگم که قصد ندارم رمان دیگه‌ای بنویسم. این طریقه‌ی شگفت‌انگیزی بوده که با این بخش از زندگیم در ارتباط باشم، اما کاملاً مطمئنم دیگه کارم با رمان تموم شده. ولی ادامه پیدا کردنش جالب بود.”

 

در خصوص نامه‌های جو و این که دوباره صندوق پستش پر از نامه میشه یا خیر

“من نامه دوست دارم. نه همه‌ی نامه‌ها رو. 99 درصد نامه‌ها رو دوست دارم.
کتاب‌ها، امکان نداره که بگم هری پاتر برای من چی بوده و مبالغه باشه. کاملاً زندگی من رو دگرگون کرد. به عنوان خالقش دوستش داشتم. به هیچ وجه دوباره برای من اتفاق نمی‌افته. دوباره برای کس دیگه‌ای اتفاق می‌افته، مجموعه‌ی کتاب‌هایی خواهند بود به همین بزرگی. من خوانندگانم رو تحسین می‌کنم. خوانندگانم رو دوست دارم. هر نویسنده‌ای دوست داره فکر کنه اونا به مطالعه ادامه میدن.
سوالی که فکر می‌کردم زودتر ازم پرسیده بشه ولی می‌خوام برای اطلاعتون جواب بدم بحث کتاب الکترونیکی/چاپی هست: دیدگاه من اینه که نمیشه جلوی پیشرفت رو گرفت. کتاب الکترونیکی دیگه همه گیر شده، در آینده فراگیر میشه. شخصاً کتاب چاپی رو دوست دارم، اما همین اواخر، بعد از خیلی‌ها چون من زیاد توی تکنولوژی به روز نیستم، در واقع امسال بود که من برای اولین بار کتاب‌های الکترونیکی رو دانلود کردم. و فوق‌العاده‌س، برای مسافرت و خصوصاً برای بچه‌ها  چیز خارق‌العاده‌ایه که هزاران کتاب رو در جیبتون در یک وسیله‌ی کوچک جابجا کنید، برای همین احساس خیلی خوبی دارم که هری پاتر به این محیط نو برده بشه. اما بازم کتاب چاپ شده کاغذی رو دوست دارم؛ فکر کنم از هر دو میشه لذت برد.”

 

شما اسم پاترمور به ذهنتون رسید؟

“بله. خیلی بهش افتخار میکنم. ما خیلی در این مورد بحث کردیم ولی این اسم از من بود.”

 

میشه در مورد تصمیمتون در خصوص ارائه‌ی مستقیم {کتاب‌های الکترونیکی} به خریداران صحبت کنید؟ تصور نمی‌کنم “اپل” و “آمازون” زیاد خوشنود باشن.

“خب من نمی‌تونم جای کس دیگه‌ای صحبت کنم. این تصمیم برای من کاملاً روشن بود. اولاً به این معنیه که – منظورم اینه که هری پاتر هر چی باشه یک پدیده‌ی بین‌المللیه و این به این معنیه که می‌تونیم ببینیم مردم از همه‌جا تجربه‌ی یکسانی رو تقریباً در یک زمان دارند. خیل زیادی از طرفداران قادر خواهند بود دقیقاً در آن واحد تجربه‌ی یکسانی رو داشته باشن، که برای من واقعاً خوش‌آیند هست.
بسیار خوش شانس هستم که منابعی دارم که خودم می‌تونم انجامش بدم و بنابراین به نظرم باید درست انجامش بدم. فکر می‌کنم این تجربه‌ای عالی و منحصر به فرد هست که می‌تونم از هر جهت استطاعتش رو داشته باشم. که ار وقتم استفاده کنم و آدم‌های مناسب رو پیدا کنم – TH_NK خیلی عالی بودن – که بهش جامه عمل بپوشونم. واقعاً هیچ راه دیگه‌ای نبود که بشه برای طرفداران انجامش داد، جز این که خودم انجامش می‌دادم. هر کسی نمی‌تونه این کارو انجام بده، درک می‌کنم، ولی به نظرم برای هری پاتر کار درست همین بود. برای هری پاتر راه درست بود چون طرفداران پاتر جزء اولین‌ها بودن، به نظرم منصفانه است که بگیم، جامعه‌ی آنلاین عظیمی وجود داشت و برای من به عنوان نویسنده خیلی جالب بود که بتونم ارتباط مستقیمی با طرفدارانم داشته باشم، و قبلا حضور آنلاین مستقیم داشتم، قبلاً سایت خودم رو داشتم. بنابراین احساس نمی‌کردم قدم بزرگی رو به جلو باشه. این امتداد چیزی بود که از قبل وجود داشت.”

 

می‌تونید بیشتر توضیح بدید که چه محتویات جدیدی در سایت هست و بخش‌های موردعلاقه‌ی شما کدام هستند؟

“قبلاً اشاره داشتم… فکر کنم بخش مورد علاقه‌م گروه‌بندی هست، که عاشق نوشتنش بودم، به نظرم اگر در یکی از سه گروه به غیر از گریفندور قرار بگیرید، در آخر اطلاعات بیشتری در سنگ جادو نسیبتون میشه. نوشتن این قسمت خیلی خوش بود. و بعدش چوبدستی‌ها، من در مورد جنس چوبدستی‌ها وارد جزئیات مسخره‌ای میشم، و این که مغزشون چه اهمیتی داره، و دلیل احتمالی این که شما رو انتخاب کرده و تمام جزئیات چوبدستی‌ها که بخشی از اونا رو خیلی وقته دارم و برخی رو تازه نوشتم.
سابقه‌ی پروفسور مک گونگال رو سال‌های سال داشتم و همیشه فکر می‌کردم یه جوری وارد داستان میشه ولی هرگز این اتفاق نیافتاد. هری و پروفسور مک گونگال هرگز تعامل و گفتگویی نداشتن که امکانش باشه این داستان بازگو بشه، برای همین داستان زندگی این کاراکتر که خیلی دوستش دارم پیشم باقی موند و هیچ جایی برای قرار دادنش نبود. حالا یه جایی هست که قرارش بدم. این برام خیلی خوشحال کننده بود.”

 

چقدر اطلاعات هست؟

“اوه، خدایا، نمی‌دونم. خیلیه. خیلی زیاده. 18 هزار کلمه در آغاز به کار هست ولی دارم بهش اضافه می‌کنم. هنوز دارم آرشیوم رو زیر و رو می‌کنم و همین طور که به کتاب‌های بعدی می‌رسیم بیشتر خواهم نوشت. در حقیقت، تا حالا هم مطالبی برای شش کتاب دیگه تحویل دادم. حدود دو سال روی این پروژه کار کردیم برای همین مدت زیادی روش کار شده.”

 

میشه در مورد کوییدیچ بپرسم؟

“فکر نکنم در مورد کوییدیچ هنوز همه چیز رو گفته باشم. مردها همیشه در مورد کوییدیچ ازم می‌پرسن چون تعداد کسایی که، و من گیک‌ها رو دوست دارم برای همین اینو به صورت تحقیر آمیز نمیگم، ولی تعداد مردهای گیک که میان پیش من و درباره‌ی کوییدیچ باهام بحث میکنن اون قدر زیاده که اگه به تعدادشون یک لیره داشتم خیلی پولدارتر بودم. از نظر اونا کوییدیچ غیرمنطقیه. ولی غیرمنطقی نیست و من یه سخنرانی از دامبلدور در کتاب اول داشتم که توضیح میداد چرا کوییدیچ غیرمنطقی نیست، بنابراین در یه مقطعی اینو توی سایت قرار میدم. متشکرم که یادآوری کردین.”

 

بار دیگر یادآوری می‌کنیم بخشی که رولینگ از قصدش برای ننوشتن رمان می‌گوید، منظورش هری پاتر است نه رمان دیگر.

91 دیدگاه برای “متن کامل فارسی کنفرانس مطبوعاتی جی.کی.رولینگ در مورد پاترمور

  1. ایدش برای سایت عالیه ولی من کامل متوجه سایت نشدم میشه یکی برام توضیح بده؟ممنون میشم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

  2. من که فکر میکنم از داستانای هری پاترم قشنگتر بشه.خدا کنه من تو اسلیترین بیفتم.چون گریفیندور برام تکراری شده.شماچی؟

  3. يكي از بهترين اتفاق هايي كه براي من قراره بيوفته همين باترموره…من كه ثبت نام كردم فقط كاش جزو اون 1 ميليون نفر خوش شانس باشم.با تشكر از شما.

  4. راستی یه سوال؟
    اگه این پاتر مور قراره شروع به فعالیت کنه تا اینهمه وقت، این میتونه به این معنا باشه که دیمنتور هم مثل سابق فعالیت داره!؟؟
    یعنی ارتباط مارو با پاتر مور حفظ میکنه؟ یا از اونجا واسه کسایی که نتونستن از امکانات استفاده کنن خبر بیاره و بازهم کنار بچه ها باشه؟
    هرچی باشه بالاخره به رولینگ ربط داره و اسم یسایتم طرفدارای رولینگه دیگه!
    اگه اینطوری باشه خیلی محشر میشه!

  5. —->Lumos
    خیلی جالب بود! من همین الان به راز pottermore پی بردم. خیلی حیف شد که تو ویژه برنامه نبودم. اخه امتحان داشتم!!
    ولی بالاخره بچه هایی که میگفتن یه سایتیه مثل جادوگران که شبیه هاگوارتزه حرفشون به حقیقت پیوست!
    البته که نمیشه این سایتو با جادوگران مقایسه کرد! قصد بی احترامی ندارم ولی هرچی باشه کار رولینگ با گروه خفنش که خیلی ام حرفه ای هستن خیلی با ماها فرق داره!
    البته هرچی ام که باشه ما که نمیتونیم مثل بقیه مردم دنیا ازش لذت ببریم. هرچی باشه ما امکانات خیلی زیادی دازریم که باعث شده از همه مردم دنیا مستثنی بشیم!
    در هر صورت من که ثبت نام کرد و امیدوارم خوش شانس باشم و بتونم از امکاناتش(اگه شیلتر نباشه) استفاده کنم!
    دست آقا امید و دوستاشونم درد نکنه که اینهمه پوشش خوب داشتن!
    ——> Nox

  6. اقا امید وقتی سایت پاتر مور باز شد همه رو خبرکن تا همه با هم بریم ثیت نام کنیم بعداز بقیه بپرس توی چه گروهی افتادن و چه چوبدستیه گرفتن

  7. سايت پاترمور خيلي عالييييييييييييييييييييييييييييي بود اما من نگرانم كه توي چه گروهي مي افتم .

  8. وای خدای من………..من دلم می خواد توی اسلیترین بیوفتم یا توی گریفندور مهر ماه تولدم بهترین هدیه ای که از رولینگ گرفتم پاترمور دستش درد نکنه

  9. واي خداي من اين زن يك ديوانه واقعيست.اخه تا چه حد يك فرد ميتونه خلاقيت داشته باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    با وجود حرفهايي كه زده ولي من باز هم دوست دارم توي گريفندور قرار بگيرم
    در ضمن به نظر من تصميمش در رابطه با ادامه ندادن كتابهاي هري پاتر فوق العاده منطقي بود چون هر چيزي(تاكيد ميكنم هر چيزي) كه بيش از حد طولاني بشه خيلي راحت لوس ميشه.رولينگ بهترين كارو داره انجام ميده

  10. واییییییییییی! من چه قدر هیجان زده ام!!!!
    واییییی خدا من هنوز هری پاتر رو کتاباشو تموم نکردمممم!
    چه شانسی!
    تازه شاهزاده دورگه 2 هستممممم!
    وای ولی فوق العادسسسسس! وای گروه بندیییییی! خدایا چوب دستیییی!
    انگار واقعیه!

  11. من اون قسمتو که میگه دو نفر ت واسلیترین افتادنو ده بار خوندم اما دقیقا نفهمیدم چی میگه؟

  12. مسئله قرعه کشی رو من عنوان کردم. چون فکرمیکنم این دوملیون از میون تمام ایمیل های ثبت شده قرعه کشی میشن. چون همه گر و گر دارن ایمیل میثبتن. طبیعتا باید قرعه کشی کنن

    1. آقا امید و حسین این همه زحمت می کشه نمی بینین.
      بعد حالا اینجا غلط املایی می گیرین.
      خب پیش می یاد دیگه.

    2. “امکان دارد یک واژه با دو املای مختلف رایج باشد که در این صورت هریک از این املاها مانع از غلط بودن املای دیگر نمی‌شود؛ به‌عبارت‌دیگر هیچ منعی ندارد که یک واژه به دو صورت مختلف نگارش یابد؛ مانند کلمه «چهارچوب» و «چارچوب»، «خوشنود» و «خشنود»، «صده» و «سده» که با هر دو املا صحیح است و هیچ یک بر دیگری از این لحاظ برتری ندارد.”
      منبع: http://virastar.blogfa.com/post-61.aspx

  13. درود
    وایییییییییییییی من که کلی خوشم اومد
    امیدوارم که ایمیل من و بقیه ی دمنتوریها تو قرعه کشی در بیاد
    خدا کنه
    واییییی من خیلی دوس دارم هر چی زودتر برم پاتر مور
    فکرشو بکن گروهبندییییییییییییییییییییییییییی
    مرسی آقا امید

  14. خیییلی ممنون.
    ایدش برای گروه بندی خیلی جالبه من عاشق این قسمتم.
    در مورد چوب دستی ها هم باید بگم یک چیز جدیده واقعا، که مغز اون ها چه اهیتی داره و برای چی ما رو انتخاب کرده…
    وااااااااااای واقعا پروژه ی عظیمیه!!!!! آفرین به این خلاقیت.
    به نظرم رولینگ منحصر به فرده.

  15. گروه بندی خیلی جالبه(به شرطی که ما بتونیم سوالا رو بخونیم و پاسخ بدیم)
    رولینگ فوق العاده است، همیشه سلاحی برای غافلگیر کردن داره.
    از ترجمه هم خیلی خیلی ممنون.کارتون عالیه.

  16. اینطور که معلومه خیلی فوق العاده س
    من که مطمئنم توی اسلیترین میوفتم(اگه خدا خواست و عضو شدیم)
    به قول فینیاس نایجلوس اسلیترینی ها هم شجاعن اما احمق نیستن
    من که پدرم درومد تا بخونمش دیگه ترجمه ش چقدر زحمت برده.حسین واقعا خسته نباشی،دست شما هم درد نکنه امید جان

  17. درود
    مرسی از ترجمه.خیلی جالب باید باشه.
    من که دوست دارم در اسلیترین باشم و امیدوارم همینطور بشه.
    در گروه عشقم پرفسور اسنیپ.
    ممنون.

  18. اولا تشکر میکنم از آقا حسین بابت ترجمه
    دوما خیلی دوست دارم پاترمور رو دنبال کنم و چیزهای جدیدی که به داستان اضافه میشه رو یادداشت کنم و لای صفحه ی آخر هر کتاب بذارم
    امیدوارم یه روزی یه کتاب چاپی دیگه منتشر کنه
    amir GRIFINDOR مطمئا کاربرا برای استفاده از چنین سایتی برای بازی ها و فیلم های آنلاین حتما باید اینترنت پرسرعت(حداقل سرعت 512kb) داشته باشن که از نظر سازنده هاش همه دارن و دیگه کسی دیال آپ نداره
    بازم ممنون بابت خبر

  19. سلام
    فكرشو بكن دن بيفته هافلپاف!…هاهاها!….يا كلا بازيگرا تو گروههاي بيربط بيفتن!(البته اگه منت بذارن بيان پاترمور)…تو كتابا كه ابدا از اسليترين خوشم نميومد ولي بعيد نيست بيفتم اسليترين(البته نه از نظر جون دوست بودن چون خيلي هم فداكارم…)….هرچي خدا بخواد…واسه من كه فرقي نداره.
    پي نوشت:مامان منم از اين پاترموره از همون اول خوشش اومد ولي بازم ميگه يه امساله رو محض رضاي خدا درس بخون…منم كه آره…پاترمور نيام ميشينم درس ميخونم…..!!

  20. خدای من، دوست داشتم بخش فازسی هم داشت.
    اگر قسمت فارسی، عربی، چینی و ژاپنی داشت کاملا یه وب سایت جهانی بود. الانم هست اما به درد ما نمی خوره!
    بیشتر طرفدارهای هری پاتر توی آسیان! این در حق ما ظلمه! این یه نوع بی اعتناعی به ماهاست!!!!

  21. ای کاش یه سری داستان درباره ی زندگی خود سازندگان هاگوارتز (گریفیندور،اسلیترین،هافلپاف و ریونکلاو) هم منتشر کنه.نه؟بالاخره اونا هم جادوگران بزرگی بودند و میشه داستان های جالبی ازشون در اورد.
    امیدوارم که هر چی هست با این سرعت اینترنت گازوِییلی ایران بشه ازش استفاده کرد.

  22. واقعا از رولینگ خوشم اومد
    خیلی خلاقیت داره
    از مجموعه داستانهای هری پاتر میشه اینها رو فهمید
    اکثر فیلما داستانشون ضعیفه فیلمهاشون قوی تره ولی هری پاتر برعکس داستانش اینقدر قوی بود که کارگردانها نتونستن قوی تر از اون فیلم درست کنن
    من خودم هر جلد کتاب هری پاتر رو 4 بار خوندم و بازم دلم میخاد بخونم
    از ترجمه هم ممنون اقا امید

  23. آقا حسین ممنون از ترجمه ی خوبتون .
    بعدش لطفا قالب قبلی روبزارین .آخه این فقط صورت هری رو نشون میده که چشماش بسته است قیافشم زایه است .
    تازه من یک پیشنهاد دارم می کم این هاگوارتز که تو ایران نیست بیاین همه عاشق های هری پاتر یه هاگوارتز یه بانک یا یه محله ی جادویی بسازیم
    من هم که هر چوبی گیر میارم با هاش چوبدستی درست می کنم
    به اندازه ی کافی هم شنل هاگوارتز دارم میتونم اینارو تامین کنم
    این توری همه راس راسی یک جادو گر یا ساحره می شیم
    ممنون منتظر پاسخ های خوب دوستان هستم

    1. آره amir2011 جان.اون وقت می افتن دنبالمون و میگن اینا شیطانی اند و جادوگر و … هستن بعد توی 20:30 نشونت میدن و شطرنجیت می کنن و می گن بگو از طرف کدوم کشور مامور به یاد دادن و ترویج جادو جنبل شدی.بعدش هم که دیگه معلومه…همین سایت رو هم که داریم بهش راضی هستیم به خدا…


      1. با قالبم موافقم.قبلی بهتر بود.
        حداقل یه عکسی بذارین که چشماش باز باشه….

        آقا امید من برای نقل قولا اومدم.
        پس کجان؟؟؟؟

        1. آخ گفتي…فقط يه عكس شاد كم داره سايت…
          اگه يه ذره رنگ و روش اضافه شه واقعا بهتر ميشه….به خصوص اگه عكس بالاي صفحه دست جمعي و شاد باشه….انقدر قيافه هاي زخم و زيلي ديديم تو پوسترا خسته شديم….

  24. درسته که گفته دیگه رمان نمینویسه ولی با این همه اضافات خودش یه جور کتاب نوشتنه دیگه!
    ممنون آقا امید واقعا که خیلی دمت گرم!!!

  25. آخِی!
    چه قدر هری رو دوستش داشته! خب نمیتونست تمومش نکنه؟ جدی گفتم
    من صبر ندارم تا بتونم برم و گروه بندی بشم
    من که خیلی خوشم اومده
    زنده باد رولینگ!

  26. منم الان ایمیلمو ثبت کردم…
    ترجمه عالی بود،ممنون حسین…
    یادمه امید یه سایتی معرفی کرده بود که توش تست شخصیت و گروه بندی و این چیزا بود…اونجا من تو گریفیندور افتادم،ولی اینطور که معلومه تو پاترمور بقیه گروه ها بهترن…
    بازم ممنون.

  27. امیدوارم من یا تو ریونکلا یا گریفیندور بیفتم. بخش چوبدستی هم باید جالب باشه . امیدوارم انتخاب بشم .
    ممنون بابت ترجمه

  28. SAM عزیز.میشه من ایمیلم رو بدم و لینک دانلود بیش نمایش موسیقی متن قسمت 2 رو برام ایمیل کنی؟

  29. سلام…من هم خيلي از اين پروژه خوشم مي ياد…ولي دوست ندارم بيفتم تو اسليترين…به هر حال اميدوارم تا اون موقع زبانم خوب شده باشه…

  30. من میرم گریفندور
    پاترمور خیلی جذابه نمیدونم چرا بعضی ها میگن به اون جالبی که فکرشو میکردیم نبود
    دستتون درد نکنه به خاطر ترجمه

  31. با این وضعیت بقیه ی گروه ها از گریفندور بهترن.
    یعنی ما فقط دنبال هری پاتر میریم؟ اونجا هری کی هست مجازیه یا خود رولینگه.
    مرسی آقا حسین.

  32. ممنون.خیلی عالی بود.امید جان اگه میشه سوالمو جواب بده:
    خواهشا لینک دانلود بیش نمایش موسیقی متن قسمت 2 رو که Sami عزیز گفت برات ایمیل کرده رو واسه م هم بزار.به خدا به امید این که گذاشتیش هر 1 ساعت به سایت سر میزنم.
    ببخشید اگه بی ربط بود.

  33. راستی امید جان… بنظرت رولینگ سعی می کنه ک پاترمور رو به تمام زبان های دنیا در بیاره؟!

  34. fّرای منم جالب ترین قسمتش قسمت گروه بندیه!!!من ک مطمینا توی گریفندور نمی افتم. :(
    >> راستی امید توی کتاب گفته بود به گروه هست که میشه گفت ماله تنبلا و خنگاس اون ریونکلا بود یا هافلپاف؟!

  35. این جوری که معلومه هنوز حالا حالا ها هری تموم نمی شه.
    بهتر…

    من برام فرق نمی کنه کدوم گروه بیفتم.
    البته زیاد دوست ندارم اسلیترینی باشم ولی خب بقیه گروهها برام مهم نیست.
    چون بالاخره فرق چندانی با هم ندارن.
    همشون یه خصلت های خوبی دارن.
    ولی خودم فکر می کنم که تو گریفندور بیفتم.
    شاید…
    فکر می کنم با روحیاتم بیشتر سازگاری داره.

    مرسی از آقای حسین غریبی.
    و همچنین آقا امید.

  36. اخه یعنی رولینگ جون ما نمیدونه بخش عظیمی از طرفدارانش تو ایرانن از این به بعد باید سرم تو دیکشنری باشه!!!

  37. همون طور که گفته بودند(نفس گیر) بالاخره کم کم داره نفسم می گیره!!!
    این جور که خودش می گه باید خیلی جالب باشه.

  38. سلام به همگی
    مرسی از اینکه وقت گذاشتید و به این خوبی ترجمه کردید. من همین الان رفتم تو پاترمور ، واقعا باحاله!!! فکر کنم یا تو گریفندور بیفتم یا تو ریونکلا

  39. واو ممنون اقا حسین…خیلی جالب بود…نمیتونم صبر کنم.من مثل هرمیونم یا گریفیندور یا ریونکلاو…البته اگه کلاه گروه بندی انتخاب خودمونو هم مثل هری در نظر بگیره گریفیندور.هرچند 90 درصد ادمایی که منو دیدن گفتن ریونکلاو… :( ای کاش زود سایت افتتاح بشه تا حالشو ببریم

  40. آقا حسین ممنون…کار ترجمه ات عالیه…تا الان زیاد به پاتر مور علاقه نداشتم ولی حالا تازه علاقه مند شدم…

  41. عالی بود امید جون واقعا که این رولینگ چه مخیه
    من که باورم نمیشه ………………….

    یه پیشناهاد :
    چون سایت پاتر مور خارجکیه اگه یه کلاس زبان انلاین بذاریم میگیره ها………..

  42. دست حسین آقا و امید عزیز درد نکنه
    واقعا چیز باحالی میشه ولی من هنوز با این مسئله زبانش مشکل دارم
    از همین الان دارم میرم دنبال یه کلاس زبان خوب………

  43. ممنون از اقای حسین به خاطر ترجمه خوبش

    افا امید اگه میشه او قالب قدیمی رو میشه بزاری این چند روزه دلمون واسش تنگ شده بزاره خیلی حال میده.

    هرکی موافقه به من مثبت بده اقا امید قالب رو بزاره حال کنیم

  44. اوه ببخشید ممنون بر بهترین مترجم ایران حسین آقا ی خودمون.دستت درست
    آقا امید نگفتی ایمیل ثبت کردی
    من دوست دارم یا تو اسلیترین بیفتم یا تو گریفیندور
    راستی بچه ها قرعه کشی برای اون ایمیل ها کی برگزار میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  45. واااااااای به نظر شما ما تو کدوم گروه می افتیم؟ خیلی هیجان زده هستم!!!!!
    ایول به رولینگ !!!!
    ممنون از آقا امید و آقا حسین.

  46. ممنون امید جون
    واقعا عالی بود
    خداکنه ایمیل من و همه ی دمنتوریا توی پاترمور و قرعه کشی دربیاد
    راستی اقا امید تو هم ایمیل ثبت کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  47. اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووولللللللللللللللللللللللللللللللل

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.