بخش دوم – رولینگ: با تموم شدن هری پاتر ویران شدم

بخش اول مصاحبه جدید رولینگ با USA Today را در اینجا منتشر کردیم. در بخش قبل در مورد کتاب خلاء موقت، نسخه سینمایی آن و تفاوت تبلیغات هری پاتر و این کتاب صحبت کرده بود. در این بخش هم صحبت های جالب خانم رولینگ در مورد پاترمور، مراسم المپیک لندن و ایده کتاب جدید او را می توانید بخوانید. این آخرین بخش از مصاحبه است که در دمنتور ترجمه شده است.

در مورد پاترمور گفت:

“هدیه ای زیبا برای جبران [خوبی های] طرفداران بود و برای من هم زیباست، برای اینکه انجام دادن کارهای اون استرس خیلی کمی برام داره. مطالب مربوط به اون رو هر زمانی که دلم خواست میتونم منتشر کنم. علاوه بر این دارم مطالب جدیدی کوچک رایگان دیگه ای رو هم برای سایت بصورت رایگان تهیه میکنم و از این کار لذت می برم.”

در مورد شرکت در مراسم افتتاحیه المپیک لندن و دیدن ولدمورت بصورت غول پیکر گفت:

“وقتی اون قسمت از برنامه رسید و ولدمورت غول پیکر، وسط صحنه بلند شد، یکی از اون لحظه هایی بهم دست داد که تک تک بخش های بدنم یخ کرد و فکر کردم ‘واقعا چطوری این جوری شد؟’ و همین جوری خیره داشتم به ولدمورت ۱۸ متری یا هر چقدری که بود، نگاه میکردم و با خودم فکر میکردم ‘این زمانی فقط یه ایده ای تو ذهن خودم بود که هیچ کسی ازش خبر نداشت’. فقط در گذشته بصورت خطوطی شتاب زده در موردش روی برگه ای نوشته بودم، اما حالا روی بزرگترین صحنه ی دنیا ظاهر شده.”

در مورد کتاب بعدی که می خواهد منتشر کند گفت:

“هیچ تعهدی نمیخوام بدم. با تموم شدن کتاب های هری پاتر، هم ویران شدم و در عین حال آزاد. واقعا ویران شده بود. با خودم میگفتم ‘خدای من، تموم شد. دیگه هیچ وقت در مورد هری، رون و هرمیون قرار نیست چیزی بنویسم.’. اما در همون لحظه هم حجم زیادی از آزادی به سراغم اومده بود و خودخواهانه بود. قول نمیدم سال دیگه همین موقع یک کتاب دیگه هم منتشر کنم. الان احساس آزادی می کنم. شاید این حس آزادی به این معنی باشه که کتاب هام رو سریعتر آماده کنم. میتونه اینجوری باشه ولی نمیدونم اتفاق میافته یا نه.”

در مورد اینکه ایده کتاب «خلاء موقت» از کجا به ذهنش رسید، گفت:

“یادم نمیاد دقیقا چی باعث شد بهش برسم. فقط بهم الهام شد. جمع و جور کردن ایده، کار مشکلی هست. اما یه انتخابات جنجال برانگیز محلی اتفاق افتاده بود و به سرعت با خودم فکر کردم که ایده ش به درد یه جامعه کوچیک میخوره تعداد زیادی از شخصیت های مختلف با سن های متفاوتش رو با خودم بررسی کردم. واقعا مجذوب این نوع کتاب ها هستم. دوست دارم وارد جمع مردم بشم و بتونم به خوبی بشناسمشون.”