نقل قول

نقل قول های کتاب در 17 روز باقی مانده…

اگر به دیدگاهی جواب ندادم برای این هست که چک نکردم. ضمنا لطفا نقل قول هم ارسال نکنید.

Sami Potter

هری تقلا می کرد تا در آن ویرانه بلند شود و بایستد؛سه مرد مو قرمز، در جایی که دیوار ویران شده بود،دور هم جمع بودند. هری دست هرمیون را گرفت و با هم تلو تلو خوردند و بر روی تکه های چوب و سنگ سکندری خوران قدم گذاشتند.
کسی فریاد می زد:
“نه-نه-نه!نه!فرد!نه!
پرسی داشت برادرش را تکان می داد،رون کنارشان زانو زده بود و چشم ها فرد خیره بود،بی آنکه ببیند سایه ی آخرین لبخندش هنوز کنج لبش بود.

هری پاتر و یادگاران مرگ-جلد 2-فصل سی و یکم-ترجمه اسلامیه

Ali.h.k

پرسش های بیشماری را هیچ گاه از او نپرسیده بود…چه حرف های زیادی با او داشت…
دران دم بی هیچ هشداری ان حقیقت دردناک کامل تر و امکان ناپذیر تر و انکار ناپذیر تر از هر زمان دیگری وجودش را فرا گرفت.دامبلدور رفته بود مرده بود….

هری پاتر و شاهزاده دورگه-ارامگاه سپید

آرش

هري نمي دانست از كجا شروع كند اما اهميتي نداشت در همين لحظه چيزي بزرگ و نقره اي از روي سايبان بالاي جمعيت رد شد و پايين آمد سياهگوش ، زيبا و درخشان آرام ميان مهمانان شگفت زده فرود آمد . سرها برگشت و نزديك ترين افراد به آن به طور خنده داري خشكشان زد . سپس دهان سپر مدافع باز شد و با صداي بلند و عميق و آرام كينگزلي شكبولت به حرف آمد « وزارتخانه سقوط كرده . اسكريمجر مرده ، اون ها دارن ميان »

يادگاران مرگ1 – عروسي

Monster. Fame

پاهای هری با جاده تماس یافت.جادهی اصلی هاگزمید را دید که به طور دردناکی اشنا بود: ویترین تاریک مغازه ها طرح کلی کوه های سیاه بشت دهکده بیچ جاده روبه رویشان که از جاده ی اصلی جدا میشد و به هاگوارتز می رسید نوری که از بنجره های کافه ی سه دسته جارو بیرون میزد و بس از فرو ریختن قلبش با وضوحی دقیق و شفاف به ییاد سال گذشته افتاد که در ان جا فرود امده بود و دامبلدور ضعیف و درمانده به او تکیه داشت همه ی این ها را در یک ان هنگام فرودش به یاد اورد و بعد همین که گیر محکم دستش به دست های رون و هرمیون کمی شل تر کرد ان اتفاق رخ داد……..

اینه گمشده فصل 28

58 دیدگاه برای “نقل قول های کتاب در 17 روز باقی مانده…

  1. واااااااااااااای!!همه خیلی خوب بودن به غیرازاولی که فوق العاده بودواشک آدم رودرمیاوردوآخری که عالی بود.
    مرسی.

  2. به نظرم امروز همه نقل قولا عالییییییییییییییییییییییی بودن!
    همه قشنگ بودن
    وای چقدر سر اولی گریه کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  3. سلام دوستان!
    آقا امید میشه تو هر پست نقل قول بیشتر از 3تا نقل قول بذارید!؟؟؟!!!!
    اینجوری به بقیه ام جا میرسه که حرفاشونو بزنن.
    مرسی

  4. من می دونستم که دامبلدور می میره،چون که من اول کتاب هفت رو خونده بودم بعد شش جلد قبلی رو…
    خلاصه اینکه میدونستم فرد می میره…لوپین…تانکس…کالین…
    ببخشید میدونم که به خبر مربوط نیست ولی میدونید که هری پاتر کم کم داره چاپ ممنوع میشه؟

  5. من واسه مرگ دامبلدور و دابی گریه کردم
    اما بیشتر از همه واسه مرگ اسنیپ!!!!!!!!!!!!!
    بخصوص لحظه مرگش واقعا ناراحت کننده بود
    و جملات آخرش…..
    وقتی که در آخر شخصیت واقعیه اسنیپ لو میره و یاد اون جمله ای که به هری میگه به..من…نگاه …کن میفتم اشک تو چشام جمع میشه

  6. واقعا عااااااااااااااااااااااااااااااااااالی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    اولی رو خیلی داشتم.مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییی

  7. ببینید دوستان نمیدونم چرا از نظر روانشناختی ما ایرانیها معمولاً با صحنه های مرگ و ناراحت کننده بیشتر مأنوس میشیم تا صحنه هایی که خاطرات شیرین گذشته رو زنده کنند و بیشتر ترجیح میدیم تراژدی نگاه کنیم تا کمدی…
    حالا نمی دونم شما با من موافقید یا نه؟
    اگر می تونید تِم نقل قولهاتون رو کمی شادتر انتخاب کنید.
    سینا.جـــــــــــــ .

    1. سینا.جـــــــــــــ . منم باهات موافقم ولی
      الان که دیگه نمی شه نقل قول فرستاد.
      احتمالا بچه ها هم از صحنه های مرگ بیشتر فرستادن آقا امیدم مجبوره بذاره دیگه.
      کتاب صحنه های خنده دار زیادی داشت ولی اینجا همش صحبت از مرگه.
      بازم همین خوبه.یاداوری گذشته ها می شه…

  8. همشون قشنگ بودن.
    من فقط برای مرگ دابی و دامبلدور گریه کردم.
    در صورتی که از مرگ بقیه خبر نداشتم ولی می دونستم دامبلدور می میره(یعنی یکی از دوستام داستانو لو داد)
    البته سر مرگ فرد تو شوک بودم شاید برای همین اصلا گریم نیومد.

    اختیار دارین آقا امید ما عادت داریم که سوال بپرسیم و فقط بعضــــــی وقــــــتـــا جواب دریافت کنیم.
    اونم چی بشه که شما جواب بدین….

    ولی همه اینا پای زحمت هایی که واسه ما و دمنتور می کشین قابل قیاس نیست.
    ما نیمه پر لیوانو می بینیم .هنوز زحمت ها و اطلاع رسانی توپتون تو روز پاترمورو فراموش نکردیم.
    بازم ممنون.

  9. اولی وسومی خیلی قشنگ بودن
    من با مرگ فرد و سیریوس تو کتاب ها و فیلم ها خیلی گریه کردم و چند بار بعدی هم که خوندم بازم گریه کردم
    مرسی

  10. همه قشنگ بودن
    مخصوصا مرگ فرد،چون هیچ وقت مثل بقیه به مرگ فرد توجه نشده بود آخه توی اون بخشای حساس کتاب(نبرد هاگوارتز،حکایت شاهزاده،ایراد نقشه و …) یه جورایی گم شده بود
    مرسی از همه و امید

  11. مرسی از همه دووستان عزیز همه زیبا و یاد آور خاطراتی تلخ و شیرین بودن
    اولین نقل قول با این که برام خیلی تلخ بود اما خیلی هم زیبا بود
    مرسی و ممنون از امید عزیز

  12. ممنون از همه ی بچه هایی که نقل قول گزاشتن
    چرا اینقدر از مرگها گفتین ؟؟؟؟؟
    آخه هفتا کتاب فقط صحنه های مرگش قشنگ بود؟؟؟؟؟؟؟؟

  13. مثل همیشه همش عالی بود دست همه هم درد نکنه
    ولی اگه دقت کرده باشین بیشتر بچه ها ( نه همشون) از کتاب هفتم مطلب برداشتن یعنی از قسمتهای اخری
    نشون میده اکثر بچه ها از کتاب 7 خوششون اومده

    1. علاوه بر خوب بودن كتاب 7 ، فكر كنم آقا اميد هم گفته بود سعي كنين از كتاب آخر نقل قول بفرستين…البته مطمئن نيستم

  14. بسیار زیبا وقشنگ بودن واقعا من رو برد به همون جایی که این فصل ها رو خوندم لب دریا ممنون که باعث می شین ما کتاب ها رو از یاد نبریم

  15. سلام به همه ی بروبچ دمنتوری
    اولی قلب منو به درد آورد واقعا ناراحتم میکنه یه حسی مثل ناباوریه آمیخته به ترس و غم احساس مینم :(
    این قسمت (مرگ فرد) و قسمت مرگ دامبلدور و سیریوس، به نظرم غم انگیز ترین قسمت های هری پاتر هستن :(

  16. همشون فوق العاده عالی بودند
    خیلی دوست دارم وقتی به صورت رندوم قسمت هایی ا کتاب ها رو می خونم
    ممنون امید جان

  17. سلام…همش قشنگ بود…اوليش دردناک تر از بقيه بود…به هر حال دست نويسنده هاش درد نکنه…17روز…فقط17روز

  18. همشون خیلی احساسی بودند . فقط 17 روز دیگر مانده……
    باتشکر از دوستانی که نقل قول فرستادند Thanks to all

  19. همه دارای خاطراتی بود که در ذهنم اندوه ایجاد کرده بود:
    اندوه برای فرد،دامبلدور،و حتی وزیر اسکریمجر…..و یاد اور هزاراندوهی که در اینجا نبود…..همگی دست گلشون درد نکنه…….!

  20. وای همشون یه جورایی احساسی بودن
    ممنون از همه ی دوستان و امید جان
    پس از ساعتها انتظار …………..
    مرسی امید جان

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.