اخبار سایت

امید: شب های هری پاتر

سلام!

من از شما خواستم ۱۲ شب وارد سایت بشید تا نامه های خداحافظی ما رو بخونید. میدونم قبلا کارهای بیشتری میکردم و شما هم انتظارهای زیادی دارید؛ ولی باور کنید من خسته م. خوشحالم ۲۴ تیر رسید که استرس به روز کردن و از دست دادن این روزهای مهم هم تموم شد.

برنامه هایی هم که گفتم برای بعد از این تاریخ دارم رو هم از قبل انجام دادم. از این به بعد شاید سایت دیرتر به روز بشه ولی تغییرات هم بنا بر اتفاقاتی که نمیشه حدس زد، اتفاق خواهد افتاد.

اینکه چطور طرفدار هری پاتر شدم را قبلا در اینجا تعریف کرده بودم. حالا هم هر روز فکر میکنم که بالاخره باید این پوسترها رو از روی دیوار بردارم، یا هنوز زوده. شاید به این زودی ها دوباره هری پاتر رو نخونم، ولی مطمئنم که هر دفعه با دیدن فیلم ها دوباره به همون فضای قدیمی برمیگردم.

همیشه مطمئن بودم که روزی که آخرین فیلم اکران بشه، سایت هم تعطیل میکنم. بگذریم که صدها بار قبل از این هم از این تصمیم ها گرفته بودم. ولی مثل اینکه این سایت تبدیل به بخشی از شخصیت من شده، یا شاید هم جرات خداحافظی ندارم. هر چی که هست، تحمل نبودش سخت تر از فشارهای سرپا نگاه داشتنش هست.

اما باور کنید من هم مثل شما دلم برای این روزهای مهم تنگ میشه. برای انتظار انتشار کتاب، انتظار اکران فیلم جدید یا حتی تریلر جدید… این ماه آخر دمنتور خیلی تغییر کرد. به گزارش آمار گوگل، نسبت به ماه گذشته ۸۵% رشد بازدید داشتیم. روزی که خبر پاترمور اعلام شد و هنوز معما حل نشده بود، نیمه شبی که برای دیدن آخرین تریلر بیدار شدیم، روزی که کامل به پاترمور اختصاص دادیم، شبی که پریمیر لندن رو با هم دیدیم… هر کدوم در یک نقطه از کشور بودیم ولی واقعا کنار هم بودیم. با هم برای پاترمور لحظه شماری کردیم و با هم از دیدن آخرین تریلر شکه شدیم. من بعد از ماه آخر قبل از انتشار آخرین کتاب، این ماه آخر رو خیلی دوست داشتم و مثل سال ۸۶ برای من و مطمئنم برای شما خاطره انگیز شد.

نه من شما رو میشناسم و نه شما به جز اسم من چیزی از من میدونید. ولی قطعا این لحظه ها رو مثل دوست های صمیمی کنار هم و با هم به اشتراک گذاشتیم. شاید دوست های نزدیک شما هم مثل دوست های من طرفدار هری پاتر نباشند و وقتی از هری پاتر حرف میزنید، از قیافه شون مشخص میشه که دارند لحظه شماری میکنند که حرفت تموم بشه. ولی وقتی من و شما کنار هم هستیم، مثل هم هیجان زده، مشتاق و طرفداریم. حرف همدیگه رو می فهمیم و احساس ناراحتی همدیگه رو درک میکنیم. جمله ی مسخره ی “حالا واقعا ناراحتی داره تموم شدنش؟” رو از هم نمی شنویم.

اون شب هایی که در سکوت غرق در مطالعه ی کتاب بودیم این دنیا رو برای ما به وجود آورد. شما هم حتما یک لحظه دلچسب از مطالعه ی کتاب پس ذهنتون هست. شاید پنجره ی باز و صدای رعد و برق موقع مطالعه ی کتاب، شاید تنهایی و سکوتی که اون لحظه وجود داشت یا خیلی لحظه های متفاوت و شیرین دیگه ای که له له میزنیم تکرار بشه.

فیلم هری پاتر و حتی خود دمنتور، همه بهانه هست. بهانه ای که اون روزها و شب ها رو فراموش نکنیم. ولی نمیشه انکار کرد که خود دمنتور امروز انقدر ناراحت هست که حوصله ی مکیدن روح های شاد رو نداره!

ولی با هم هستیم، برای اینکه ما طرفدارهای سرسخت هری پاتر هستیم…

خداحافظ

318 دیدگاه برای “امید: شب های هری پاتر

  1. هری هیچ وقت تموم نمی شه.اون موقع هایی که تازه با هری پاتر آشنا شدم ، فقط 10 سالم بود و من اسم کتابای هری پاتر به وفور شنیده بودم.اون موقع فقط سه تا از کتاباشو خونده بودم.اونا رو هم از همسایه بغلی مون گرفتم.از اون موقع تا الان (منظورم سال پیشه)هیچ کدوم از کتاب ها رو نخوندم.تا این که با اینترنت آشنا شدم و تونستم برم تو اینترنت. بعد اون موقع بود تونستم تمام کتاب های هری پاتر رو بخونم. همه رو توی یک هفته خوندم. فردا ی اون موقعی که کتاب ها رو دانلود کردم به همه بچه های کلاس دادم. بعد یکی از دوستام فیلم های هری پاتر رو که خیلی هم سانسور داشت رو بهم داد. اون ها رو که دیدم تشنه ی هری شدم. همه جا درباره هری می گشتم و …تا این که با سایت شما آشنا شدم.سرتون رو بدرد نیارم . آقا امید خیلی با معرفت و گلی .

  2. نمیدونم چه طور ناراحتیمو نشون بدم.دلم میخواد گریه کنم.هری رفت.رفت.پوف.این همه شادی تو این 10 سال،هری کودکی من بود،هری نوجوونی من بود،حالا هری اسطوره ی منه.حالا هری تو یادمه.تا زندم هری یادم نمیره.چرا؟چون تک تک ثانیه هایی که منتظر هرکدوم از فیلم و کتاباش بودم برام یه خاطرس.هری،چی بگم؟

    دوستت دارم…

    امید،مدیر عزیز دمنتور،تو همه ی ما پاتری ها تو ایران رو با هم اشنا کردی،قبل از دمنتور ما تنها بودیم و نمیدونستیم بازم کسی مثل ما هست که 10 سال از زندگیش با هری گذشت،کسی که عاشقش بود،کسی که کودکیش و نوجوونیش با هری گذشت،رشد کرد و بزرگ شد.امید،امید…

    بازم دوستت دارم.

  3. امید جان خیلی ممنون.بهترین مدیر وبسایت باید بشی!گریم در اومدم.بدون تا اخر عمرم تو،هری،جی کی،هرمیون،رون،البوس و…همه تو یادم میمونه.ما ازت ممنونیم.

  4. خیلی چیز ها تموم شدن ولی این به این معنی نیست که فراموش شدن . هری پاتر همیشه به عنوان یک قسمت از کودکیمون با ما می مونه ، به قول خودتون جادو هیچ وقت به پایان نمی رسه .
    ممنون

  5. صبر کن ببینم!!!
    کی گفته هری تموم شده؟
    هری هیچ وقت تموم نمیشه
    من میدونم جی کی کاری می کنه که طرفداراش رو نگه داره

  6. هری پاتر هیچ وقت تموم نمیشه. نه واس ما که عاشقش هستیم
    نه واس من که نوجوونیمو باهاش زندگی کردم.
    هیچوقت نظر نذاشتم ولی این بار نشد ک هیچی نگم.
    3سال سرزدن به دمنتور کم نیست که به این راحتی خداحافظی کنم……..

    “دوستدار هری پاتر و همه طرفداراش”

    هری پاتر برای همیشه و تا ابد

  7. خواهش میکنم این سایتو هیچ وقت حذف نکن.دلم میخواد وقتی بزرگ تر شدم این سایتو به بچه ام نشون بدم و بگم ببین علاقه های ما این طوری بودن .پا شون میموندیم وهر روز وقتمونو براشون میذاشتیم.
    ولی از این حرفا گذشته هری پاتر واقعا متفاوت بود و طوری بود که واقعا آدم تعجب میکرد که یه آدم چطوری میتونه این قدر خیال پردازی های جالبی داشته باشه و خودش یه دنیای جدا به وجود بیاره که میلیون ها نفر در اون غرق شدن.واقعا که بی نظیر بود.باورتون میشه من تا 7 ماه پیش فکر میکردم هری پاتر یه داستان پسرونه است تو مایه های کارتون لاک پشت های نینجا!ولی الان طرفدار پرو پا قرص شم

  8. اقا امید خسته نباشی از زحماتی که برای سرپا نگه داشتن دمنتور انجام دادم .
    مثل یک کابوس میمونه تموم شدن هری پاتر .اصلا نمیتونم تموم شدنش را باور کنم

  9. امید خان اینقد بغض دارم که نمیدونم چی بنویسم.
    فقط میدونم که بهت مدیونم،مدیونم که ما هری پاتریارو رو کنار هم نگه داشتی
    از ته دل میگم واقعا دوستت دارم.
    مرسی واسه همه زحمتات.
    در ضمن خیلی خوشتیپی

  10. هر شروع خوبی یک پایان غم انگیز داره ولی باید با یاد و خاطره های آن زخم های خود رو مرحم کنیم که در این مورد کتابها،فیلمها،بازیها و … میتونه توتیای ما باشه
    ممنون

  11. با سلام به همگی!
    در ابتدا از آقا امید و تمام همکارانشون به خاطر زحماتی که طی این سالیان برای ما کشیدن تشکر می‌کنم!
    من به سایت های زیادی در طول روز سر می‌زنم اما دمنتور برام مثل یه مأمنه یا مثل گذرگاهی به دنیایی که شاید از این دنیا بیش‌‎تر دوسش دارم!
    دنیایی که توش هستیم پتانسیل تبدیل شدن به دنیایی بسیار زیبا رو داره اما متأسفانه ما انسان ها این دنیا رو زشت کردیم! کافیه به اطرافتون نگاه کنید یا یه شبکه خبری رو بگیرید و ببینید و گوش بدید تا متوجه بشید من چی می‌گم!

    حالا می‌رسیم به این سوال معروف که: آیا هر آغازی یه پایانی داره؟ یعنی در مورد هری پاتر میشه گفت که آغاز شد و به پایان رسید؟!
    من فکر می‌کنم منطقی اینه که به دنیا مثل یه دایره نگاه کنیم تا یه خط! همه شما قانون پایستگی رو در مورد جرم (ماده) ، انرژی ، بار و … خوندید!
    شاید بعضی ها بگن که هری پاتر با کتاب سنگ جادو شروع شد و با کتاب یادگاران مرگ به پایان رسید! اما من فکر می‌کنم که هری پاتر به صورت تأثیری که بر روح و روان ما گذاشته زنده هست و در ما جریان داره!
    ما باید بتونیم که اونچه که از هری و دوستانش و همچنین از دشمنانش آموختیم رو در زندگی واقعی پیاده کرده و دنیایی که درش زندگی می‌کنیم رو زیبا کنیم!
    در مورد اینکه سایت باید به کارش ادامه بده یا نه تصمیم آخر رو آقا امید میگیره!
    اما من تصور می‌کنم که هر چیزی بر اساس هدفی موجوده (برای رسیدن به هدفی خلق شده) که اگه اون هدف نباشه موجودیت اون چیز معنی نداره! یعنی اینکه سایت دمنتور برای ادامه نیاز به هدف و برنامه‌ای داره تا به موجودیت خودش ادامه بده!
    این مقصود رو آقا امید باید تعیین کنه! مثلاً دور هم نگه داشتن بچه‌ها! یا وارد شدن به عرصه‌های جدید مثلاً معرفی کتاب‌های جدید که ارزش خوندن دارن و پرداختن به اون‌ها! یا …
    خلاصه اینکه اگه قرار سایت بسته بشه که هیچی اما اگه قراره به کارش ادامه بده پیشنهاد می‌کنم که یه تغییرات اساسی از همه ابعاد در سایت بدید!
    با تشکر.

  12. ممنون امید جان من این دو سه روز نبودم حالا نامههای خواحافظیتونو میخونم اشک تو چشام جمع میشه
    راستی یه سوال داشتم آقا امید فیلم تو تورنت هست خودتون دانلود کردید و دیدید فیلمو یا هنوز نه ؟

  13. راستی کسی رسما نگفته که هری پاتر تمومه!!!تازه پاتر مورم که بر پاست همه چیز میتونه یه شروع تازه باشه یا حتی بهتر.
    بالاخره رولینگه دیگه تا این جاش اومده بازم میره
    خودشم که بدش نمیاد…یعنی هیچ کس بدش نمیاد
    پس به نظرم تا وقتی امید هست باید امید داشته باشیم!!
    نه؟؟

  14. آه!نمیدونم هیچی ازاین رساتر هست یانه راستش دلم میخواد گریه کنم ولی فقط بغضم میگیره اما گریه ام نمیاد!
    بخاطر همینه که میگم :
    آه!!!

  15. همتون رو از صمیم قلب دوست دارم بچه ها دیگه همین و امید جونم از بس قربون صدقت رفتن دیگه من یکی هیچی برای گفتن ندارم

  16. من واقعا باورم نمیشه هری پاتر داره تموم میشه خداحافظی باهاش واقعا کار سختیه اخه اون یه قسمت از زندگی منه

  17. هری…دلم برات تنگ میشه.دوستان،حدس میزنم که تا چندی بعد دیگه نبینمتون.اخه این سایت برای هری بود،برای دن بود،برای اما بود،برای رولینگ بود،برای روپرت بود….حالا که اینا نیستن چی میشه؟دلم برای همتون تنگ میشه.عاشق همتونم

  18. آقا امید به خاطر همه ی زحماتی که از اولین روز تاسیس سایت کشیدی خسته نباشید میگم.
    واقعا کار سختیه که این همه طرفدارو کنار هم جمع کنی.

  19. سلام بهترین دوستای بهترین دوره ی زندگیم
    می دونم همتون مثل من تا بی نهایت ناراحتید و حتی نمی تونید فکرشو کنید که دیگه هری پاتر…………. ولی من روی شما حساب کرده بودم و همه ی شما رو خیلی قوی میدیدم.پس چی شد اون همه شجاعت”اون همه تحمل کردن سرکوفت شنیدن از دیگران”اون همه انتظار واسه ی انتشار خبر یا تریلر جدید”اون همه رنج کشیدن از اینکه چرا به دست من هم نامه ای نرسید”اون همه لذت بردن از خوندن کتابا”اون همه خیال پردازی هنگام دیدن فیلما که خودمونو جای اونا می ذاشتیم”اون همه افتخار که ما هم جزیی از دنمتوریم”اون همه مورور کردنا”اون همه تحمل تحقیر شدن توسط والدین و اطرافیانمون”اون همه خندیدن با کارای رون”اون همه اشک ریختن برای رنج ها و سختی های هری”اون همه هیجان زده شدن از کارای خارق العاده ی هرمیون و در آخر این همه سال زندگی کردن با هری پاتر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..یعنی شما اینقدر بی معرفتین که دیگه نمی خواین این پدیده رو ادامه بدین؟من که فکر نمی کنم.شما کسانی هستید که منو از لاک خودم کشیدین بیرون”همونایی هستین که به من و امثال من شجاعت دادین که مسخره کردن اطرافیانمو تحمل کنم”همونایی که با خوندن نظراشون نیرو می گرفتم و بدبختی هامو فراموش می کردم.حالا چی شده که اینقدر ناامید شدین و دارین حرف از خدافظی میزنین؟یادتون باشه تا وقتی که به هری پاتر وفادار باشیم و اونو دوست داشته باشیم هری هیچ وقت نمیمیره و تا اون موقع زنده میمونه.فقط کافیه بازم روح هری پاتریستیمونو پیدا کنیم.به امید روزی که همگی با هم متحد باشیم و تا وقتی دنیا دنیاست دوست هم بمونیم و همدیگه و صد البته خونمون(هگوارتز)ورهبرامونو(هری و دوستاش)وبرادر بزرگوارمونو(امید)فراموش نکنیم.
    همتونو از صمیم قلبم دوست دارم

  20. هاگوارتز برای خوشامدگویی به شما همیشه پا بر جا می ماند!!!!!!!!!!!! پس تا امیدی برای بازگشت به هاگوارتز هست دیگه نباید ناراحت باشیم!!!!!!!!!! دمنتور هاگوارتز دوم همه ی ماست و برای خوشامدگویی به ما همیشه پا بر جا میمونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  21. سلام به همه دمنتوریا!آقا امید حرفای دلمونو زدی باور کن.عکس العمل دوستات دقیقا همون عکس العملای دوستا و اطرافیان منه و من هیچوقت نتونستم بهشون بفهمونم که….همین الانشم دختر عمم داره بهم میخنده که انقد ناراحتم!
    من خیلی خوشحالم که هریو شناختم وقتمو پاش گذاشتم با فکرش زندگی کردم… ولی من ناراحتم…خیلی…از اینکه انقد دیر شناختمش تو لحظه های آخر…باورتون میشه آذر پارسال!و فقط وفقط در عرض دو ماه هر هفت تا کتابو خوندم و هر شیش تا فیلمو دیدم!الان انقد حسرت اونروزایی رو میخورم که کتاب هریو تو کتابخونه مدرسه دیدم و نگرفتم بخونم انقد حسرت اون روزایی رو میخورم که صحنه های فیلماشو دیدم و پاش نشستم ببینم…
    میدونم خیلی حرف دارم میزنم ولی میدونم که بهم حق میدین…باورم نمیشه دیگه هر چی هری تو دنیاس داره تموم میشه دیگه هیچ چیز تازه ای قرار نیست بیاد که به شوق اومدنش شب تا صبح خوابم نبره…تروخدا یکی یه راه حل بده که دلگرمم کنه هری هیچوقت از یادم نمیره چون خیلی از این اتفاق میترسم…
    دوستت دارم دمنتور….دوستت دارم جی کی رولینگ…دوستت دارم هری پاتر!

  22. امید جان فعلا بای بای
    اما باید اینو بدونی که شاید به سال نکشیده باشه که عضودمنتورم اما همیشه پاتریست بودم هستم و خواهم بود. و این پایان نیست بلکه اغازیست بر یک زندگی نو با اشک ها و لب خند های بدونه پاتر امید وارم خیلی زود دوباره در کنار هم جمع شیم وه چیزی مثل پاتر رو در غلبمون جا بدیم.
    good by for afew times
    only us can live for ever

  23. همه حرف ها ی دلمو گفتین………فقط می خواستم به خاطر کارهایی که برای دمنتور کردین ،تشکر کنم.از همه ی دوستان دمنتوریم هم ممنونم چون بودن تک تک تون این غم و غصه رو کم می کنه.
    و مطمئنم هیچ کدوم از ما نمی تونیم با هری پاتر خداحافظی کنیم ،حالا دیگه هری پاتر بخشی از وجود ما شده.

  24. امید عزیز همه نامه اتو خوب نوشتی الا اون خداحافظ تهشو…..
    من نمیفهمم چرا داریم حرف از خداحتفظی میزنیم؟؟؟
    فیلمها تموم شده باشه دیگه منتظر چیزی نیستیم اونم قبول
    ولی کتابارو که ازمون نگرفتن….
    من دارم همه چیزو رو دوباره شروع میکنم
    میخوام کلکسیونم رو کامل کنم
    میخوام دستبند هری پاتری درست کنم و روی کیفم نمادی از هری و هرماینی و رون داشته باشم . و کلی کار دیگه….

    اصلا به فکر خدا حافظی نیستم
    درسته خیلی ناراحتم که دیگه کتابی یا فیلم جدیدی نمیاد و این هفته کلی گریه کردم و حالم گرفته بود ولی رولینگ هست داره یه کتاب جدید مینویسه و من هنوز جادوگری در پس چهره هری پاتر رو کامل نخوندم…..
    امیدتونو از دست ندید…..
    امید عزیز از اینکه اینهمه تلاش کردی و متحمل اینهمه استرس و فشار شدی، که من واقعا درکت میکنم، واقعا نمیدونم چی بگم که شایسته قدر دانی ازت باشه…چه شبایی که میخواستیم بیایم دمنتور و سایت بالا نمیومد و ما نگران میشدیم….یا حتی اون شبی که دمنتور رو هک کرده بودن…..
    قلب ما با هری و طرفدارای هری و دمنتوره …..از تک تک بچه های دمنتور شما امید آقای عزیز ، آقای غریبی و آقا سروش و همه بی نهایت متشکرم….
    فقط یه انسان فوق العاده و طرفدار واقعی وقتشو واسه علاقه اش و سایر طرفدارا میذاره….فقط میتونم بگم که خیلی ماهید….
    و حالا همه ی دوستای هری پاتریستی خودم از جمله سارا جونز ، Fresh speech , آراگورن و خیلیای دیگه از قدیمیای دمنتور دلم خیلی خیلی براتون تنگ میشه و همتونو خیلی دوست دارم….
    خداحافظی نمیکنم…..
    من هستم تا وقتی هری و هرماینی و رون تو قلبم زنده هستن….
    واسه من یه شروع متفاوته در اوج پایان….

  25. ممنون آقا امید بابت تمام زحمتایی که توی این چند سال کشیدین.
    دمنتور دوس داشتنی ترین سایت دنیاست.

  26. خوب برای منم شاید این آخرین حرفی باشه که روز پایان هری پاتر یعنی روزی که همه چیز تموم می شه نه این که از ذهن ما می ره بگم:
    عاشق همتونم. همتون…
    اونایی که مثل من بودن. مثل من با جادو زندگی کزدن. به جادو اعتقاد دارن.
    و اونایی که می گن هری پاتر هرگز تموم نمی شه. هرگز…
    پس به امید اون روزی که داستان “پسری که زنده ماند” رو برای نوه هامون تعریف کنیم و همیشه یاد اون روزی بیفتیم که با هم تو دمنتور بودیم. حتی اگه تا اون روز اسم هری پاتر از روی زمین محو بشه که مطمنم نمیشه.
    عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاشقتونم…

  27. واقعا قشنگ بود امید جان از این که برای این سایت زحمت کشیدی و سر پا نگهش داشتی ازت ممنونیم و امیدواریم که سایت طرفداری از پسری که زنده موند همیشه زنده باشه…تا اخرش…
    بدرود

  28. باید خداحافظی کنیم !
    این اصلا جمله ی دوست داشتنیی نیست
    نه … خیلی سخته !
    درسته که من اصلا اینجا دیده نشدم چون نظر نذاشتم اما همیشه اینجا بودم .

  29. خدای من در مقابل 280دیدگاه ثبت شده که هر کدام با عشق خودش خداحافظی میکنه چه چیز میتوان گفت همه صفحات رو سیو کردم بعدا بخونم ……
    Harry Potter For ever

  30. چی بگم ؟؟؟ از 9سالگی باهری پاتر بودم و همیشه توی این 4 سال خوابشو میدیدم و کل زندکیم شده بود هری پاتر همیشه از اولین قسمتش که دیدم به آخرش فکر میکردم همیشه قکر میکردم که می تونم به راحتی فراموشش کنم ولی امروز واقعا فهمیدم که هیچوقت نمی تونم فراموشش کنم و تمام دمنتوری ها و دوستان هری پاتری که همه در کنار هم جمع شده بودیم به عشق هری پاتر….
    الان دارم فیلم اول رو نگاه می کنم………….باورم نمیشه که تا چندساعت دیگه می خوام فیلم آخر رو ببینم واقعا این 4سالی که باهری پاتر و 2سالی که با دمنتور بودم رو هیچوقت واقعا هیچوقت فراموش نمی کنم
    و واقعا جا داره از تو امید جان و تمام دوستان دیگه که اخبار هری پاتر رو بهمون دادن تشکر کنم و در آخر هری پاتر در 24 تیر تمام نمی شود!!!!بلکه هنوز در قلب ماست

    1. شمامطمئنی مال دمنتوری?!!!!!اینجاطرفدارهای پاترهستندها!!!زندهبادهری پاترپسری که درقلب من وتوزنده ماند

  31. اقا امید بالاخره چهره ی شما رو هم ما دیدیم
    چه بد همه دارن نامه ها و وصیتنامه هاشون رو میزارن تو سایت و خدافظی میکنن
    انگار همه چیز داره تموم میشه

    راستی اقا امید این وبسایت که تو چندتا خبر قبلی گذاشتین رو اگه میشه یه بررسی کنین اینجور که من فهمیدم هری پاتر 7-8 تا رکورد جدید زده اگه میشه ببینین چه رکورد های زده
    http://boxofficemojo.com/news/?id=3208&p=.htm

  32. سلام به همه شاید این روز دیکه هیج وقت تکزاز نشهتا وقتی که یه کم÷انی دیگه بخواهد این فیلمو دوباره بسازه
    خواستم بگم همتونو از ته دل دوست دارم از ته دل چون شما تنها کسایی بودید که تو این سالها و امروز که روز اخره حرفهای منو درک کردید
    اقا امید واقعا خسته نباسی……….

  33. من عاشق همتون هستم همتون رودوست دارم دمنتوری ها.امیدوارم رولینگ همین الان داشته باشه یه رمان تازه روبنویسه تا ما یه بهونه داشته باشیم پای مانیتور بشینیم وانتظار لود شدن صفحه های دمنتور بکشیم تاببینیم قرار چه اتفاقی بیفته .من دیگه نمیتونم بنویسم چون اینقدر روی صفحه کلید اشک چکوندم که می ترسم بسوزه ودیگه نتونم دیدگاه بزارم خداحافظ..چند کتاب از رولینگ:جانوران شگفت انگیز وآن ها را از کجا بیابیم،تاریخچه کوییدیچ
    تاریخ جادو،فلسفه پیش پا افتاده:چراماگلها ترجیح میدهند ندانند..شاید خوشتون یباد.آقا امید اگه این کتابا رو گیرآوردید اونا روروی سایت بذارین خیلی خیلی ممنون.

  34. من عاشق همتون هستم همتون رودوست دارم دمنتوری ها.امیدوارم رولینگ همین الان داشته باشه یه رمان تازه روبنویسه تا ما یه بهونه داشته باشیم پای مانیتور بشینیم وانتظار لود شدن صفحه های دمنتور بکشیم تاببینیم قرار چه اتفاقی بیفته .من دیگه نمیتونم بنویسم چون اینقدر روی صفحه کلید اشک چکوندم که می ترسم بسوزه ودیگه نتونم دیدگاه بزارم خداحافظ.

  35. امید جان !!! خواهش می کنم اگر این دیدگاه رو می خونی جواب بده ….
    8 سال با دمنتور بودی !! به همه از دنیای هری پاتر گفتی …
    ولی من بیچاره تازه 35 روزه دارم دمنتور رو چک می کنم…. چون تازه اشنا شدم
    چرا نمی فهمی ؟؟!!! 3 سال طول کشید تا تمام جلدهای هری پاتر رو تموم
    .. کنم … خیلی سخته وقتی کتاب ها و فیلم های هری پاترو بخونی ولی از اخبار …
    هری پاتر اشنا نباشی …. به فکر امثال منم باش .. از 9 سالگی تا 12 سالگی
    کتاب ها شو خوندم ….. و الانم سنم : ….
    حالا بماند . دارم می می رم …. یعنی توی اون 7 سال و 11 ماه چیا گفتی ؟
    تو که این همه زحمت کشیدی یه فکری به حال ما هم بکن
    به خدا قسم دارم افسردگی می گیرم
    دوست دار تو : امیرعلی
    همه ی شما رو دوست دارم … چون فقط شما حرف منو از هری پاتر می فهمین
    و می دونین چه حس بدی دارم
    دارم گریه می کنم ): 0

  36. مگه همه ی اینها رو نگفتی که اون خداحافظ رو نگی؟

    ما و خیلی های دیگه حتی خود رولینگ نمیتونیم کاری کنیم واسه برگشتن دوباره ی اون لحظه ها….و فیلم و کتابها چیزهایی نیستن که دیگه تکرار نشن.اون احساسات خود ماست که شاید شاید برنگرده که مطمئنم بازم میشه تجربه شون کرد…سال دیگه یا چند سال دیگه…بعد از یه مدت طولانی با هم بودن برای یه سالگرد خاص مطمئن باشین همینقدر لذت بخشه،دوباره همدیگه رو پیدا کردن و با هم بودن سر یه نقطه مشترک،چیزی که همه ی مارو بهم پیوند میده،هری….

  37. واقعا نمیدونم چی باید بگم!! انگار یکی داره به زور دنیای بچگیمو ازم میگیره! الان داشتم فیلم اولو نگاه میکردم! چه زود گذشت! انگار همین دیروز بود که یه بچه 10 ساله بودم و واسه اولین بار فیلم سنگ جادو رو دیدم! انگار الان پایان سال تحصیلیه هاگوارتزه و ما داریم به تعطیلات تابستونی میریم اما میدونیم که دیگه به ایستگاه کینگز کراس برنمیگردیم و سال تحصیلیه جدیدی رو شروع نمیکنیم!!!!!!!!!! چون امسال همه ی ما فارغ التحصیل شدیم! فقط آخر فیلم اول وقتی هری و دوستاش داشتن برمیگشتن خونه هاشون هرمیون گفت کاشکی نریم و هری در جوابش گفت نمیریم! قلبا نمیریم! الان وضع ما هم همینه! شاید ما داریم از هاگوارتز میریم و دیگه هم ممکنه بر نگردیم اما قلبا نمیریم و میدونیم که هاگوارتز همیشه آماده ی پذیرش ماست و هر وقت هاگوارتز به ما نیاز داشت ما دوباره برمیگردیم! چون هاگوارتز بهترین جایی بود که ما خاطره انگیز ترین و بهترین خاطره هامونو اونجا داشتیم و دوستای خوب و زیادی اونجا پیدا کردیم و دمنتور حکم هاگوارتز دوم رو واسه ی ماها داره!!!!!!!!!!!

  38. امید جان،جا داره از شما دوست عزیز برای تمام لحظاتی که وقت و توانتو برای این سایت صرف کرده ای تشکر کنم.
    دوست داشتن داستان های هری پاتر نه محدودیت سنی داره،نه محدودیت زمانی.چراکه هری پاتر برای همه ی افرادی که اونو خوندن و یا فیلمشو دیدن با هر سنی فراموش نشدنیه.

  39. واقعا نمیدونم چی بنویسم…از روز ها و لحظات خوشی که با آقا امید و همه ی شما تو این سایت داشتم؟
    از شادی هایی که با خوندن موفقیت هاییکه بازیگرای فیلم کسب کردن؟
    از ناراحتی ها و اشک هایی که به خصوص این اواخر همه ی طرفدارای هری پاتر رو گرفتار خودش کرده؟

    از احساساتم هنگام خواندن کتابای خانم رولینگ که یکی از بهترین،قشنگترین و مهیج ترین کتابایی است که تا به حال از لذت مطالعه شون بهره مند شده ام بنویسم؟
    هر چی هم به نوشتن ادامه بدم،نمیتونم حسی رو که الان دارم توصیف کنم.
    مطمئنم که هری پاتر و داستان هایش برای همیشه و تا ابد در خاطر من و همه شما خواهد ماند.

  40. اینقدر نگین همه چیز تموم شد گریم میگیره 24 تیر همچیز تمام میشود ولی در قلب ما هرگز

  41. چی می تونم بگم جز دلتنگی جز غم جز ناراحتی .این روزای اخر واقعا حس غریبی داشتم.خیلی سخته که بخوام فراموشش کنم. لحظه به لحظه این روز ها برای هیشه تو ذهنم می مونه.من همیشه به هری وفادار می مونم…

  42. این چه احساسی هست که قابل وصف نیست ؟!
    دیگه فکر کردن برای نوشتن یه نظر منتقی بسه … حرفی واسه گفتن نمونده … اگه حرفی هم باشه ، نگفتنش بهتره … ترجیح میدم توی ذهنم و وجودم نگهش دارم تا همیشه جلوی چشمام باشه …
    نگاهم به دیوار زرد رنگ خونه هستش و بازتاب عکس تاری که از خودم میبینم … ذهنم شده یک ایستگاه که افکار زیادی با سرعت ازش عبور میکنن …
    و خواب عجیبی که دیشب دیدم !
    درسته … دیشب شب خداحافظی بود ولی ( اما و دن ) بودن که دیشب اومدن به خوابم !
    هنوز دارم از خودم میپرسم که چرا من این خواب رو دیدم ؟ من که قبل از خواب حتی بهشون فکر هم نکردم !
    اما شیرین بود … (اما و دن ) توی اتاقم … روبروی من ؛ روی زمین نشسته بودن !

  43. محمد جان تسلیت واسه چی می گی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مگه هری پاتر مرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پس تسلیت نگو چون هری پاتر همیشه تو قلب ماست.

  44. سلام من اولین باریه که نظر میدم. همیشه نظراتتون را می خونم و عاشق همتونم. 8ساله که طرفداره هری باترم و خوشحالم که امروز 24 تیر روز خدافظی با هری باتر روز تولدمه .امیدوارم من را به جمعتون ببزیرید.(البته این یک خدافظیه ظاهریه چون هری هیچ وقت تمام نمیشه)

  45. تموم شد…حتی فیلماش…البته شاید فیلماش تموم شده باشه ولی خودش نه…واقعا گفتن اینکه هری با زندگی من چه کرد خیلی سخته…واسه من همیشه هری پاتر دنیایی بیشتر از کتاب بود…
    و الان حال وقتی رو دارم که سیریوس تو سازمان اسرار رفت پشت طاق سنگی،دامبلدور از بالای برج نجوم افتاد،سدریک اولین قربانی ولدمورت بعد برگشتش شد،اسنیپ تو چشمای هری نگاه کرد و مرد،فرد تو نبرد هاگوراتز سقوط کرد . وقتی فهمیدم تانکس و لوپین مردن و مخصوصا وقتی دابی مرد…
    چه قدر سخت بود تحمل همه ی این ها و چقدر سخته اینکه ببینی همه دارن خداحافظی می کنن…به قول یکی از دوستام:من سلام رو دوست ندارم چون مجبورم یه روز خداحافظی کنم…
    یادش به خیر!من بین دوستای پاتریم به هرمیون معروف بودم!!!!!!
    و چیزی که تو این سایت بیشتر از همه دلگتنگم می کنه چت رومشه…اون شبای گرم تابستونی که از ساعت یازده به بعد همه اینجا جمع میشدیم و بیست سوالی بازی می کردیم،سوالای پاتری می پرسیدیم و بحث می کردیم و دعوا میفتادیم…
    چه دنیایی داشتم!حتی آشنا شدن من با هری پاتر و خریدن اولین فیلماش به نوعی عجیب و جادویی بود!!!!!!
    این کتابا بود که بهم یاد داد چه طوری واقعا باور کنم منم میتونم جادویی باشم،اینکه هرکس مستحق یه شانس دوباره ست،اینکه هیچی بالاتر از عشق نیست…

    اگه یه روز من نبودم،تنها آرزوی ساده م اینه که زیر لب بگی یادش به خیر…
    تقدیم به دنیایی که دنیامو عوض کرد…
    تقدیم به کلماتی که عشقو تو وجودم زنده کرد و باعث شد بفهمم با چی قدرتمند ترینم…
    خدای آسمانها و عشق نگهدارتان…
    سارا

  46. وای امید جان یه لطفی کن این رنگ سیاه سفیدو بردار همین جوری روحیمون خرابه دیگه بدترش نکن ! تا سایتو باز می شه تو موج غم گیر می کنه آدم ! یه ریزه از اخبار دیگه بگو ! چه خبره؟
    راستی این انجمن باز نمی شه! یکی لطف کنه یه راهنمایی کنه منو از صبح تا حالا نمی تونم بازش کنم !
    ممنون می شم!

  47. درود و هزاران درود چون همیشه به دوستان عزیز و بزرگوار دمنتوری.
    این شاید درودی باشد برای بدرود. شاید. چرا که از آینده با خبر نیستیم.
    دوستان عزیز، هری پاتر نامی جاودان خواهد بود. ناراحت نباشید. داستان های هری پاتر را نسل های پس از ما، نوادگانمان هم خواهند خواند. نام او را افسانه ی هری پاتر می گذارند اما همه ی ما می دانیم که هری پاتر یک واقعیت است که در قلب ما جای خواهد داشت و از این که بگوییم تمام کتب هری پاتر را خوانده ایم و فیلمی از آن نمانده که ندیده باشیم افتخار خواهیم کرد. شاید اکنون هری پاتر پایان یافته باشد اما همه ی ما نیک می دانیم که هری پاتر تنها یک نام است. همه ی ما شیفته ی شخصیتی هستیم که هری پاتر را اینگونه بزرگ و مشهور کرد. شخصیتی که به هر شکل و نامی در می آید. گاهی هری پاتر، گاهی بتمن، گاهی ادوارد در گرگ و میش و … . پس فهمیدید که نیکی اینگونه است. نیک بودن می تواند دوباره به شکل قهرمانی افسانه ای و شاید نیرومند تر و برتر از هری پاتر و دوستانش به وجود آید و ما را شیفته ی خود سازد.
    در آخر از بزرگوارانی که این چند سال شبانه روز، وقت با ارزششان را گذاشتند و زحمات فراوانی را متحمل شدند تا آخرین اخبار را به دست ما برسانند؛ نهایت سپاس را دارم. با اینکه می دانم تنها سپاس گزاری کردن از آنها کافی نیست اما این کوچکترین کاری بود که می توانستم انجام دهم.
    همگی شما را به یگانه دادار هستی بخش می سپارم و امیدوارم که در تمام مراحل زندگانی سربلند و پیروز باشید.
    دوست دار همیشگی شما: شنل پوش

  48. بابا من ظاهر سایت رو که میبینم یاد اعلامیه ترحیم و کفن و دفن و عذا داری میافتم
    فقط یه رمان سیاه وبسایتمون کم داره!

    ترو خدا امید رنگیش کن

  49. کاش هری پاتر تموم نمی شد ولی نه ، هری پاتر هیچ وقت تموم نمی شه
    عشق های بزرگ جاودانند

  50. آقا امید خیلی آقایی . بس کن این حرفا رو . باید با امید به فعالیت سایت ادامه بدی . بچه ها رو نا امید نکن !

  51. امید جان !!! خواهش می کنم اگر این دیدگاه رو می خونی جواب بده ….

    8 سال با دمنتور بودی !! به همه از دنیای هری پاتر گفتی …

    ولی من بیچاره تازه 35 روزه دارم دمنتور رو چک می کنم…. چون تازه اشنا شدم

    چرا نمی فهمی ؟؟!!! 3 سال طول کشید تا تمام جلدهای هری پاتر رو تموم

    .. کنم … خیلی سخته وقتی کتاب ها و فیلم های هری پاترو بخونی ولی از اخبار …

    هری پاتر اشنا نباشی …. به فکر امثال منم باش .. از 9 سالگی تا 12 سالگی

    کتاب ها شو خوندم ….. و الانم سنم : ….

    حالا بماند . دارم می می رم …. یعنی توی اون 7 سال و 11 ماه چیا گفتی ؟

    تو که این همه زحمت کشیدی یه فکری به حال ما هم بکن

    به خدا قسم دارم افسردگی می گیرم

    دوست دار تو : امیرعلی

    همه ی شما رو دوست دارم … چون فقط شما حرف منو از هری پاتر می فهمین

    و می دونین چه حس بدی دارم

    دارم گریه می کنم ):

    1. غم نخور دوست من.
      اینو بهت جدی میگم که هر پایانی ، آغازی دوباره است…..مطمئن باش.
      در ضمن اگه دوست داری از افسردگی بمیری(!) ایمیلتو بده تا تمام اخبار گذشته دمنتورو واست ایمیل کنم یا میتونی بری archive.org و همشونو ببینی ولی پیشنهاد میکنم اینکارو نکن.
      در ضمن هنوز pottermore رو داری که میتونه تقریبا برات این سالها رو جبران کنه.

  52. راستی آقاامیدازاکران چه خبر؟ یادم رفت بگم من افتجارمی کنم که طرفدارهری پاترم اگه شماهم این احساس روداریدرای مثبت بدید عاشق همه بچه های دمنتورم مخصوصاآقاامید

  53. بچه ها بس کنین اشکم دراومد
    بچه هایی که تهران هستند پایه اید یک قرار بگذاریم هم دیگه رو ببینیم
    مثلآ وسط میدون آزادی

  54. از این زنــدگی خالی منو ببــر به اون سالی
    که تــو اسممو پرسیدی به روزی که منـــو دیدی
    رو پله های خاموشی که با مــن رو به رو میشی
    یه جور زل بزن انگاری نمیشه،نمیشه چشم برداری
    منـو بـبر به دنیامو به اون دستا که میخـوامو
    به اون شبا که خندونم که “تقدیر”و نمیــدونـم
    از این اشکی که می لرزه منو ببر به اون لحظه
    به اون ترانه ی شــادی که تو یاد ِ من افتادی
    به احساسی که درگیره به حرفی که نفســگـیـره
    از این دنیا که بی ذوقه منو ببر به اون موقع
    منو ببر به دنیامو به اون دستا که میخوامو
    به اون شبا که خندونم که تقدیرو نمیدونــــم
    از این دوری طولانی منو ببر به دورانی
    که هر لحظه تــو اونجایی زیر بارون تنهایی
    منو ببر به اون حالت همون حرفا همون ساعت
    به اندوه غروبی که به دلشوره ی خوبی که
    تو چشمام خیره می مونی به من چیزی بفهمونی!
    منو ببر به دنیامو به اون دستـا که میخوامو
    به اون شبها که خندونم که “تقدیر”و نـمی دونــــم
    به اون شبا که خندونم که “تقدیر”و نمی ـدونــــم
    نمی دونـم نمی دونم

  55. شما برادر و خواهرای من نبودین…
    شما بیش از برادرا و خواهرای من بودین….
    همیشه دوس داشتم با چند نفر از شما در ارتباط باشم که یکیشون داداش امید بود وبقیه رو خودشون میدونن.اما فقط موفق شدم با یکی ارتباط برقرار کنم.
    همتون رو یه دنیا دوست دارم………………..

  56. یادمون باشه که هر کدام از ما باید در دنیای خودمون هری پاتری باید بشیم که حداقل بتونیم مثل هری پاتر دنیای خودمون و دیگران رو پر از عدل و خیر خواهی بکنیم . نه اینکه بشینیم بگیم آخ هری پاتر تموم شد ، حالا من چیکار کنم.

  57. آقا امید به خاطر تمام زحمت هایی که برای دمنتور کشیدی ازت تشکر میکنم
    به خاطر به روز رسانی های لحظه ایت
    به خاطر گذاشتن اخبار داغ جدید و
    بیشتر از همه به خاطر تاسیس دمنتور
    دمنتوری که به جای مکیدن روح ما بهمون روح تازه ای میداد
    واقعا ازت ممنونم…………

  58. نمی خوای بهم بگی عشق قدیمی چی شده؟
    اون دل یه رنگ وساده وصمیمی چی شده؟
    چی شده که دیگه ازنم نم بارون نمی گی؟
    چی شده ازگوله برفای زمستون نمیگی؟
    دلمو بردی آسون دار ی از پیشم میری،
    حالا که می بینی غرق غم وآتیشم میری،
    چی شده شکسته چوبت دیگه ورد نمی خونی؟
    چی شده به این چوب شکسته چسب نمی زنی؟
    عشقت توی قلبم امادستت توی دستم نیست،
    عکسات توی اینترنت وپیش رومه اما درمون واسه دردم نیست،
    ای کاش فقط یکبار فقط یکبار بگی استیوپیفای{آواداکداورا}،
    این قدر نشو دل رحم واسه این دشمنی که پیداست{ولدمورت}،
    میری یک گوشه ای و فیلمارو می بندی واسه چی؟
    زیر چشمی به من ساده می خندی واسه چی؟
    جوآن کتلین رولینگ، دانیل راد کلیف، اماواتسون، روپرت گرینت،بااین که از
    صمیم قلب دوستون دارم ولی خیلی عصبانیم چون دارین ما روتنها میذارین.
    چند کتاب از رولینگ:جانوران شگفت انگیز وآن ها را از کجا بیابیم،تاریخچه کوییدیچ
    تاریخ جادو،فلسفه پیش پا افتاده:چراماگلها ترجیح میدهند ندانند.آقا امید اگه این کتابا رو گیر
    آوردید اونا روروی سایت بذارین خیلی خیلی ممنون.

  59. امید جان
    ممنون که این همه مدت مارو با اون خب هات خوشحال کردی
    و مپل برادر ما بودی
    خواهشن اخبار فروش آخرین فیلم در سینما هم بگو لطفا

  60. دوستان منم با هری پاتر بزرگ شدم
    منم دوسش دارم
    اما این همه ناراحتی نداره.هری فلا سزش با جینی گرمه :ی
    داستان نویسی ته نداره.رولینگ احتمالا ادامه هری رو بنویسه.دلش نمیاد ادامش نده!از نظر داستان نویس ها رولینگ باید هری و ولدمورت با هم تموم میکرد. این اوصوله داستان های حماسیه.ارباب حلقه ها نمونه کامل یه داستانه تمام عیاره حماسیه.من فک میکنم رولینگ هری رو زنده نگه داشت تا همیشه اسلحه ای واسه برگشت به اوجش داشته باشه.دلتنگ نباشید هری زندگیتون باشید.ولدمورت ها همیشه هستن

  61. واسه تمام زحماتتون ممنون..ممنون به خاطر همه چیز.
    نمیتونم جلوی خودمو بگیرم. وقتی نامه های خداحافظی قبلی رو میخوندم نتونستم خودمو کنترل کنم و کلی گریه کردم،یکم یه اروم شدم دوباره اومدم ولی بازم اشکم دراومد…امید جان واقعا و از صمیم قلبم ازتون برای همه چیز تشکر میکنم.
    و تشکر دیگه هم از هری دارم،اون همیشه با من بوده و خواهد ماند!
    وقتی ناراحت بودم ، وقتی تنها بودم ، وقتی از دنیای خودمون خسته میشدم همیشه این امید رو داشتم که یه دنیای دیگه دارم یه دنیای جادویی ، دنیایی که همیشه توی ذهنم میمونه و همیشه بهش پناه میبرم!
    ممنون از همه ی شما.از رولینیگ که این دنیا رو به من(ما) داد.ممنون از شما که این سایت رو راه انداختید و پابرجا نگهش میدارید و ممنون از کسانی که وقت میذارند و این نظر رو میخونن.

  62. سلام به همه ی دوستان از مدت ها ترس جدایی از هری پاترو داشتم ترس داشتم از دنیایی خداحافظی کنم که شب و روز هم من و هم شما ها باهاش زندگی کردیم گفته های آقا امید و دوستان بسیار زیبا بود امیدوارم یه موقعیتی پیش بیاد هم دیگرو ببینیم و ساعت ها در مورد دنیای هری پاتر صحبت کنیم از همه ی دوستان تشکر می کنم و امیدوارم دوستیمون و هری پاترو فراموش نکنیم به امید دیدار و سربلندی تمام شما جدوگران جوان ایرانی

  63. سلام
    آقا بدوید تو این سایت گرگ و میش از یه نظر سنجی اینترنتی بین هری پاتر و گرگ و میش لینک داده
    جالبه کهاین خیلی باحاله که مثلا ولدمورتو با اون زن موقرمزه (ویکتوریا) مقایسه کردن !!!!!!
    هری پاتر تو تمام موارد جلوه این نظرسنجی توسط یه سایت خارجیه
    لینکاشو میذارم اگه آقا امید صلاح دونست تو یه پست جدید اعلام کنه
    گرچه سایتش مسدوده (سایت رای دادنه)
    http://twilight.ir/news/news-twilight/1057-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%DA%AF%D8%B1%DA%AF%20%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%B4%20%D9%88%20%D9%87%D8%B1%DB%8C%20%D9%BE%D8%A7%D8%AA%D8%B1%20.html

  64. امید تو فوق العاده ای!
    تو واسه همه ما مثل یه برادر واقعی بودی و خیلی در حقمون لطف کردی،و حتما هم خواهی کرد:)
    به خدا وقتی نامه ت رو خوندم هیچی نمیتونستم بگم،فقط گریه کردم
    حالا هم بعد از نیم ساعت برگشتم که نظر بذارم
    I LOVE YOU OMID

  65. وااااااای توروخدانگیدخداحافظ…..آقاامیدبابت همه چی توی این سالها ممنون هرچی تشکرکنم کمه خیلی گریه کردم ولی هرشروعی یه پایانی داره اماپایان هری پاتر اینجانیست زندگی من باهری پاترمعناپیداکردوباهری پایان پیدامی کند….نباشی کل این دنیاواسم مثل یه تابوته….

  66. سلام رفقا
    من زیاد دمنتور میومدم اما سعادت نبود که ثبت نام کنم.مخلص تمام پاتری ها

  67. امید جان ممنون راستی این که چه طور با هری پاتر آشنا شدی
    خیلی با حال بود مخصوصا روزنامه
    بچه ها شما هم اگه ندید برید ببنید

  68. سلام به همتون. امروز کمی دیر از خواب بیدار شدم. دیشب تو سکوت عمیق شب و تنهایی دوست داشتنی با دمنتور تا حوالی ساعت سه و ده دقیقه بیدار بودم و بی محابا اشک می ریختم. امید عزیز بیشتر از ده بار نامه تو خوندم و اشک ریختم. تو پستی که چند وقت پیش گذاشته بودی و بچه ها از خداحافظی و دلتنگی شون می گفتن چیزی ننوشتم چون پایان دنیای هرپاترمون و دمنتور رو قبول نداشتم اما دیشب که نامه هاتونو ( به خصوص مال خودت ) رو خوندم یه دفعه ترسیدم. من این پایان تلخ رو قبول ندارم. امید عزیز می دونم خسته ای. همتون که واسه ما لحظه به لحظه زحمت می کشید خسته اید. اما باید یه چیزی بهت بگم. امید ما رو ول نکن. اومدی ما رو به خودت و دمنتور عادت دادی. به خاطر ما و سر پا نگه داشتن دمنتور حرص خوردی،وقت گذاشتی،هزینه کردی،و احساس از دورونت گذاشتی. ما همه می دونیم. هیچ وقت غصه دار نشدم که یعنی الان تو مراسم آخرین فرش قرمز آلن ریکمن چی میگه، آخی خوش به حالشون چه پیش نمایش هایی تلویزیونشون نشون میده. کی چی میگه ، کی کجا میره و و و و. ما اینجا دمنتوری داشتیم و داریم که هرگز برامون کم نذاشت. نذاشت جای خالی چیزی رو احساس کنیم. امید عزیز تو و دوستات برامون هیچی کم نذاشتین. هرگز و هرگز سایتی رو ندیدم که ایتقدر سریع به روز بشه و همچین پوشش خبری داشته باشه. دیروز اومدم زیرنویسی از داستان اسنیپ پیدا کنم. هر جا سر زدم و هر جا رو گشتم هیچی پیدا نکردم که نکردم. پیش خودم گفتم یه زیرنویس نتونستی پیدا کنی امید این همه خبر دست اول و فوری رو چطور پیدا میکنه و میزاره. امید دمنتور مثل یه پدر مهربون اومد تک تک بچه هاشو از جای جای ایران دور هم جمع کرد براشون زحمت کشید و کم نذاشت. به همه گفت اینجا میتونید با خیال راحت و بدون اینکه کسی مسخرتون کنه با هم حرف بزنیم برام از هری پاتر بگین و من چیزای بیشتری بهتون نشون میدم. ما اومدیم گفتیم و تو به تک تک حرفای ما گوش کردی و احتیاجاتمون رو رفع کردی. حالا که ما رشد کردیم، بزرگ شدیم و چیزیای زیادی یاد گرفتیم می خوای مثل یه بچه سر راهیمون کنی و بزایمون سر راه و ولمون کنی بگی دیگه بزرگ شدی برو؟ چطور میتونی باهامون خداحافظی کنی؟ امید می دونیم خسته اید. یه مدت به خودت استراحت بده و به تعطیلات برو اما برگرد. ما تو همون کوچه که رهامون کردی و رفتی یه گوشه نشستیم و چشم به برگشتت داریم. امید برگرد. باهامون سرد نشو. هنوزم به حضورت دلگرمیم. اگه می خواستیم بگیم هری پاتر خداحافظ که باید بعد از کتاب هفتم می گفتیم. امید هممون بهت احتیاج داریم. دنیا و روزگار خیلی بی رحمه. اگه بخوایم از دوران کودکیمون ببریم و قاطی آدمای به ظاهر دانا و بزرگ بشیم و رویاها و آرزوهامونو فراموش کنیم دوام نمیاریم. امید نرو. هنوز رولینگ هست. می نویسه. از حواشی بازیگرای هری پاتر می گیم لینک می زاریم، نظر میدیم، سایت رو تعطیل نکن. به همه کارهات برس، زندگیتو سر و سامون بده، اما گاهی هم سر به ما بزن می دونم به پر خبری سابق نمی شی اما حداقل هستی. ما هم تو این مدت بی کار نمیشیم. دوست دارم یه سر به بایگانی دمنتور بزنم. خبرها رو مرور کنم و دانلود هایی که یه وقتی امکانش نبود الان دانلود کنم. بچه ها چرا همه هی می گید خداحافظ خداحافظ؟ بابا هری پاتر رفت ما که هستیم. به قول دختر داییم که همیشه میگه با مرده که نمیشه مرد! بالاخره لینکی چیزی پیدا میکنیم سر صحبت رو باز می کنیم دیگه. اون هایی که به این تلخی خداحافظی کردن یعنی دیگه نمیخوان بیان دمنتور؟ من قصد خداحافظی ندارم. مدام میام و مثل آدم تشنه که دنبال آبه منم دنبال خبرات و حرفات می گردم. هر کی می خواد بره بره . دمنتور راحت بدست نیومد که الان با یه خداحافظی تمومش کنیم. نه امید نمیزاریم بری. أه نه دوباره شروع شد. این اشک های لعنتی نمی زاره راحت بنویسم. از دیشب به اندازه تمام 23 سال زندگیم اشک ریختم و غصه خوردم. امید خداحافظی نکن. ما به تو و دوستات نیاز داریم. با ما این کار رو نکن. سر رامون نزار، دستمون رو ول نکن امید، نزار گم بشیم و هر کی بره یه طرف. امید تو رو به خدا نرو. نرو. برگرد و بگو سلام. یعنی چی تا من یه خداحافظی که نه گفتم خسته ام همه رفتید؟ بچه برگرد و بشین سر جات . کجا رو داری بری. بمون بازم می خوام برات بگم. دست به بایگانی هری پاتر نمی زنم . اما می خوام بگم دونستنی های زیادی از داستانهای قشنگ دیگه دارم . بیاین که می خوام گاه گاهی براتون حرف بزنم. البته نمیتونم مثل دوران هری پاتر پر خبر باشم اما هستم. من تنهاتون نمی زارم. نه من، نه حسین غریبی، نه امید جباری، نه محسن و نه سروش
    امید نرید ….
    به من چیزی بگو شاید / هنوزم فرصتی باشه / هنوزم بین ما شاید / یه حس تازه پیدا شه / یه راهی رو به من وا کن / تو این بیراهه بن بست / یه کاری کن برای ما / اگه مایی هنوزم هست / به من چیزی بگو از عشق ( دمنتور ) / از این حالی که من دارم / من از احساس شک کردن / به احساس تو بیزارم / تو هم شاید شبیه من / تو این برزخ گرفتاری / تو هم شاید نمیدونی / چه احساسی به من داری ( به دمنتور و همه بچه هاش ) / گریزی جز شکستن نیست / منم مثل تو می دونم / نگو باید برید از عشق ( دمنتور و بچه هاش ) / نه می تونی نه می تونم…

    امید این از طرف من و همه بچه ها برای تو و دوستانته
    ای مسافر؛ به انتظارت خواهم ماند، تا ابد برای همیشه. زیرا می دانم که روزی باز خواهی گشت. و من تا آن روز نام و یاد تو را در قلبم ؛ آنجایی که همه خاطرات تلخ و شیرین تا ابد مدفونند حفظ خواهم کرد. شاید روزی صدای پایی بشنم که از آن تو باشد…
    امید نرو …. خواهش می کنیم نرو … هیچکدومتون نرید… خواهش می کنیم…. خواهش می کنیم…

  69. سلام
    بابا امید این رنگ سیاه و سفید رو بردار بابا هنوز که تموم نشده
    boxofficemojo پیشبینی ترکوندن هری پاتر رو کرده من مطمئنم این قسمت وحشتناک خواهد ترکوند

  70. ممنون اقا امید تو هیچ کدوم از نامه ها نظر ندادم تا توی این اخری درد ودل کنم .
    برای دمنتوری ها :
    یا رب از دل های ما سوز محبت را نگیر،این توسل،این تجمع،این ارادت را نگیر،هستی ما بستگی دارد به هب دوستی ،هر چه می خواهی بگیر،اما رفاقت را نگیر.

    و در آخر:(مربط به اتمام هری پاتر و جی کی رولینگ)
    سر نوشت ، نوشت ، گر نوشت ، پایانی نوشت، اما باور کن نمی توان سر نوشت را از سر، نوشت.

    من ارزو می کنم همه ی دمنتوری ها همیشه با هم باشند تا واقعه داستانی هری پاتر همیشه جاودان بماند.
    قربان همگیتان بهاره

  71. حالا در مورد متنت:
    آقای کرات
    امید جون
    آقا امید
    کسی که سالها کاری کردی که دنبال هری پاتر باشم…..
    .
    .
    .
    .
    خدا بگم چه کارت نکنه یه بسته دستمال رو تموم کردم!
    چیه؟ انتظار داشتی بگم آفرین که اشکم رو در آوردی؟!!!!!!
    نخند!
    به هر حال که همه جوره قبولت دارم….. میگم بچه ها…. موافقید به رولینگ بگیم بیاد اینجا؟! باور کنید نامه این بچه ها رو، حرف ها و شعر های شماها رو بخونه دلش به رحم میاد و مینویسه
    من سر اون افتتاحیه لعنتی انقدر گریه نکرده بودم که امروز در پنج دقیقه کردم
    امید خدا بگم چه کارت نکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه……
    میگم رولینگ کجایی که بیای این رو ببینی
    دوست دارم هزار تا ریچار بارت کنم ولی از دلم نمیاد
    آخه چه جوری تونستی ما رو تو این حالت رها کنی؟!

  72. قبل از خداحافظی می خوام از sara jones که برام مثل خواهرم هست تشکر کنم که من رو با هری پاتر و دمنتور آشنا کرد.
    و از آقا امید به خاطر زحماتش
    و تمام دوستان دمنتوری
    خداحافظی با هری پاتر سخته ولی چاره ی دیگه ای ندارم
    خداحافظ

  73. واقعا ناراحتم.دیگه حوصله ی خوندن هیچ چیزی رو ندارم.من دراین اوقات با خوندن کتابی به اسم {آرتمیس فاول} خودم رو مشغول کردم تا کمتر به یاد این روز بیفتم.خواندن این کتاب رو به شما هم توصیه می کنم.داستان زیبایی است ولی هیچ وقت جای هری پاتر رو برام نمی گیره.هیچ وقت
    با تشکر از امید
    خداحافظ هری پاتر

  74. خیلی ممنون آقا امید به خاطر همه زحماتی که کشیدی

    هری پاتر ، دنیایی بود تو ذهن من ، تو ذهن تو ، که با جادو به هم وصل شده.

  75. الان من چیکار کنم.کسی هم کنارم نشسته ولی تو چشام اشک جمع شده و حالا روم نمیشه جلوشون گریه کنم.میخوام برم حموم بشینم واسه خودم گریه کنم
    فعلا
    در ضمن خیلی با حس نوشته بودی امید جان.خیلی خیلی مرسی

  76. Yeah………….. I am sad oh no I am too sad it is too hard so we do not want do it & do not do it we not say good bye to harry potter it will be in our minds
    we lived , live & will live with harry potter
    but we lived with harry potter & will live with pottermore

    DO NOT FORGET THE POTTERMORE THE THING THAT IT MAKE FOR US THE GOOD TIMES DO NOT LET TO WE TO MAYBE FORGET THE HARRY POTTER
    WE BELIEVE THIS SENTENCE
    HARRY POTTER BOY WHO LIVED ………………….. & POTTERMORE THE THING THAT DO NOT LET TO WE TO KILL IT IN OUR MINDS & FORGET IT

    so do not leave the dementor if was not dementor maybe we do not know that pottermore or many thing else come to we do not be alone

    HARRY
    YOU ARE IN OUR MINDS WE DO NOT FORGET YOU & YOU ALWAYS BE LIVEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEE

  77. 11 ساله بودم که خواهرم برام اولین کتاب هری پاتر رو خرید با ترس و لرز گفتم وحشتناکه؟؟؟ خواهرم گفت ابدا! هیجان انگیز ترین کتابیه که می تونم بهت بدم . کتابو باز کردم بعد از فصل اول با خودم گفتم من که نمیخونمش ! فقط میخوام از داستانش سر در بیارمو بس! سال ها بعد وقتی آخرین کتاب رو به عنوان هدیه تولدم گرفتم ظرف دو روز تموم شد! تلخ ترین خاطره من هم مرگ دامبلدور و سیریوس بود وای که چقدر گریه کردم ! حالا که یاد اون روز ها میافتم به حرف آقا امید میرسم که میگن خاطرات تلخ و شیرینی که له له میزنیم تکرار بشن کاش زمان به عقب بر میگشت ! با دمنتور هم زیاد آشنا نبودم اما وقتی آشناشدم دیگه ول کنش نبودم و هر روز 3 ساعت میشستم پای کامپیو تر برای دمنتور! واقعا ممنونم آقا امید به خاطر این همه سال زحمتتون……………

  78. **خداحافظ ای شعر شبهای روشن
    خداحافظ ای قصه عاشقانه**خداحافظ ای آبی روشن عشق**خداحافظ ای عطر شعر شبانه
    خداحافظ ای همنشین همیشه**خداحافظ ای داغ بر دل نشسته**تو تنها نمی مانی ای مانده بی من**تو را می سپارم به دلهای خسته
    تو را می سپارم به مینای مهتاب**تو را می سپارم به دامان دریا**اگر شب نشینم اگر شب شکسته**تو را می سپارم به رویای فردا

  79. It’s so beautiful it makes you wanna cry
    This innocence is brilliant
    Makes you wanna cry
    This innocence is brilliance
    Please don’t go away
    Cause I need you now
    And I’ll hold on to it
    Don’t you let it pass you by

    میدونم نباید انگلیسی بزنم ولی این قسمت شعر آهنگ innocence از آوریل لاوین به نظرم خیلی با حال ما جوره

    یکی از بچه ها از زمان انتشار کتاب پنجم با هری همراه بوده و الان تا این حد ناراحته، آقای جباری عزیز دقیقا همزمان با من با هری آشنا شد

    من ده سال با هری خندیدم، گریه کردم و عصبانی شدم

    اون نامه آقای پاتر غمناک ترین نامه ای بود که به عمرم خونده بودم

  80. خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام

    خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

    خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید

    به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید

    اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس

    نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس

    خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها

    بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا

    خداحافظ خداحافظ

    همین حالا

    خداحافظ

  81. هری پاتر تموم شد ولی هنوز تو دله ما طرفدارانش زندس و ادامه داره
    اگه یادتون نرفته باشه توی یک جای دو کتاب اخر نوشته بود:
    هر جا که گنجینه ات باشد دلت نیز همان جاست
    ما هم که گنجینمون هریه و دلمون پیشه اونه و همیشه پیشش باقی میمونه

  82. نمی خوای بهم بگی عشق قدیمی چی شده؟
    اون دل یه رنگ وساده وصمیمی چی شده؟
    چی شده که دیگه ازنم نم بارون نمی گی؟
    چی شده ازگوله برفای زمستون نمیگی؟
    دلمو بردی آسون دار ی از پیشم میری،
    حالا که می بینی غرق غم وآتیشم میری،
    چی شده شکسته چوبت دیگه ورد نمی خونی؟
    چی شده به این چوب شکسته چسب نمی زنی؟
    عشقت توی قلبم امادستت توی دستم نیست،
    عکسات توی اینترنت وپیش رومه اما درمون واسه دردم نیست،
    ای کاش فقط یکبار فقط یکبار بگی استیوپیفای{آواداکداورا}،
    این قدر نشو دل رحم واسه این دشمنی که پیداست{ولدمورت}،
    میری یک گوشه ای و فیلمارو می بندی واسه چی؟
    زیر چشمی به من ساده می خندی واسه چی؟
    جوآن کتلین رولینگ، دانیل راد کلیف، اماواتسون، روپرت گرینت،بااین که از
    صمیم قلب دوستون دارم ولی خیلی عصبانیم چون دارین ما روتنها میذارین.
    چند کتاب از رولینگ:جانوران شگفت انگیز وآن ها را از کجا بیابیم،تاریخچه کوییدیچ
    تاریخ جادو،فلسفه پیش پا افتاده:چراماگلها ترجیح میدهند ندانند.آقا امید اگه این کتابا رو گیر
    آوردید اونا روروی سایت بذارین خیلی خیلی ممنون.
    خوب بود 0 بد بود

  83. سلام.یک سوال داشتم اقا امید:برای قسمت دوم یادگاران مرگ مثل قسمت اول زیرنویس تهیه می کنید؟

  84. الان ما فقط همدیگرو داریم..از هری فقط این جمع و خاطراتش باقی مونده
    کاش میشد یه میتینگ میزاشتیم و همدیگرو میدیدیم):

      1. mehdi عزیز، اگه می شه لطفا بگو دفعه ی پیش کجا، جا و زمان قرار رو تعیین کردید با هم که اگه دفعه ی دیگه میتینگ گذاشتین (با اجازتون) من و بقیه ی دوستان که نمی دونستیم خبردار شیم و بیایم، ممنون!

  85. اشک می ریزم… اشک می ریزم… ناراحتیمو نمی تونم به زبون بیارم. باهاش زندگی کردم… تموم شدنشو( اسمشو نبر :(((((( ) باور ندارم نه :(((((( بازم اشک می ریزم،قسمتی از وجودم شده،می خوام یادشو زنده نگه دارم با دیدن فیلم ها و خوندن کتاب ها…اما در اون لحظه ها هم گریم می گیره … همیشه در یادم خواهی بود

    دوست داشتن ،
    صدای چرخاندن کلید
    است در قفل . . .
    و عشق ،
    باز نشدن آن . . .
    کاری که ما بلدیم اما
    شکستن در است
    با لگد….!

  86. بچه ها …. من دارم دق می کنم …… جدی خیلی ناراحتم …. یادمه اون روزی که خوندم دامبلدور مرده چه قدر گریه کردم … و برای مرگ سیریوس و اتمام هری پاتر

    خواهش می کنم یکی کمکم کنه ….. دارم غش می کنم ):

  87. آقا امید عزیز.من 4سال با شما بودم.شب غم انگیزی بود اما من تحمل نداشتم که توی سایت بیام اینترنت ای دی اس ال هم نداشتم اما به جاش برای آخرین کار شبانم برای هری بازی قسمت دوم رو تموم کردم.اما امید عزیز شاید این اولین نظر رسمی من باشه اما خوب میدونم سرجا نگه داشتن این سایت چقدر سخت بود.ازت ممنونم یعنی هر کسی که در این سال ها با دمنتور بود و هست ازت ممنونه.از همه ی شما ممنونیم که فرصت با هم بودن و با هم زیستن در دنیای جادوگران رو به همه دادین.اگه ردکلیف یک حرف قشنگ توی زندگیش زده باشه اون اینه:هری هیچ وقت تموم نمیشه.من کتابا و فیلمها رو نگه میدارم به بچه هام خواهم داد تا اونا هم از لذت با هری بودن محروم نشن.همه چیز برای من از هدیه ی تولدم در سال 82 شروع شد.یه کتاب سیاه که الان به زور چسب نواری هم که شده دارمش.هری و سنگ جادو.یک چیز رو فراموش نکنید،هری تا ابد در قلب ماخواهد بود و دن روپرت و اما تداعی گر تصویر هری رون و هرمیون خواهد بود.ایکاش یه عکس یادگاری میگرفتیم تا تاریخ به همه بگه ما طرفدارا.همونایی که همیشه مورد منگنه بودن،واقعا کی هستیم.امید جان از امشب دیگه دغدغه ی اینو نداریم که هرمیون با کی عروسی میکنه.اصلا کسی زنده میمونه؟حتی این تفکر که مک گونا گل با دامبلدور عروسی میکنه هم ما رو به وجد میاورد.حالا ما کجاییم؟در پایان؟نه این شروع زندگی ایه که ما سعی میکنیم درش از هری پیروی کنیم.ناامید نشیمو کم نیاریم.زنده بمونیم و زندگی کنیم.دیشب میخواستم سکوتم رو نسبت به دونمتور بشکنم اما نشد.امید جان ازت ممنونم که به همه ی ما فرصت دادی تا یا هم بخندیم.با هم گریه کنیم به ما اجازه بده بعد از این هم با هم باشیم.این سایت نیست بلکه بخشی از تاریخه.پس این بد نیست که به تاریخمون پشت کنیم؟یه چیز دیگه شاید چند سال دیگه برای سه بازیگری که فعلا دوستشون داریم متاسف بشیم.این از بد روزگاره.شایدم خوشحال که اونا هر کدوم رفتن سر زندگیشون.ببخش اینقدر حرف زدم کلام آخر:
    شاید آن روز که سهراب میگفت که شقایق چه گلیست خبر از دل سوخته ی شقایق نداشت،در دفتر قلبمان بنویسیم آری تا شقایق هست زندگی باید کرد

  88. دیگه دیره واسه موندن داری از پیش من میری

    جدایی سهم داستام که داستاتو نمیگیرم تو این بارون تنهایی

    داری میری خدا حافظ شده این قصه تقدیرم چه دل گیرم خداحافظظظ…………

  89. ولی من مطمئنم که اگر هری پاتر تموم بشه هنوز هم دن و اما ویا حتی روپرت قهرمان های کوچولوی ذهن های ما هستند خداحافظ……؟؟؟؟

  90. دلم تنگ میشه
    دلم تنگ میشه واسه روز هایی که با همه اتفاقات بد و خوبش کتاب های هری پاتر رو میخوندم
    دلم واسه بچگیم که روزاشو با هری پاتر گذروندم تنگ میشه
    دلم واسه فیلمهای هری پاتر که قبلا روزی چند بار میدیدم و سیر نمیشدم تنگ میشه
    دلم برای وقتی که واسه اولین بار پا به این دنیا جادویی گذاشتم تنگ میشه
    دلم واسه انتظار کشیدن برای پخش فیلم و کتاب های هری پاتر تنگ میشه …
    دلم واسه خیلی چیزایه دیگه تنگ میشه
    ولی از همه بیشتر دلم واسه تجربه ای که هیچ وقت تکرار نمیشه خیلی تنگ میشه

    دارم از غصه میمیرم خدا کاری بکن اینبار
    با چشای خیسو گریون ما رفتیم خدانگهدار

  91. خداحافظ آقای پاتر…
    ولی مهم اینه که ماها هنوز با هم هستیم و خواهیم بود و منتظر کارهای جدید رولینگ
    ولی هیچ چیزی نمیتونه یاد هری رو از فکر ما بیرون کنه
    هری پاتر پسری هست که همیشه زنده میماند

  92. خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام …….. خداحافظ به شرطی که بفهمی ترشده چشمام

    خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید…….
    به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

    اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت سادست ……..
    نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جادست

    خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها ……..
    بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا
    …………
    بچه ها خــــــــــداحـــــــــــــــــافظ همگیتون.
    ………..
    http://up.iranblog.com/images/evo53vx6ikwjzbaj3ja1.jpg

  93. سلام.واقعا دستتون درد نکنه.یک سوال داشتم اقا امید:برای قسمت دوم یادگاران مرگ مثل قسمت اول زیرنویس تهیه می کنید؟

  94. درسته که نوز پاترمور و رولینگ هستند ولی واقا هری دیگه تموم شده.
    پسری که زنده موند دیگه رفته و ولدرمورت رو کشته
    وای خدا امرز چه روز بدیه!!!!!!
    به جای این که خوشحال از اکران باشیم همه اندوهگینیم
    وای خدا کتاب و فیلم های هری پاتر چه درس هایی که به ما نداد به ما یاد داد شجاع باشیم ، با تقدیرمون روبرو باشیم(واقعا گریم گرفته)….

  95. کتاب وفیلم های هری پاتر به ما درس ها داد که خواسته یا ناخوسته داریم ازش استفاده میکنیم انسان درس های زندگیشو فراموش نمی کند

    هری تموم شد رفت ولی یادش همیشه هست…

    ما نبایى ناامید شیم چون رولینگ هست وما با نوشته های جدیدش امید واریم

  96. بچه‌ها…نمیدونم چی بگم…ولی فکر نکنم بتونم ترکش کنم. تمام سه سال اخیر رو با هری پاتر سپری کردم. میدونید،مثل کتابای دیگه نبود که بخونمش و دیگه به طرفش نرم،فیلماشم از اون فیلمایی بودن که آدم دوست داشت هر کدومو صد بار ببینه.آخه چرا باید تموم میشد؟شاید برای هر کسی تموم بشه،ولی من به خودم قول دادم که تمومش نکنم.ممنون از همه‌ی عوامل
    سایت دمنتور…

  97. هری رو دوست داشتیم و داریم چون سالها خاطرات شیرین و ناب رو برامون ساخت.فداکاری رو برامون ترجمه کرد.معنی دوستی و عشق رو نشونمون داد.
    گفتنیها رو دوستان عزیز گفتن . از سختی خداحافظی گفتن.از دشواری روزهایی که دیگه منتظر خبر جدیدی از هری نباشیم.
    اما امید عزیز.همونطور که نوشتی بیشتر ما شما رو ندیدیم.اما میخوام به شما
    بگم که با وجود اینکه افتخار اشنایی با شما رو نداشتم از صمیم قلب دوستتون
    دارم.بخاطر اینکه رویاهاتون رو با صد ها نفر قسمت کردید.خانه ای ساختید به اسم دمنتور و به ما اجازه دادید که رویاها و خاطرات شیرینمون رو با هم و با شما شریک بشیم.
    و امید عزیز.وداع همیشه سخته.اما اجازه بده از بشت اشکی که جلوی چشمام رو گرفته و از ورای وحشتی که همیشه از خداحافظی داشتم و دارم
    بهت بگم:برادر عزیزم.ممنونم از زحماتت.ممنونم از روزهای شیرینی که برامون ساحتی.ممنونم از شجاعتت و سخاوتت در تقسیم رویاهات با صدها دوستی
    که هر روز منتظرت بودن.
    امید عزیز. دستهاتو میبوسم.دستهایی که برای همه ما عشق
    و دوستی رو در این سالها به ارمغان اورد.
    هر کجا که هستی و باشی موفق و سلامت باشی.
    خداحافظ هری
    خداحافظ رون
    خداحافظ هرمیون
    خداحافظ دمنتور
    خداحافظ امید جان.
    به امید دیدار.
    .

  98. خدای من! این همه احساس پاک و قشنگ…
    خوشحالم که منم عضو کوچکی از این خانواده ام.ممنون از همتون بابت همه چیز…..
    THE MAGIC WILL REMAIN…

  99. بابا چه را این حرف هارو میزنین؟!ا شاءالله کتاب هشت درموردهر پاتر بزرگ نوشته میشه .ما بازم این لحظات رو باهم میگذرونیم!

  100. واقعا نمیدونم چی بگم…
    من هیچوقت فراموش کردنو یاد نگرفتم…از بچگی همین بودم…واسم خیییلی عجیب یه چیزی دیگه وجود نداشته باشه…هنوزم واسم سواله که چطور میشه چیزی مثل هری و دمنتور و دوستانی که در دمنتور پیدا کردمو فراموش کنم..هری پاتری که منو کتاب خون کرد..شیوه ی زندگی کردنو بهم یاد داد…در تنهایی هام کنارم بود..10 سال از زندگیمو باهام بود…دمنتوری که هروقت به اینترنت کانکت میشدم اولین صفحه ای بود که باز میکرم..دمنتور جزیی از زندگیم بود…هری هیچوقت برای من تموم نمیشه..چون الان بهترین دوستامو(مطمئنا بهترین دوستام هستن)بخاطر هری دارم…
    امیدوارم هرجا که هستید شاد و سرفراز باشید
    خیلی دوستون دارم

  101. نه
    خداحافظی نه دوست عزیز
    خداحافظی نکن امید جان
    اگه خسته شدی،خسته نباشی
    می تونی تا آخر عمرت دیگه چیزی توی دمنتور ننویسی
    می تونی تا آخر عمر مثل همه ی ما فقط مطالبو بخونی
    ولی نمی تونی از ما خداحافظی کنی
    می دونی اولین خبری که از دمنتور خوندم چی بود؟
    “رالف فاینس،بازیگر لرد ولدمورت هم بله…!”
    خواهش می کنم تو دیگه حرفی از پایان نزن تا این روز ها که همه از هری پاتر خداحافظی می کنن من هیچ وقت این عبارتو نبینم:”امید کرات،مدیر شبکه دیوانه ساز ایرانی هم بله…!،امید هم خداحافظی کرد،امید هم از دمنتور خسته شده”

  102. ما طرفداراهای سرسخت هری پاتر هستیم و تنها کسانی که صحبت یکدیگر را درک میکنیم تنها کسانی که …
    ما با هم خواهیم بود برای همیشه
    هر چه باشد چند سالی است که با هم بوده ایم و جدا شدن دوستان از یکدیگر دردناک است.

  103. شرمنده نمیدونم چرا دیشب آخر سر خوابم رفت
    واقعا از شدت نارا حتی نمیدونم چی بگم من 8-9 ساله با هری پاترم روز و شب کتاباشو خوندم و باهاشون زندگی کردم وقتی فهمیدم یه سایتی هست به نام دمنتور که مخصوص طرفداران هری پاتره سر از پا نمیشناختم حالا نمیدونم چطوری با هری پاتر خداحافظی کنم
    امید جان از تمام زحماتی که تو ای چند ساله برای تمام طرفدارا ن هری پاتر تو ایران کشیدی صمیمانه سپاسگذارم شاید اگر دمنتور نبود هری پاتر تو ایران مثل الان طرفدار نداشت

  104. سلام به همه عوامل دمنتور البته شاید دیگه همه عوامل نباشن. واقعا زود گذشت.یادمه دفعه اول که اومدم دمنتور فقط 98 روز مونده بود و تمام فکرم این بود که کی این روز ها تموم میشه ولی حالا که تموم شده ارزو میکنم که ای کاش هنوز تموم نمیشد. من شاید مدت زیادی تو سایت نبوده باشم ولی تو همین 100 روز خیلی به دمنتور وابسته بودم و دلم براش تنگ میشه………………….

  105. آره دمنتور غمگیمه
    اونقدری ک وقتی اومدم توش کم مونده بود گریم بگیره
    .
    نکته خیلی خوبی بود اقای مدیر
    اینجا همه آدمو درک میکنن و این عالیه
    بی شک اینو مدیون شماییم
    .
    .
    همه میدونیم خداحافظی چقدر سخته
    همه قد غصه همدیگرو میدونیم
    نمیتونم احساسمو اینجا بگنجونم ولی مطمئنم ک شما بهتر از خودم حالمو میفهمین.

  106. الان فقط میگم لاو یو هری پاتر
    هری پاتر واسه ی من یه کتاب داستان معمولی نبود هری پاتر واسه ی من یه دنیای دیگه بود یه دنیایی که باش بزرگ شدم یه زندگی جدید بود.
    دلم میخواد الن خاطره هاما با اون زنده کنم .
    یادمه یه روز حالم خیلی بد بود روی 40-39 درجه تب داشتم و ما هم مهمونی دعوت بودیم . اونجا که رفتم چون حالم خوب نبود از پسر داییم آرش >:D< یه کتاب خواستم بم بده و اونم هری پاتر جلد 1 را داد همون جا شروع کردم به خوندن به نظرم میومد 30 صفحه اولش چرت محض بود ولی خوندم و شب که برگشتیم خونه از بس در گیر کتاب شده بودم شب تا جایی که تونستم بیدار موندم و اونو خوندم و فردا صبحش تموم شد .
    برای خرید جلد 2 نیاز به پول داشتم ولی اون موقع پس انداز هیچی نمی کردم واسه همین رفتم یه ذره پس اندازم رو ورداشتم و هری پاتر 2 را خریدم اونم تو 2 روز خوندم .
    اما واسه جلد بعد پول نداشتم :دی
    واسه همین یه بار دیگه جلد 2 را باز هم خوندم که باعث شد یه امتحان تاریخ را 12 بشم.
    تولدم نزدیک بود واسه همین شروع کردم رو مخ همه راه رفتن که من کادو تولد کتاب میخوام اونم هری پاتر اونم 1 ماه قبل از تولد این قدر این کار را کردم تا والدین گرام راضی شدن
    رفتن واسم هری پاتر خریدن . مغازه هه همه ی جلدا را داشت به جز جلد اول محفل ققنوس که گفت بعدا میاره .
    شروع کردم جلد 3 را خوندن که اونم زود تموم شد .
    جلد 4 ام خورد به امتحانا در خلال اون خونده شد .
    رسیدیم به جلد 5
    همون طور که گفتم جلد اولشو نداشتم و کتاب فروشی هه هم نیاورده بودش .
    زد و ما بازم توی بهمن ما مریض شدیم و یه روز نرفتن مدرسه اون روز از بس خشته بودم گفتم جهنم و ضرر وشروع کردم هری پاتر 5 را از جلد دوم خوندن از بس تجزیه تحلیل کردم که چی چی شده که اونروز بدترین سر درد عمرمو گرفتم :| و درست هم کتاب را نفهمیدم جلد 2 که تموم شد جلد 1 و بعد جلد 3 را خوندم .
    یادمه اون قسمتی هست که ویدا اسلامیه بهش اضافه کرده را وقتی خوندم داشت گریم میگرفت .
    مخصوصا اون شعره آخرش که میگفت : :-?? ……………………. چه باک است از بوسه ی دیوانه ساز :-"
    جلد 6 هم با همه ی جذابیتی که داشت خوندم و اونجا که دامبلدور مرد خیلی زیاد تحت تاثیر قرار گرفتم در حدی که میخواستم اسنیپ را با دستان خفه کنم.
    تا اینجا گذشت و منتظر چاپ جلد 7 بودم دیگه زندگیم شده بود هری پاتر .
    اتاقم 7 تا پوستر هری داشت. نت فقط دمنتور میرفتم و مقاله ها را میخوندم و حدس میزدیم که جان پیچ ها کدومان و بحث های دیگه .
    همه ی فیلم های هری پاتر را هم داشتم ( کلا زیاد از فیلما خوشم نیومد ).
    هر ماه هم مجله شوکا ( طرفدار قدیمیا میدونن ) میخریدم و ……….
    تا اینکه کتاب 7 چاپ شد .
    وقتی که جلد اول ترجمه ویدا اسلامیه اومد من مشهد بودم ( و فک میکردم که اونجا هم چون شهر بزرگیه کتاب زود میاد ) هر کتاب فروشی که میرفتم میگفتم هری پاتر جلد 7 دارید میگفت خوردنیه؟؟؟؟! :|
    بعد از مشهد با قطار اومدیم تهران و از ترمینال میخواستیم بریم شهرکرد که توی ترمینال جنوب یه شهر کتاب هست با نا امیدی از اون پرسیدم که داره وقتی گفت آره داشتم بال در میووردم.
    توی اتوبوس نصفه کتابو خوندم وقتی هدویگ مرد دیوونه شدم و ……..
    جلد 1 تموم شد و منتظر جلد 2 بودم.
    جلد 2 اومد توی بچه های مدرسه اولین نفری بودم که خریدمش 4 شنبه خریدمش و 5 شنبه مهمونی دعوت بودیم نرفتم و توی خونه خالی شروع کردم به خوندن وقتی دابی مرد اشکم در اومد ولی وقتی اسنیپ مرد و خاطراتشو خوندم از ته دل زار ردم و گریه کردم وقتی کتاب تموم شد فقط 20 دقیقه تو خونه قدم میزدم و قکر میکردم . و بعد هر چی تو دلم بود گفتم و به رسمه خاطره یه سری نوشته آخر کتابم نوشتم.
    ________________________________________
    همه ی اینا را گفتم که اینو بگم من و امثال من با هری پاتر بزرگ شدن و اون هیچ وقت براشون تموم نمیشه و نخواهد شد .
    من نمیتونم به شما توضیح بدم اون همه صبر واسه چاپ کتابا اون همه حدس درباره ی کتابا و هزار هزار تا چیز دیگه واسه ی من چه لذتی داشت .
    من نمیتوم به شما بگم که یه زمانی کتابای هری پاترم به جونم وابسته بود اگه یکیش آسیب میدید انگار به خودم آسیب رسیده بود.
    من نمیوتونم به شما توضیح بدم که چه شبای که خواب هری پاتر میدیم و ………
    من هیچ کدوم از اینا را نمیتونم توضیح بدم اما به قول امید جباری باید یه جایی ام که شده ازش به طور نمادی خداحافظی کرد.
    واسه همین میگم خداحافظ هری پاتر پسری که زنده موند .

  107. خیلی غمگینه… با اینکه پاترمور هنوز هست… با اینکه کتابا هستن و هر چقدر دیگه که بخوایم می تونیم بخونیمشون و بازم خسته نشیم… با اینکه کتابای دیگه ای قراره از رولینگ بیاد… ولی بازم خیلی غم انگیزه…
    همه چیز دور و ورم در حال تموم شدنه… امسال مدرسم هم تموم شد… جایی که 7 سال با تمام دوستام توش زندگی کردم… دلم برای همه چیزش… برای تک تک آجرا… میزا… کلاسا… کارگاها… معلما… ناظما… مدیرا… بچه ها تنگ شده… برای تمام لحظه هایی که اونجا می گذروندم… اینم مثل همونه… یه کم دیگه که بگذره دلم می ترکه!!!!!!!!!!!
    خوشبختانه دوستای من هم خییییلی هری پاترین! الان دیگه می تونیم با هم عزا بگیریم! منم 10 سال از عمرمو با هری گذروندم… 7سالم که بود و خوندنو خوب بلد نبودم مامانم کتاب 1 رو برام خوند… کتاب 2 رو با کمک خوندم… کتاب 3 رو هم خودم تنها خوندم… فکر کنم برای همینه که جلدش کنده و کتابش چند تکه شده D:… خلاصه می شه گفت من خوندنو با هری پاتر یاد گرفتمو بیشتر عمرمو باهاش بودم… الان نمی دونم دیگه چه بلایی سرم بیاد… بعد از تموم شدن کتاب 7 که 1 روز کامل نتونستم هیچ کاری کنم… اصلا هیچی نمی فهمیدم!
    خیلی حرف زدم ولی الان که رفتم سر قسمت اصلی نمی دونم چی بگم… هر حرفی که بزنم بازم برای تشکر از زحمتای آقا امید و تمام دوستان دیگه ای که برای دمنتور زحمت کشیدن کمه…
    ولی آقا امید کل اون متن قشنگ یه طرف… اون “خداحافظ” آخرش یه طرف… فضا به اندازه ی کافی غم انگیز بود… می دونم خواست زیادیه… ولی هیچ وقت با ما خداحافظی نکن!
    و در آخر… ممنون دمنتور… ممنون که این 1 ماه آخر ما رو تنها نگذاشتی… ممنون که همیشه همه ی خبرا رو خیلی سریع به ما می دادی بدون اینکه مجبور باشیم 100 تا جا رو بگردیم… ممنون که وقتایی که تنها بودیم پیشمون بودی… ممنون که امسال که پیش دانشگاهی بودم، هر وقت از درس خسته بودم.. ناراحت بودم.. کلافه شده بودم یه جایی بودی که بهش سر می زدم و حالم بهتر می شد… ممنون…آقا:امید،حسین،محسن،امید،سروش… به خاطر همه چیز!
    ببخشید، خیلی حرف زدم!

  108. سلام به همه ی دوستایی که بی منت حرفامو که 5ساله توی دلم نگه داشتمو می خونن.من 5ساله که با این اثر جاودانه و همینطور پدیده ی دمنتور آشنا شدم.توی این سالها با عجله و حول حولکی از دمنتور خبر می گرفتم و با زیر پا گذاشتن احساسم بدون نظر دادن یا حتی یه تشکر خشک و خالی سایتو می بستم.میدونید چرا؟از ترس اینکه والدینم بیان و ببینن که من دارم هری پاترو دنبال می کنم! ولی حالا دیگه برام مهم نیست که چقدر تحقیرم می کنن و بهم سرکوفت میزنن.برام این مهمه که بالاخره تونستم با کسانی که آرزوم بود درد دل کنم و بهشون بگم که چقدر دوستشون دارم.بابت تمام این سالها که اینقدر ترسو بودم باتمام وجودم متاسفم.من شجاعت رو از هری و امید و دوستایی که تازه امشب پیداشون کردم گرفتم.شما توی سخت ترین لحظات بهترین ها رو برام ساختید در حالی که من توی سخت ترین لحظاتتون هیچ کاری براتون نکردم.حالا هم که پیداتون کردم لحظه ی خداحافظی و تنها شدنه.دیگه نمی تونم ادامه بدم.تنها چیزی که میتونم بگم اینکه:
    با تمام وجودم دوستتون دارم و بابت همه چیز از همتون ممنونم
    از اینکه پرحرفی کردم معذرت می خوام.خیلی دلم گرفته!

  109. مرسی امید واقعا نمی دونم چطور ازت تشکر کنم و چطور بگم که چه قدر بهت مدیونم من از قدیمی های دمنتور نیستم اما روزای قشنگی رو توش گذروندم و این روزای قشنگ رو مدویون تو دوستان هستم و واقعا هم دمنتور جایی بود که این خانواده تک تک اعضای این خانواده حرف هم رو درک می کردن و برای هم ارزش قائل بودن روزایی تو این سایت به یادم اومده که به خود هری به هیچ کس دیگه نگفتم 11 سال از زندگیم به لطف رولینگ و هری و شما دمنتوری های عزیز هر روز قشنگ تر و مهیج تر شد تا امروز که به اینجا رسیدم الان خیلی خا بلیط دستشونه و تو صف سینما وایستادن تا باهاش خداحافظی کنند اما من بدون هیچ بلیط و هیچ سینمایی فقط می تونم بگم به خدا می سپارمت هری عزیز و رولینگ عزیز منتظرم نگذار

    مرسی امید جان این چند وقت سنگ تموم هم رد کردی داداش خسته نباشی واقعا امیدوارم بازم مثل این روزها رو توی دمنتور عزیزمون داشته باشیم ازش لذت ببریم
    پس به امید اون روز ” تا عشق و امیدی (امید کرات) هست ، چه باک از بوسه دیوانه سازها”

  110. ای کاش جشن بزرگی برای این روز می توانستیم برگزار کنیم …… ای کاش……. واقعا همچین کارهایی برای طرفدار ها و برای هری پاتر خیلی کمه ……… میدانم امید که خودت هم برای همچین روز هایی خیلی برنامه ریزی کرده بودی ……….. نمیدانم که چه قدر از این موضوع آگاهی که چه کار بزرگی برای طرفدار های هری پاتر در ایران انجام دادی ……. بابت همه ی کارهایت ممنون.

  111. بچه ها من که خوابم نمی بره تورو خدا تنهام نذارید هی داره از افراد توی سایت کم میشه من دیگه نمیتونم برای این جا نظر بذارم ولی برای حسین غریبی چرا تورو خدا بیاین اون جا تا من تنها نباشم من فقط شما رو دارم
    راستی چه طوری برم تو فیس بوک خواهش میکنم بگید

    1. عضوی تو فیس بوک؟
      اگه آره وارد شو،بعد بزن دمنتور صفحه ش میاد دیه…نمیشه اینجوری؟

  112. منم هیچ وقت فراموش نمی کنم. 10-11 سالم که بود با هری آشنا شدم. بعد خوندن کتاباش چه زجری می کشیدم تا کی می خواد کتاب بعدی بیاد بیرون. شب های زیبایی که امید گفت تو همه موقعیت ها برام پیش اومد. هر کتاب دیگه ای که می خوندم بر می گشتم 2باره یکی از کتابای هری رو می خوندم می گفتم هیچ کی به پای رولینگ نمی رسه. لذت خوندنش، لذت فکر کردن بهش، لذت غرق شدن در خیال های اطرافش حتی لذت مسخره شدن توسط اطرافیانم و البته لذت باز کردن دمنتور به عنوان اولین صفحه ای که می خواستم وارد اینترنت شم. پیدا کردن دوستان هری پاتری و جبران اون تمسخرها. کتابی که باهاش زندگی کردم و هزاران چیز ازش یاد گرفتم. با شخصیتی که با من بزرگ شد. و مهمترین اونها این بود که جادوی عشق بزرگترین جادوی دنیاست. ممنونم از همه دوستای گلم، امید عزیز، و صد البته جوآن رولینگ که این لذت ها رو برام درست کردن. خداحافظ ولی نه به معنای واقعی

  113. دوستای منم اکثرا از همین دوستان بودن
    دوست داشتن حرفم درباره ی هری تموم بشه
    اما من کاری کردم که حالا خبرای هری رو میدم و اونا خوشحال میشن و با علاقه گوش میکنن
    من تا حالا 6 یا 7 تا از دوستامو هری پاتریست کردم
    چرا شما هم اینکارو نمیکنین
    این دنیا رو بهشون نمیدین
    میدونم سخته که این کتابو بدست بگیرن اما همین که دو فصلشو بخونن دیگه نمیتونن ولش کنن
    شما که از جادوی هری خبر دارین!

  114. الآن حدود 4 بار دارم کامپیوتر خاموش میکنم و دوباره روشن میکنم و دوباره میام داخل سایت………….. دل کندن خیلی سخته به خصوص باکسایی که هر روز خبرهایی برای ما آماده میکردند و باکسایی هرروز به سایت می آمدند ونظرات خودشون می نوشتند ……………… امیدوارم که این نظرات آخرین نظرات هیچ یک از بچه ها نباشه و دوباره این سایت شلوغ و پر هیاهو ببینم ……………….. ای کاش میشد زمان به عقب برگردونیم ودوباره هری پاتر از سر میگرفتیم ……… ازهمه بچه ها و آقا امید ممنون……….. بدانید که شما بهترین دوستان من هستید………….

  115. “شاید دوست های نزدیک شما هم مثل دوست های من طرفدار هری پاتر نباشند و وقتی از هری پاتر حرف میزنید، از قیافه شون مشخص میشه که دارند لحظه شماری میکنند که حرفت تموم بشه.”

    واقعاً! خیلی ضد حالن….

  116. خاطره های این 10 سال داره واسم مرور میشه از روزی که تو مدرسه ابتدایی به جای ورزش که عشق همه بچه هاس واسه باره اول خوندمش یا روزایی که از دست برادرم و بقیه ی خونواده زیر لحاف یا تو کمد لباسا …..یا روزهایی که واسه خریدن کتاباش از این ور شهر یه بچه نیم وجبی به اوون ور شهرمیرفت……یا روزی که از 6 عصر تا4 صبح جلد اخرشو خوندم…..یا روزی که با یه چشم پر اشک با آهی از ته دل دارم این دیدگاهو مینویسم

  117. کاشکی تو رو سرنوشت ازم نگیره
    یمی ترسه دلم
    بعد از رفتنت بمیره
    اگه خاطره هام
    یادم میارن تو رو
    لااقل از تو خاطره هام نرو

    کی مثل من واسه توقلب شکستش میزنه
    اخه کی واسه تو مثل منه
    بمووووووووووووووون
    دل من فقط یه بودنت خوشه
    منو فکر رفتن تو میکشه
    لحظه هام تباهه بی تو
    زندگیم سیاهه بی تو نمی تونم

  118. سخت تر از خداحافظی کاری سراغ ندارم!
    همه ما بازم دمنتور و هری پاتر رو با تمام وجودمون میخوایم…
    پس به جای خداحافظی میگیم…
    سلام دوباره…!
    :)

  119. برای ما انقدر سخته پس برای رولینگ چقدر سخته؟
    وای امید جان یه دنیا ممنون از تمام زحمتات 5 سال وبلاگ نویسی برای دمنتور !
    وای فک کنم پس از سالها بدون استرس به روز رسانی (همونطور که خودت گفتی) بخوابی! نه
    من پس از تموم شدن این شاهکار بزرگ پس از سالها . سعی می کنم که تمام چیزهایی رو که از رولینگ هری پاتر و دمنتور و حتی تجربیات شما دوستان یادگرفتم استفاده کنم تا وقتی روزی با استفاده از اون به جایی رسیدم یا تونستم بر مشکلاتم پیروزشم به بعضی از افراد که فکر می کنن این کتاب چیز بیهوده ای است نشون بدم که این جور نیست!
    به امید روزی که این کتاب ارزشمند تاثیر بزرگی روی زندگی کوچیکون داشته باشه!
    در اینجا نه تنها از امید عزیز بلکه همه ی دوستان تشکر می کنم!

  120. emma charlotte doerre watson جان تو تا حالا یکی از بهترین دوستان من بودی
    یه سوال خیلی خیلی عجیب بهم نخندیا:شما دختری یا پسر

  121. خیلی خب! شما بردین!….اینم اشک من که کلی جنگیدم باهاش…..
    برام ارزش زیادی دارین….الان حقایقیو که امروز جلو چشمم رژه میرفتنو رک گفتین……ولی ابدا ناراحت نشدم…برخلاف بعدازظهر…….اتفاقا از ته دلم بهتون افتخار کردم……مثل همیشه…….
    همیشه سختی کارتونو حس کردم…..ولی هیچ وقت طاقت خداحافظیو نداشتم….میدونم هوامونو دارین و مارو نمیسپارین به امون خدا……دلم براتون تنگ میشه……صراحتتونم خیلی دوست دارم…..خدایی
    ولی….خودمو که میشناسم….الان 16 سالمه….ولی 60 سالم بشه هم اولین آدرسی که به محض وصل شدن به نت میارمش دمنتوره……..چه باشه،‌ چه بخواین….ولش کن…حتی یادشم شومه…..
    خداحافظ….ای امیدِ آیه ی‍أس خوان!

    1. یه چیزیم رو به بچه های دمنتور….ته دلم مونده بود….:
      خیلی دوستون دارم…….اینجا جای خیلی خوبی بود واسه درددل کردن و درک شدن……همش به خاطر شما……اگه بدونین بعضی از اونایی که خودم هری پاتریشون کردم چه جوری با رفتارای نابه جاشون رو اعصابن، میفهمین چه قدر بالا بالایین…..هیچ وقت سالهای خوبیو که با هم بودیم یادم نمیره……..

  122. سلام
    امید جان واقعا نمیدونم چی بگم..واقعا…فقط اینو از ته دلم میگم…واقعاممنون واسه همه چی …
    دمنتورو هری پاتر تموم دنیایه من بودن و این رو به شما مدیونم که این اعجوبرو به ما معرفی کردید…
    هیچ وقت فراموشتون نمیکنم..هیچ وقت تا اخر عمر….همیشه اسم دمنتور بخصوص “امید” تو خاطرم میمونه!!!
    واقعا وقتی فکر میکنم میبینم همه ی خاطراتم تا حالا با شما بود و میبینم یکی از قسمت های اصلیه زندگیم بودید!!
    من خیلی سخت گریه کنم ولی الان داره از چشمام اشک میاد….نمیتونم هیچی بگم…بغض گلوم رو گرفته….

    امید جان مواظب خودت باش جون واسه من خیلی ارزش داری و عزیزی اگه بخوام رک باشم یکی از مهم ترین افراد تو زندگیم بودی
    و همیشه تو رو الگو خودم میذارم ….و مثل داداشم دوستت دارم…..و به یادتم
    به یاده همه ی زحمت هایی که واسه ما کشیدی…یه یاده شب هایی که با همدیگه نخوابیدیم و پشت کامپیوترمون موندیم….به یاده همه جی…….به یاده تمام خاطره هایی که با هم داشتیم…

    کاش میشد یه جوری زحماتتون رو جبران کنم..کاش میشد…از همه ی همکاراتم تشکر میکنم بخصوص آقا حسین…..امیدوارم همتون تو زندگیتون موفق باشید وبهترین ارزوها رو برایه همتون ارزو میکنم…

    امید وارم قطار زندگیتون همیشه بر روی ریل های خوشبختی عبور کنه….

    بجه هایی که تو دمنتور مثل من بودید از شما هم ممنونم که مثل من به هری علاقه داشتید و من رو درک کردید ، از ته دلم ارزوی موفقیت برای تک تک شما دارم…..دوستتون دارم……

    خداحافظ……

    بنده ی حقیر سعید سپاسی ….20 ساله…دانشجوی کامپیوتر.

  123. کلش هفت حرفه مثل تمام عددایی که رولینگ استفاده کرده هفتا اما

    گفتنش…

    برای اولین بار بهت میگم…

    خ د ا ح ا ف ظ

    خداحافظ بهترین دوست من…

  124. به اندازه تمام لحظه هایی که با هری گذروندم ازت ممنونم.
    ایکاش واژه ای یا جمله ای بود که با بیانش میتونستم از تمام زحماتت قدردانی کنم.
    الان بیشتر از اینکه ناراحت باشم هری تموم شده ناراحت اینم که امید گفتی خداحافظ، و این برای من اصلا قابل درک نیست…

  125. الان دیگه نمی تونم جلوی گریم رو بگیرم … گریه تو تاریکی … همه ی ما همینطوری داریم گریه می کنیم …

  126. اولش قصد داشتم که فقط یه سری به سایت بزنم ببینم امشب چی میشه و اصلا بابت خداحافظی ناراحت نبودم، چون خداحافظی اصلی از نظرم همون 4سال پیش بود.
    اما حالا به زانو در اومدم و واقعا ناراحتم. نسبت به نامه های دیگه از همه تاثیرگذار تر بود. آقا امید واقعاً ممنون از نامه عالیتون.
    هیچ جمله ای که بتونه خستگی این سالها را از تنتون دربیاره نمی تونم بگم
    فقط یک ممنون خیلی بزرگ واسه اینکه یادمون می مونه خیلی از خوشی ها و غم های زندگیمون تو عالم هری پاتر و دنیای دیمنتور جا مونده و همچنین یک تشکر بزرگ دیگه واسه تاسیس این سایت که وقتی دلم می گرفت، بهترین جایی بود که میشد حرفتو بفهمن.
    *خسته، خسته، از راهکوره های تردید می آیم
    چون آینه یی از تو لبریزم
    دیگر هیچ چیز نمی خواهد، نمی تواند تسکینم دهد.*
    شاملو

  127. اقا امید از تمام زحماتی که این سال ها کشیدی تشکر می کنم….
    کاش هری پاتر هیچ وقت تموم نمی شد…
    حالا باید چیکار کرد؟؟
    زنده باد هری پاتر!زنده باد دمنتور

  128. من هم وقتی بادوستم مریم هستم وبرایش ازهری پاتر می گوییم احساس می کنم خوابش می اید ولی دراینجاعالی در کنارهم دیگر هستیم دمنتوروشمارادوست داریم زیرادمنتور خانه ای است که می توان بدون خواب رفتن دوستانت باانها سخن بگویید وازشماهم اقاامید بسیار تشکر می کنم که این شرایط فوق العاده رافراهم اورده اید

  129. شاید بهتر بود تیتر خبر رو از “امید:شب های هری پاتر” به “امید شب های هری پاتری طرفداران ایرانی “تغییر می دادی.

  130. آقا امید،اونجا رو راست گفتی که وقتی درباره هری پاتر حرف می زنی دوستات لحظه شماری می کنن تا حرفت تموم بشه،
    متاسفانه دوست های من هم از همون نوع دوستان،هر روز که میومدم تو دمنتور و خبر جدید از هری پاتر میدیدم می رفتم و با هیجان برای دوستام تعریف می کردم،
    اما اونها با رفتار سرد خودشون همچون دیوانه سازی روح اون موقع پر از شادی و غم و هیجان من رو می مکیدن،
    اما آقا امید همون طور که خودت گفتی ما نباید بزاریم اونا روحمون رو بمکن باید با فکر به اینکه همون ساعت همون دقیقه یا همون ثانیه طرفدارانی از هری پاترو خانم رولینگ هستن که احساساتشون مثل مائه،
    می دونم که خیلی خسته شدی در طول تمام این سال ها خیلی زحمت کشیدی واسه برنامه امروز برنامه هایی که در آینده داری بی نهایت ازت متشکرم،
    می دونم که توی چند تا خبر قبلی گفتم هری پاتر برای ما تموم نمیشه اما بعد از مدتی متاسفانه این جمله شاید فقط برای من برعکس شد و این در اومد که امشب ساعت 12 نیمه شب،دنیا و خود هری پاتر برای همیشه برای من تموم شد،
    اما شاید بتونم با وجود سایت دمنتور و زحماتی که شما می کشید شاید چند ماه بعد دوباره توی همچنین شبی تغییر عقیده بدم،ولی حس ششمم می گه تغییر عقیده نمیدی…
    باتشکر از تمام زحمات و با عرض پوزش از پر حرفیم.

  131. چرا هی دوباره میام اینجا نمی دونم ولی میدونم احساس خوبی ندارم و ناراحتم برای همین دمنتور به راحتی به من نزدیک میشه چون نمی بینم پاترونوس ازنوک چوبدستیه من بیاد بیرون …

  132. سلااااااااااااااام من الان اومدم…واقعا باید بگم هری پاتر در ایران با دمنتور معنی پیدا میکنه فقط همین.
    خودم:7 سال طرفدار هری پاتر*5 سال طرفدار دمنتور

    اقا امید واقعاااااااااااا خسته نباشیییییییییییییییییییییییید

  133. بچه ها من الان واقعاً نمی دونم چی بگم . از همه ی مدیران همینجا تشکر می کنم . از آقا امید ، از حسین غریبی ، از محسن ، از سروش ، از امید جبرای و تمام کسانی که توی تمام این سال ها برای این سایت و برای ما زحمت کشیدن . نمی دونم چرا امروز اینطور شده بودم . هر وقت به تموم شدن هری پاتر فکر می کردم بدنم مور مور می شد یا یه دفعه سردم می شد . فقط یه جمله می تونم بگم اونم اینه :
    ” این لذت های شدید ، پایان های شدیدی هم دارند . ”

    ما از یه چیزی خوشم اومد . باهاش خاطره داریم . باهاش زندگی کردیم و… ولی حالا نمی تونیم ازش جدا شیم و ازش دل بکنیم . دیگه چیزی به زهنم نمی رسه که بگم . فقط می تونم بگم : زنده باد هری پاتر ، پسری که زنده ماند

  134. واقعا,چه شب هایی که هری پاتر لحظات تنهایمو شاد و خاطره انگیز می کرد.
    من واقعا زبونم بند اومده… نمیدونم چی باید بگم ولی تشکر می کنم…
    از همه…
    از هری دوستان
    از کسایی که هنوزم هری پاترو زنده نگه داشتن..
    از همه ی دمنتوری ها..
    هر کسی تو این سایت اومدو خودشو طرفدار هری اعلام کرد.
    آقایون امید ها,حسین,محسن و سروش..
    از همتون ممنونم که این جارو تاسیس کردید,جمع شدید و هری پاتر رو تو ایران ارج نهادید.

  135. الان خوشحالیمون میتونه به این باشه که برای دیدن رکرودشکنی های هری حالا حالاها تو این سایت دور هم حمع میشیم!
    با پاتر مور هم که 7سال دیگه دمنتور تمدید شد!
    به امید خدا با کار های بعدی رولینگم اینجا همیشگی میشه!
    دوستت داریم امید جان

  136. هری…
    با به یاد آوردن خاطره هایی که با هری پاتر داشتم اشک خود به خود از چشام جاری میشه.هری پاتر در قلب ما زنده بود،هست و خواهد بود.من تمام کتاب های هری پاتر رو نگه میدارم تا به بچه هام بدم تا بخوننشون و مثل من لذت ببرن.مرسی هری که به من این لحظات خوبو هدیه کردی.زنده یاد هری پاتر

  137. در طول روز به قدری ماتم زده بودم که هر کس از جلوم رد میشد ازم علتش رو با قیافه جدی می پرسید و هنگامی که با جواب”هیچی” مواجه میشد به اصرار رو می آورد…پس از کلی اصرار چند تا از رفیقام…علت ماتم زدگی ام را به آن ها گفتم…بعضی قیافه متعجب به خود گرفتند و بعضی به زیر خنده زدند…یکی از آن ها گفت:(چند تا احمق مثل تو پیدا میشن که با همچین چیزی ماتم بگیرن؟)…اما سیلی محکمی به صورتش برخورد کرد…و صدایی را شنید که گفت:(اگر جرات داری یه بار دیگه به بهترین دوستانم توهین کن!)….
    به قدری ناراحتم که حتی گریه هم سخت شده…با گریه هم خالی نمیشم!

  138. اقا امید گل کاشتی امیر وارم زندگی ات همانند دیوانه ساز ها نباشد ولی خودت دیوانه ساز باشی

  139. دیر به دمنتور اومدم اما خیلی لحظه های خوبی بود همون 10 ما هم خودش حال هوایی داشت الان که دارم می نویسم دلم می خواد گریه کنم ولی نه باید یادمون باشه هری پاتر و هاگوارتز هیچ وقت از ذهن من و همه شما ها پاک نمیشه ای کاش هیچ وقت تموم نمی شد اما بازم می گم هری پاتر افسانه ای است باور نکردنی.
    دوست ندارم خداحافظی کنم ولی بجاش میگم …
    زنده باد هری پاتر…
    زنده باد دمنتور…

  140. خداحافظی معنای تمومیه دائم رو همشه نمی ده
    تو اولین پست بغضم داشت می ترکید
    بچه ها بهترین دوست هام یا برادر و خواهرام شمایین و اگه تو این مدت بدی دیدین حلالم کنین
    بچه ها همیشه تو یادمه که یه خونواده دیگه هم داشتم با یه عالمه برادر و خواهر
    هاگوارتز ما همین جاست ما هم همه توش داریم درس میخونیم
    اگه بین جونم و هری و شماها بخام یکی رو انتخاب کنم هری وشماهارو انتخاب میکنم جدی میگم
    بچه ها یکی بودن و یه چیز رو دوست داشتن مربوط فاصله و نژاد دو انسان نیست بلکه به عشق دو طرف به اون چیزه

  141. الان که دارم این مطلب و می نویسم قطره های اشکم داره روی تمام دکمه های کیبورد میریزه اگه برای هری هاگوارتز خونه ی واقعیش بود برای من هم دمنتور بهترین خونه و خانواده ست وقتی می گفتند خواهر و برادر داری یا نه تو دلم میخندیدم و با خودم میگفتم من کلی خواهر و برادر دارم که از همه چیز بیشتر دوستشون دارم توی این چند وقت اقا امید مثل یه برادر بزرگتر برای ما بود وقتی با یکی بحث میکردیم بهمون تذکر میداد حالا همین جا بهت میگم خواهرانه دوستت دارم امید جان و ممنونم که تا این جا پای هری وایسادی و مارو تحمل کردی

  142. اومدم فقط یه نظر دیگه بدم.
    آقا امید نمی دونم باید چه جوری بگم تا جبران تمام زحمات شما بشه اما از ته دل واقعا بابت تمام این کار ها و زحمات این سال ها ممنونیم ازتون و همچنین تمام دوستان گل دیگه ای که زحمت کشیدن.

  143. بی نهایت ممنون امید جان و همه دوستانی که در اینجا زحمت کشیدید به خاطر همه چی مخصوصا ایجاد چنین محیط محشری برای من و دوستان جادوگرم تا در اخر به جز غم خداحافظی و پایان کتابها و فیلم ها
    ما یه خانواده جادویی داشته باشیم….در کنار هم باشیم….و با هم یاد این پدیده بزرگ بی نظیر و جهانی رو زنده نگه داریم.
    هری پاتر و دنیای جادویی برای ما تا ابد پایانی ندارند.
    دروووود بر دمنتور و همه جادوگرانش.

  144. ولی نمیشه انکار کرد که خود دمنتور امروز انقدر ناراحت هست که حوصله ی مکیدن روح های شاد رو نداره! جمله ی زیبا و به جایی بود !

  145. تو خونه ی ما خیلی ها می دونن هری پاتر کیه و من چقدر عاشقشم.اونقدر گفتم و گفتم که مامانم وسوسه شد کتاباشو بخونه.ولی اون مثل من ذوق و شوق نداشت.خب معلومه که نداره.
    باورتون نمی شه اگه بگم هری باعث شد من با بهترین دوستم دوست بشم.
    چه روزایی بود که کتاباش یه لحظه هم از جلو چشم دور نمی شد.
    چه روزایی بود که التماس می کردم به مامانم که تو رو خدا برام یه جلدشو بخر.قول می دم تا تابستون نخونمش.
    چه روزایی بود که با بهترین دوستم(که رون صداش می کنم)اتفاقاتشو تفسیر می کردیم و برای هم توضیح می دادیم.
    چه روزایی بود که که ساعتها می نشستم جلوی کتاباش و نگاهشون می کردم.
    و چه روزی بود که فهمیدم هری پاتر دیگه داره می ره.!!!
    هری اولین شخصیتی بود که من عاشقش شدم.
    دلم براش خیلی تنگ میشه.

  146. تاحالا هیچ شبی مثل امشب گریه نکرده بودم باهزار بدبختی واضطراب وگریه زاری خودمو رسوندم خونه تا فقط آخرین شبی که انتظار آخرین فیلم هری پاترومیکشیم کنارتون باشم.آقا امید همینکه دمنتور بسته نمیشه ونخواهدشد بهمون دلگرمی میده همینکه میتونم به عنوان طرفدارای سرسخت هری پاتر کنارهم یه جمع صمیمی داشته باشم بهمون دلگرمی میده اینجا تنها جاییه که از اینکه تو طرفدار هری پاتر هستی کسی ناراحت نیست ومسخره ات نمیکنه وبه احساسات وگریه هات نمیخنده وشاید اینجا تنهاجایی باشه که تو بتونی تموم حرفاتو تمام وکمال درباره ی پدیده ی تمام نشدنی هری پاتر بزنی! من به اینکه عضو این سایتم افتخار میکنم ومطمئنم که ما همیشه کنارهم میمونیم به عنوان:طرفدارهای سرسخت هری پاتر وجی.کی.رولینگ…

  147. تا ابد تو فکر و ذهن ما میمونید مثل هری
    ممنون از همتون
    ولی نمیشه انکار کرد که خود دمنتور امروز انقدر ناراحت هست که حوصله ی مکیدن روح های شاد رو نداره! جمله ی زیبا و به جایی بود !

  148. امید نمیخوام پاچه خواری کنم ولی باید بگم به خدا اگه تو نبودی هیچ وقت خیلی ها هری پاتر رو نمیشناختن
    اگه تو نبودی ما ها اینجا نبودیم
    اگه تو نبودی هری پاتری های ایران از غم سرکوفتهای آشناهاشون نابود میشدن
    اگه تو نبودی………………………
    اگه تو نبودی………….
    اگه تو نبودی.
    فقط میتونم بگم واقعا ازت ممنونم
    از ته دلم و با تمام وجودم برات آرزوی موفقیت میکنم.

  149. اقا امید واقعا ممنونم از همه ی زحمتهایی که تو این چند سال کشیدین…
    هیچ وقت این لحظه های خوب رو فراموش نمیکنم…ای کاش هیچ وقت تموم نمیشد…ای کاش هیچ وقت این روز نمیومد…
    دلم برای همه ی این خاطرات…همه ی طرفدارا…شما و خلاصه هر چیزی که به هری پاتر مربوط میشه تنگ میشه
    لحظه ی خداحافظی خیلی تلخ و سخته ولی متاسفانه دیگه وقتش رسیده….
    خداحافظ.

  150. اشک امونم نمیده،الان23سالمه،11سال با هری زندگی کردم،بیخیال،زندگی ادامه داره…به قول معروفtake it easy

  151. دنیای هری پاتر منو با خیلی از طرف دارهای هری پاتر آشنا کرد که هر کدوم توی یه شهری هستن ولی الان هیچ کدومشون نیومدن.
    رزای عزیز که از مشهد بود اون ازدواج کرد دیگه نیومد.
    محسن پایه که اصفهانی بود
    هدویگ از بوشهر
    عزراییل از بندر عباس بی حاله اصرارش کردم نیومد.
    آلا که باز هم از بندر عباسه اونم که رفته مسافرت
    رضا پیشرو از تهران
    اردلان هکر از اصفهان
    الف دال از مشهد
    چوچانگ از اهواز
    فرزانه از شیراز
    سپیده از بوشهر
    شایان از تهران
    علی مهرگان از تهران
    هلنا از تهران
    میرتل از تهران
    رون شکمو از گرگان نیومده پدرش رحمت خدا رفته عزاداره
    و بقیه که یادم نمیاد اسامی شون
    من با همه اینها از طرق هری پاتر آشنا شدم.

  152. الان ساعت 12 و59 دقیقس
    180 نفر بازدید کننده است
    و من هنوز بیدارم
    و نمیدونم چرا اشکام دارن بهم خیانت میکنن و میریزن روی زانوهام
    من قول داده بودم هرگز گریه نکنم
    محکم بایستم
    ولی نمی تونم جلوشونو بگیرم
    بعد از خوندن دوباره ی نامه های شما و آقای جباری

  153. امید جان منو حلال کن
    هیچوقت یادم نمیره که چقدر سر هری پاتر مسخره شدم
    ولی هنوز دوستش دارم
    من نمیگم خداحافظ بلکه میگم
    به امید دیدار هری
    به امید دیدار هرمیون
    به امید دیدار رون
    به امید دیدار رولینگ
    به امید دیدار دمنتور
    به امید بازگشت هاگوارتز

  154. ممنون اقا امید
    ممنون اقا حسین
    ممنون اقا محسن
    ممنون اقا امید.ج
    ممنون اقا سروش
    و ممنون از تمام کسانی که برای این سایت تلاش کردند و همینطور دوست های عزیزم که نظر می دادن

  155. چقدر قشنگ نوشتی امید،نمی دونم چطور می تونم ازت تشکر کنم.
    ولی باید یادمون باشه که گذشته یه شیئ،یه مکان یا هر چیز دیگه ای نیس که با دور شدن و فاصله گرفتن ازش،بتونی فراموشش کنی،گذشته تو بخشی از شخصیت توئه،که برهه ای از زندگی تو ساخته..نمی تونی فراموشش کنی،حتی اگه درباره ش حرف نزنی،بازم بهش فکر می کنی.
    منم دوستایی دارم که می گن:”بس کن دیگه بزرگ شدی،از رویا بیا بیرون…!”،اما اینجا کسی این حرفا رو بهت نمی زنه،احساس می کنی با بقیه همرنگی،یکدلی،با اینکه ارزشهات با اونا متفاوته ولی بخاطر یه علاقه مشترک همه کنار هم جمع شدن.
    یادش بخیر شب ها و روزایی که اون آرامش و غرق شدن تو دنیای جادویی و قدم گذاشتن تو راهرو های هاگوارتز رو با هیچ چیز عوض نمی کردم…هنوز هم هری رو که پا به پاش بزرگ شدم و ازش چیزها یاد گرفتم،به همون اندازه دوست دارم که اولین بار شناختمش.
    هری واسه هممون یه خاطره س،خاطره ای که اونقدر شفاف و واضحه که گاهی اوقات که بهش فکر می کنی،احساس می کنی این تو بودی که اونشب تو هزار تو قدم می زدی…!!
    با هری می خندیدی،ناراحت می شدی،دلهره می گرفتی،ولی حالا همه می خوان بهت بگن تموم شد داستان اون پسری که زنده موند،ولی تو میگی:
    هری تو قـــلــب من زنــــده س.
    بازم از صمیم قلب ازت متشکرم امید.

  156. انگار یه چیز سنگین توی گلوم گیر کرده . . . . .
    ….
    .
    کاش میتونستم مثل بچه ها زار زار گریه کنم . . .
    .
    .
    ای کاش دوباره حس اون روز ها رو داشتم . . . .

  157. نمی دونم چی باید بگم…
    نتونستم تو نامه های قبلی نظرمو بگم….
    گفتم هر چی دارم رو اینجا بگم….
    شاید من یک طرفدار تازه کار باشم که تازه دوساله با هری پاتر و دنیای فانتزی اون آشنا شده باشم و البته تازه چند ماه هست که عضو خانواده دمنتور شدم…
    اما نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم……
    دست همتون درد نکنه…..
    امید.ج و محسن و سروش عزیز و حسین غریبی که امیدورام همیشه موفق باشی آرزوی بهترین ها رو براتون دارم…..
    و امید عزیز که می دونم خیلی برای ماها سختی کشیدی….
    ممنون…ممنون….
    می دونم که روزها و شب ها با مشکلات سایت دست و پنجه نرم می کردی…
    ولی تنها کاری که می تونیم در قبال کارها و زحمات تو بکنیم….
    یک تشکره…
    پس ممنونم ازتون……همتون رو دوست دارم…
    امیدوارم که لیاقت عضویت تو دمنتور رو داشته باشم……
    یکی از کوچکترین اعضای دمنتور
    در ضمن امید…به نظر من خوشتیپی…..موافق نیستین؟

  158. واقعا نمیدونم چی بگم. باورم نمیشه که تموم شده…

    اقا امید واقعا از تمام زحماتی که برای ما کشیدی تشکر میکنم.
    دمنتور تنها جاییه که در اون همه طرفدار هری پاتر هستن و هیچکسی دیگری رو مسخره نمی کنه بخاطر هری پاتری بودن.
    زنده باد دمنتور
    زنده باد همه ی هری پاتریست های دنیا.

  159. آقا امید،چرا یهو انی که نوشته”صفحه 1 از 331″الان شده 665 صفحه؟چیزی اضافه شده؟

    1. منظورم اونی بود و اون هم همونی هست که نوشته:قبلی-بعدی.
      یهو انگار 300 صفحه اضافه شده!

  160. حرفت کاملا درسته امید
    انقدر ناراحتیم که حتی دمنتوری نیست که روحمونو بمکه.
    و صد البته که ما طرفداران سرسخت هری پاتریم.
    چون بخشی از وجود ما از اونه.
    یک دهه با پسری که زنده ماند
    اونم به وسیله برترین جادو
    یعنی : عشق

  161. امید جان ازت ممنونم

    تا دمنتور هست هری پاتر هم هست

    هری پاتر پسری که زنده ماند بیا در آغوش مرگ

  162. اقا امید من دو یا سه ساله با هری پاتر اشنا شدم ولی مهم نیست مهم اینه که تو و همه ی دمنتوری ها به گردنم حق دارید من مدیون شمام برای من اگر شما نبودید هری پاتر داستانی بیش نبود شما احیا کننده ی هری پاتر برای فارسی زبانان بودید
    عاشقتونم
    خداحــــافظ نگو وقتی هنوز در گیــر چشماتم

    خداحافــــظ نگو وقتی تو هرجا باشی هـمراتم

    تو اون گرمای خــــــورشیدی که میری رو به خاموشی

    نمــــی دونی چـــقدر سخـــته شبه ســـرده فرامــــــوشی

  163. اقا امید به خاطر همه چیز ازت ممنونم و اگر بچه ها منو قابل بدونن از طرف تمام بچه ها از تشکر می کنم
    بچه برای شما ده سال بود برای من 1 سال بود من از 13 سالگیم با هری اشنا شدم و می خواهم همین الان در 14 سالگیم با شما در قلبم چالش کنم
    ابته چال کردن یعنی کنار اومدن با اندوه خداحافظی اون
    خب بچه ها می دونم همتون خیلی ناراحتین و میدونم و درک می کنم 10 سال یعنی چه
    من اگرچه 1 سال باهاش بودم اما می خواستم بدونین به اندازه شما دوستش دارم
    من تو این سایت تونستم با کسایی حرف بزنم که حرفامو درک می کردن
    و میخام بدونین که من از اول اشناییم با هری پیش هر کس حرفش رو میزدم اما هیچ کس حتی پدر و مادر زیاد به حرفم توجه نمی کرد
    شما و هری و بازیگراش مثل خونواده دومم می مونین
    اگه دلم میخواست با کسی که حرفمو گوش کنه حرف بزنم می اومدم پیش شما
    بچه ها شماها بهترین خواهر و برادر های دنیاین
    خداحافظ هرمیون
    خداحافظ هری
    خداحافظ رون
    خداحافظ اما
    خداحافظ دن
    خداحافظ روپرت
    خداحافظ ملکه قصه ها:رولینگ

    1. سلام
      دلم برات تنگ شده
      فکر کردم نمی دونی امشب چه خبره
      خیلی قشنگ نوشته بودی
      دیدی گفتم فقط من و تو می نویسیم اما و دن و روپرت بقیه اول اسم دنی رو می نویسن
      راستی منم مثل خودت عشق اما واتسونم

  164. امید جان من بهت نمگم خداحافظ چون گفتن این کلمه در جواب نامه تو خیلی سخته اونقدر ازتو باید تشکر کرد که حتی کلمه تشکر هم مناسب نباشه در برابر زحماتت… ما همیشه با تو بودیم چون تو حکم دامبلدور تو هاگوارتز برای دمنتور داری از نظر من تویی که با حضورت به دمنتور جون دادی!!
    فقط می تونم بگم با تمام وجودم برات احترام قائلم و دوست دارم!

  165. دوست دارم گریه کنم تا سبک بشم…

    ولی افسوس که سنگینی غم خداحافظی در دلم جمع شده و خارج نمیشه…

    ممنون از امید
    ممنون از حسین
    ممنون از محسن
    ممنون از سروش
    ممنون از امید جباری

    ممنون از تمام بچه های دمنتور
    ممنون از هری پاتر

    و ممنون از رولینگ

    و در آخر ممنون از دمنتور….

  166. اول از همه از ش ما امید جان و تمام دوستانی که این سال ها کار های شایسته در رابطه با هری پاتر انجام دادید کمال تشکر را دارم .
    من 10 سال از 18 سال عمرم رو با هری پاتر و فیلم هایش سپری کردم و همیشه احساس ورود به هاگئارتز در فیلم اول رو هیچوقت یادم نمیرود.
    به یاد تمام صحنه های تلخ و شیرین فیلم {} در یادگاران مرگ با هری و دوستانش و حتی دشمنانش خداحافظی میکنم به امید هری پاتری جدید در سینما!!!

  167. لطفا این قدر ناراحت نباشید.کتاب به این معروفی کهنه نمی شه.شاید شما ها خواهر یا برادر کوچک داشته باشید.وقتی بزرگ تر شدن همه این کتاب هارا می خوانند.مثل تمام رمان هایی که 100 سال از نوشتنشون میگدره ولی هنوز خواننده داره.

  168. واقعا نمی دونم باید چه طور این لحظه رو توصیف کنم ….نی تونم توی کلمات خلاصش کنم …..تنها چیری که میدونم اینه که اسم شما رو هیچ وقت یادم نمیره!درست مثل اسم هری !!
    ممنون اگر شما نبودید شاید هیچ وقت این طور از هری پاتر خوشم نمی امد چون تا میگفتم هری پاتر همه با چشم های پر تعجب نیگام میکردن !!!
    حالا دیگه وقتشه ….. خداحافظ !!!!
    بدرود .

  169. شاید خیس شدن کی برد هم نتونه جلوم بگیره که از دمنتور تشکر نکنم.واقعا این چند سال که من به اینجا سر میزدم مشخص بود کسی که داره برای این سایت کار می کنه خیلی زحنت می کشه… واقعا ازت متشکرم دمنتور … امید،حسین و کسایی که تو دمنتور نویسندگی می کردید … واقعا کارهایی که کردید نمیشه مزدی براش تعیین کرد … مطمئنم یه روز پاسخ این زحمات رو می بینید.

  170. ممنون به خاطر اینکه بودید ، هستید و خواهید بود. تقریبا شما تنها کسانی بودید که بهترین بخش زندگی و خاطراتم رو باهاش شریک بودم. سه سال مهمانتون بودم و از این به بعد هم با شما می مونم و هرگز فراموشتون نمی کنم. واقعا می گم من شیرین ترین خاطرات و لحظات زندگیم رو با هری پاتر و دمنتور گذروندم. نمی تونم اونقدر که شایسته اش هستین ازتون تشکر کنم.
    the ones that love us never really leave us and you can always find them in here.
    Sirius
    بازم ممنون

  171. اول از همه از سما امید جان و تمام دوستانی که این سال ها کار های شایسته در رابطه با هری پاتر انجام دادید کمال تشکر را دارم .
    من 10 سال از 18 سال عمرم رو با هری پاتر و فیلم هایش سپری کردم و همیشه احساس ورود به هاگئارتز در فیلم اول رو هیچوقت یادم نمیرود.
    به یاد تمام صحنه های تلخ و شیرین فیلم {} در یادگاران مرگ با هری و دوستانش و حتی دشمنانش خداحافظی میکنم به امید هری پاتری جدید در سینما!!!

  172. ممنون واقعا ممنون!برای همه چیز.چه صبح هایی که به امید اینکه دمنتور به روز شده باشه از خواب پا نشدم.

    زنده باد دمنتور,زنده باد هری پاتر,زنده باد رولینگ.

  173. سلام امید عزیز. خیلی وقت بود که چشمام اینقدر از ته دل بارونی نشده بود. تک تک حرفات ذره ذره احساساتمو خیس کرد. ممنونیم ازت. برای همه چیز . تو و دمنتور با شکوه تو هرگز برای ما تموم نمیشد. الان نوشتن برام خیلی سخته. اشک چشمام جلوی دیدمو گرفته. فردا میام و برات می نویسم. خسته نباشی امید. خسته نباشی.

  174. منتظر باش ،

    دوران ملال آور تنهائیم ، به نقطۀ پایان نزدیک می شود

    عاقبت به پایان جادّۀ خلوت تنهایی رسیده ام

    اکنون با چشمانی آکنده از عشق

    بر بال سپید سحر

    به سوی خوشبختی کوچ می کنم

    و عاشقانه خواهم خواند ، آغازی دوباره را

    آه… روزگار…

  175. امید جان تو به ما هاگوارتزی را هدیه دادی که آرزویش را داشتیم بدون تو دمنتور عزیز چه گونه این ده سال را مانند یک طرفدار می گذراندیم؟کاری که تو کردی بی شک آن قدر بزرگ است که نمی توان برایش مزدی تعیین کرد

  176. امید جان واقعا زیبا بود ازت ممنونیم واقعا ممنونیم و امیدواریم که همیشه و در همه جا موفق باشید از تمام زحمت هایی که برای سایت و ما کشیدی ممنونیم

    دستان همدیگر را به آرامی بگیرید

    جادو هرگز به پایان نخواهد رسید

    خداحافظ

  177. امیدوارم خدا هرچی دلت می خواد بهت بده و به همه آرزوهات برسی . خیلی دوست دارم چون زحمت های زیادی واسمون کشیدی.واقا بی نهایت ممنون از شما و همه عوامل دمنتور

  178. واقعا همین طوره.واقعا من تجربه ی قسمت کردن هری پاترو با دوستام و دیدن قیافه ی اونا رو داشتم. یعنی تموم؟همه چی تموم؟
    کاشکی می شد وقتی فردا صبح بلند شدم روزی باشه که دختر عمه م بهم بگه تو که اصلا کتاب نمی خونی بیا این هری پاترو سنگ جادو رو بخون؟یعنی اون روز های خوب دیگه رفتن؟
    واقعا افتخار میکنم که تو نسلی بودم که تو اون هری پاتر و دمنتور بودن.
    دست همه ی کسایی که تو این مدت سایتو بروز کردن و حتی نظر گذاشتن رو می بوسم.
    زنده باد هری پاتر پسری که نوزده سال جای زخمش نسوخته است.

  179. من این لحظه رو هرگز فراموش نمی کنم لحظه ای که برای بار اول با فیلم های هری پاتر آشنا شده بودم. از سنگ و جادو شروع کردم . شبی زمستانی بود با هوای بارونی گهگاهی هم رعد و برق می زد این خاطره اولین آشنایی من با هری پاتر بود خیلی برام لذت بخشه و همچنین خاطره انگیز.

  180. وااااااااااااای…نمی دونم باید چی بگم،بله واقعا هر لحظه خوندن اون کتابا واسه ما یه خاطرس،دیگه دوستامون سایمونو با تیر می زنن،چون می دونن اول صبح فقط بحث هریه…
    اما ما هیچ وقت همدیگرو فراموش نمی کنیم بچه ها مگه نه؟؟؟آقا پاتر همیشه با ما و ما همیشه با هم خواهیم موند،این طور نیست؟؟؟؟؟

  181. ممنون امید جان واقعاً برای سایت زحمت کشیدی و ممنونم که طرفدارای هری پاتر رو دور هم جمع کردی
    خداحافظ هری پاتر:(( خداحافظ اما:((
    واقعاً سخته این روز ها :(( میخوام گریه کنم :((

  182. امید جان بخاطر تمام کارهایی که برای سایت کردی و برای ما کردی ازت متشکرم

    ازت میخوام که هرچی بدی از هراعضای دمنتوری دیدی حلال کنی

    از همینجا از ته قلب میگم:

    HARRY POTTER FOREVER

  183. یه روز آفتابی ، وقتی مامانم می گفت ” صدای کامپیوترو کم کن ! اه مسخرش رو در آوردی . اکسپالموس اکسپارموس ! ” رفتم از مغازه با هزار ذوق و شوق برای دانلود عکس های هری یه کارت اینترنت گرفتم . تو نت جایی رو پیدا کردم که همه درکم می کردن . عجیب بود ! اینجا کسی نمیگفت خجالت بکش یا بچه نباش یا مسخرشو در آوردی !
    اینجا همه مثل یک طنابیم که با یک گره ی محکم به اسم ” امـــید ” به هم وصل شدیم !
    من خونه ی دومم رو مدرسه نمیدونم !
    خونه ی دوم من دمنتوره
    زنده باد

  184. هری پاتر جاودان است.دیگر نیازی به شعار زنده باد نیست.هری پاتر زندگی ماست.ده سال از زندگی را با عشق و علاقه صرف او کردیم و حاضر بودیم جانمان را هم بدهیم!شاید شما هم با کسانی که به هری پاتر توهین می کردند برخورد داشتید.یادش بخیر.چطور زندگی خود را فراموش کنیم؟هری پاتر یعنی زندگی.آیینه ای که هر یک از ما خودش را یافت:یکی شد دامبلدور یکی شد هری یکی شد ولدمورت ما خصوصیات آرزو ها و خواسته هامان را در این دنیا یافتیم و اکنون خود را متعلق به این دنیا می دانیم.

  185. مرسی از تمام زحماتی که این مدت برای همه ی ما دمنتوری ها کشیدید!
    زنده باد دمنتور!
    زنده باد هری پاتر و داستان جاودانش!

  186. امید…
    امید امید امید

    دیوونم کردی به خدا . کاش میدیدی اشکای جمع شده پشت پلکام رو که اونا هم حتی جرات ریختن ندارن.

    امید ، بچه ها ، دوستان گلی که 11 سال باهاتون بودم و توی احساساتتون مشترک؛ دلم گرفته ، خیلی هم گرفته… کا هیچ پایانی وجود نداشت. کاش…

    ای خدای آسمون دلم گرفته … از زمین و آسمون دلم گرفته

    فقط امیدوارم این غربت ما تموم شه… این غریبی بدجور آزارم میده…

  187. سلام
    من هیچ وقت اون شب هایی رو که دور از دید بابام کتاب هارو می خوندم یادم نمی ره بهترین لحظات عمر من موقعی بود که خبر اکران فیلم یا انتشار کتاب رو می شنیدم من از 5 سالگی با هری بودم و شخصیت من با فیلم ها و کتاب ها شکل گرفته پس بیاید همه با هم یک نامه به سایت اما دن و روپرت بنویسیم

  188. واقعا دوستت دارم امید جان
    ممنون بخاطر همه ی لحظه های خوبی که تو این سایت بهمون دادی
    ممنون میدونیم که خیلی خیلی خیلی زحمت کشیدی
    سختی کشیدی
    از خود گذشتگی کردی که ماهارو کنار هم نگه داری!
    با کار هایی که کردی هری تو ذهن ما جاودانه تر شد
    خوشحالم که با هم خداحافظی برای همیشه نمیکنیم!
    امیدوارم هرجا که هستی موفق باشی و بدونی کسانی از ته قلب ازت ممنونند!

  189. بسیار عالی بود…آقا امید،خسته نباشی .اگرچه در تمام این سال ها اینهمه خسته نباشید شنیدی اما این یکی بابت یکی از کار هات نیست…بابت تمامی کا هات هست…هر کاری که از سال 81 تو دمنتور یا هر سایت دیگه ای کردی…واقعا ممنون…خسته شدی؟شکی نیست…اما ما ازت تشکرمیکنیم…نمیفهمیم…چون هرگز مثل تو صاحب سایتی نبودیم که 7000 تا عضو بیشمار بازدید کننده داره نبودیم و نیستیم…اما تشکر میکنیم…واقعا ممنون!امید وارم بتونیم واقعا درکنی که توی یک کلمه ی چهار حرفی “تشکر” ی که هر کدوم از اعضا میبینن ،نه اون چهار حرف بلکه میزان واقعی تشکر شون رو بفهمی…
    خداحافظ

  190. ای خدا!!! چقدر خداحافظی سخته.اونم خداحافظی با چیزی که 10 سال از بهترین سالهای عمرتو در خودش خلاصه کرده…از دمنتور ممنونم که مارو درک میکنه…

  191. دلم گرفته! واقعا داغونم! وقتی به زندگیم نگاه می کنم، می بینم تک تکش با هری پاتر بوده! می بینم همیشه همه چیزرو تو زندگیم، یه جورایی به هری پاتر ربط دادم!!!
    آقا امید، خسته نباشین! همیشه کنار اسم هری پاتر، اسم دمنتور رو هم به یاد میارم! چون اینجا جایی بود که همیشه اخبار جدید و دسته اول هری پاتر رو توش پیدا می کردم! ممنونم! امیدوارم همیشه موفق و شاد باشید!!

  192. ما یک روحیم در چند کالبد!ما با هم یک نفریم که میشه طرفدار سر سخت هری پاتر! راست میگی!حرف دلمو زدی!من خودم جرات خدافظی ندارم!بدون هری از درون تهی میشم!!!!!!!!!!!امید جان زنده باشی!پاینده باشی رفیقه قدیمیه بهترین دوران زندگیم!

  193. ممنون که احساساتونو با ما در میون گزاشتین….

    آقا امید نوشته تو واقعا اشکمو در آورد …
    مرسی..

  194. چه حس خوبیه که بدونی با اینکه پشت کیبورد تنهایی ولی توی این خونه ی مجازی،توی دمنتور دوست داشتنی با یه عالم آدم دیگه همدل و یکصدایی…
    بازم از زحمات همتون ممنون…

  195. سلامی به تلخی و سردی نفس دمنتور
    حدودا چهار سال قبل بود که با دمنتور و ولی دو سال قبل از اون با یه کتاب اشنا شدم.با کتابی که ذهن رو فراتر مرز های زمان می برد،الان ناراحتم … چون همه چیز یه از گردش افتاده … یادم میاد وقتی کتاب چهار خوندم بی صبرانه منتظر کتاب بعدی شدم کتاب پنجم بی نظیر بود ، بعد از اون دیوانه وار کتاب شش رو خوندم.خب مطمئن بودم که نسخه ی بعدی اخریه ولی نمی دونم چرا با تمام شدنش به اندازه ی الان منقلب نشدم.چون میدونم بعد از دیدن یه فیلم تمام صحنه هارو به با بازیگراش تصور کنم. به هر حال بازیگراش هم در علاقه ی ما به این داستان بی تاثیر نبودن.به هر حال وقت خداحافظیه ولی نه خداحافظی با همه … این خداحافظی با یه سری فیلم و کتاب بی همتاست.از امید و بقیه بچه ها دمنتور می خوام که تو فیس بوک مارو فراموش نکنن.اونجا می بینمتون.شاید به قول لونا این تجربه پیش ما برگرده ولی نه به شکلی که انتظارش رو دارم.
    خداحافظ هاگوارتز خداحاظ گریفندور سالازا ریون کلاو و هافلپاف
    بد عنق با همه ی بداخلاقی هات ولی از تو هم به گرمی خدا خدافظی می کنم
    خداحاظ ارتش دامبلدور خداحافظ محفل ققنوس
    خداحافظ دنیای من

  196. امید جان
    نمی دانم با چه کلمه یا جمله ای به خاطر زحمت های بسیارت در طول این سال ها تشکر کنم . فقط می توانم بگویم
    خسته نباشی!!!!!!!!!!

  197. نه نه نه
    خداحافظ نه.من از خدا حافظی بدم میاد.
    هیچ وقت فکر نمی کردم یه روزی بخوام از هری خداحافظی کنم.
    کاش انتظار هیچ وقت تموم نمی شد..
    کاش منم یه زمان برگردان داشتم.
    کاش……..
    هری فقط یه قصه نیست فقط یه شخصیت نیست.هری یه قهرمانه تو زندگی همه ما.
    به امید این که این قهرمان همیشه تو دلای ما باقی یمونه.
    هری.برای همیشه و تا ابد دوستت خواهیم داشت.
    خداحافظ.

  198. راست می گی امید
    من برای زنده نگه داشتن همون لحظه ها انجا عضو شدم و به نظرم کاره درستی بود
    واقعا خوش حالم که در تمام این لحظه ها کنار دوستان “هری پاتر” بودم…
    و واقعا ناراحتم از این که دیگه اون هیجانات رو با همین تازگی تجربه نمی کنم…

  199. بازم رکورد220نقر!امید اگه اخر دنیاهم باشه تا ابد میگم…
    زنده باد امید……..زنده بادمحسن………….زنده باد حسین…….ودراخر

  200. امید جان خیلی دوست دارم حتی از خیلی از نزدیکانم
    هیچ وقت شبهایی که کتاب میخوندم رو یادم نمیره

    پس فقط خداحافظ………………………………………………

  201. سلام امید جان من از خواب بیدار شدم چون دمنتور وشما مدیران عزیز ارزشه از این بیشترارو داره میخام همینجا از شما یکتشکر جانانه بکنم که اینهمه سخت کوشانه برای طرفداران زحمت کشیدین امیدوارم همیشه توی زندگیت موفقو پیروز باشی

  202. خوشحالم که سایت به لحظات اوج خودش همراه با 250 نفر آنلاین رسیده … ممنونم امید جان . به خاطر زحماتی که به هیچ طریقی قابل جبران نیستند . ممنونم

  203. امید جان چه بگویم؟از این همه لطف و صداقت؟از این همه دوستی؟آری ما همه طرفداران دیوانه!ی هری پاتریم

  204. واقعا چیزی نمیتونم بگم . تا حالا اینقدر ناراحت نبودم . امید خسته نباشی بچه ها خسته نباشید . چه گویم که ناگفتنم بهتر است….
    گریه دوای درد ماست.
    بچه ها واقعا فکر کنید اگه گریه نبود چی میشد:
    هر چه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک

    خدا نگهدار همتون – خدا حافظ هری پاتر – خداحافظ هرمیون

  205. اگه دمنتور نبود شاید خیلی از ماها اینقدر تو هری پاتر غرق نمیشدیم و مثل یه کتابی که فقط”مورد علاقه “مون بود ازش رد میشدیم…ولی اینکه کسایی بودن که حرفمونو می فهمیدن…کسایی بودن که تو شادی و غم و هیجانمون شریک بودن و احساس ما رو داشتن…کسایی که حتی شاید دوستمون داشتن…اینا چیزایی بود که هیچ جای دیگه ای نمیشد پیداش کرد…همون حس عشقی که رولینگ ازش حرف زده بود و میگفت هیچ چیز نمیتونه ازش رد بشه…همون عشقی که حتی جادوی سیاه نمیتونست نابودش کنه…
    امشب میخوام از همه تشکر کنم چه آقا امید و آقا سروش و آقا حسین و آقا امید.ج و آقا محسن و چه بچه های سایت که بهترین دوستای مجازی برام بودن و برای تک تکشون احترام و ارزش خاصی قائلم…امیدوارم دوستیامون تا همیشه بمونه…همین…

  206. واقعا عالی بود.همه ی حرفاتون درک می کنم.خستگی…اره خسته ایم.دیگه نمی تونیم پاترونوس درست کنیم.

  207. امید آقا واقعأ خسته نباشی. از این که این همه مدت این سایت رو سرپا نگه داشتی ممنونیم.
    این که اینجا ما میتونستیم به زبون مادریمون راجع به هری پاتر صحبت کنیم خیلی مهم بود. ممکنه بگن “ای بابا حالا مگه هری پاتر کی هست که انقده مهمه” ولی آره خیلی مهمه، هری مهمه. برای همه اونهائی که ده سال باهاش زندگی کردن و از این دنیای دیوونه رفتن به یک دنیای دلپذیر.
    هری همیشه توی ذهن من میمونه.

  208. بابت تک تک لحظه ها ..تک تک نوشته ها…تک تک خبر ها…تک …تک…آخه میگن یه مرد گریه نمیکنه!!
    ولی یه حسی بهم میگه اگه الان گرریه نکنی مرد نیستی!!
    ممنون…ممنون…و باز هم ممنون!!

  209. خیلی قشنگ بود واقعا داره گریم میگیره..
    مرسی آقا امید و همه ی کسانی که واسه دمنتور زحمت کشیدن…

  210. آقا امید واقعا خسته نباشین…
    دیگه باید بگیم شب های خالی از انتظار برای هری پاتر…………..

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.