ایران / ویدا اسلامیه

گزارش و مصاحبه ویژه با ویدا اسلامیه از دمنتور در نمایشگاه کتاب تهران

در جریان بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی نمایشگاه کتاب تهران، در غرفه کتابسرای تندیس و در روز سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت گفتگویی با ویدا اسلامیه داشتیم که مشروح آن را در ادامه می‌توانید مطالعه کنید. بعد از آن هم تصاویر مربوط به این گزارش منتشر شده است. با تشکر از میلاد علیزاده برای تهیه مصاحبه و سامان صدیق‌زاده برای تصاویر.

از نگاه یک خواننده نه یک نویسنده یا مترجم تحلیل خودتون از کتاب خلاء موقت چیست؟

خب به نظر من خانم رولینگ خب یک سری از مشکلات و آسیب های اجتماعی رو زیر ذره بین برده بود و با اون نگاه مو شکافانه اش توجه ما رو جلب می کنه به اتفاقاتی که میشه گفت فقط مختص لندن و کشور انگلستان نیست همه جا هست مشکلاتی که عمومیت داره و تو هر گوشه از این جهان پیدا میشه ایشون دست گذاشته بود.

خب خانم رولینگ یک نویسنده بریتانیایی هستند با یک فرهنگ اروپایی، شما به عنوان یک فرد ایرانی فکر می کنید این کتاب مناسب چند سال به بالا هست؟
حالا نمی دونم شما خوندید کتاب رو یا نه این کتاب اصلا برای سنین کم مطابقت نداشت. یعنی کاملا برای بزرگسال این کتاب پیشنهاد میشه و به خصوص که خانم رولینگ برای نشون دادن تیپ شخصیتی بعضی افراد خب خیلی کلمات رکیک به کار برده بودن و ما هم ناچار بودیم کمابیش اونها رو بگنجونیم و به همین دلیل برای نوجوانان و سنین کمتر توصیه نمیشه و برای بزرگسالان بهتره.

خب حالا از نگاه یک مترجم برامون توضیح بدید، به اندازه هری پاترها سخت بود ترجمه اش (خلاء موقت)؟
سختی های خاص خودش رو داشت حالا هری پاتر یک جور و این هم به هر حال جملاتی که داشت جملات خیلی طولانی بودش. نمی دونم نسخه انگلیسی کتاب رو دیدید یا نه، جملاتی داشت که بعضا یک پاراگراف 12 خطی رو تشکیل می داد، خب این ها رو اگر بخوای خورد کنی که لطفی نداره چون اون عمده اون طوری نوشته، نویسنده عمدا می خواسته این ها رو پیوسته و دنبال هم بنویسه. فارسی هم که بخوای بنویسی باید بسیار دقت کنی که این ها دنبال هم باشه و حواست باشه که مفاهیم گم نشه این وسط و این دقت ها باعث می شد یه مقدار کار ببره.

پس از نگاه یک مترجم هم کار سختی بوده.
تقریبا سخت بودش یه مقداری کار می برد و توجه می خواست.

حالا نظر خودتون درباره آوای فاخته چی هست؟
اون خیلی قشنگ بود. اونم خیلی دوست داشتم، یعنی خانم رولینگ که تخصصش توی شخصیت پردازی هستش و می دونید که یکی از تخصص هاشه. واقعا طوری این شخصیت های داستان رو برای ما معرفی و وصف می کنه که من واقعا فکر می کردم فامیلام هستن این ها، مثلا کورمن استراک فامیلمه و اون خانم رابین الکورت هم همینطور. انقدر که آدم رو دلبسته می کنه با شخصیت ها، این دقیقا اتفاقی بود که من با شخصیت های داستان هری پاتر هم داشتم یا همین خلاء موقت.

خب پس خود شما فکر می کنید آوای فاخته قشنگ تر هستش؟
خب آوای فاخته البته یک کمی عامه پسند تر هستش، چرا چون داستانه کارآگاهی هست و اون به اصطلاح موشکافی هایی که تو خلاء موقت بودش رو نداره اینجا و ضمن اینکه یک خط داستانی داره دنبال میشه اینجا. یک معمایی که در نهایت حل میشه.

میشه گفت آوای فاخته عامیانه تر از خلاء موقت هستش.
آره میشه گفت عامه پسند تر هستش. و همه کس و عده بیشتری می پسندند. خلاء موقت رو خیلی ها بخاطر اون ذهنیتی که نسبت به مجموعه هری پاتر داشتند بخاطر اون نپسندیدند. خیلی ها مثلا انتظار یک داستان فانتزی رو داشتند و وقتی خوندند خیلی توی ذوقشون خورده.

فضای آوای فاخته هم میشه گفت فانتزی هست یا نه؟
نه نه نمیشه گفت، داستان فضای واقع گرایانه داره.

به نظر خود شما ادامه این آوای فاخته می تونه جذاب باشه؟
به نظرم خانم رولینگ دیگه امتحان ش رو پس داده. می تونه جذاب باشه بخاطر اینکه، ضمن اینکه کتاب ها دنبال هم هستند ولی پیوستگی داستانی نمی خواد داشته باشند. فقط تنها چیزی که هست، خاطراتی ه که این کارآگاه یا منشی ش و یا کسانی که ثابت هستند، مثلا بگه “فلان وقت توی آوای فاخته اون اینطور داره می گه” از این جور مزه هایی که رولینگ توی کتاباش داره.

فلش بک هایی که خودش می زنه.
فلش بک هایی که خودش توی داستان می زنه و جالب هم هست برای خواننده ولی خب کل داستان ها مجزاست هر کسی می تونه مجزا هر کدوم از این ها رو بخونه.

قطعا ادامه اش هم ترجمه می کنید دیگه؟
انشااله اگر زنده باشم بله.
انشااله، ما دیگه به قلم خانم رولینگ و ترجمه شما عادت کردیم. بدون این اصلا لطفی نداره.
من خودم اصلا به قلم خانوم رولینگ انقدر آشنا هستم و عادت کردم، کار کردن با کارهای خانم رولینگ انگار برام خیلی راحت تره، یعنی وقتی اون باشه دیگه اون رو ترجیح میدم.

دیگه بالاخره شما هم مثل ما چند سالی کار کردید و عادت کردین به خانم رولینگ.
آره دیگه دلبستگی ایجاد میشه.

حالا از همه اینها که بگذریم، می دونم شاید به شما اصلا ارتباطی نداشته باشه اما خب خیلی انتقاد داشتند نسبت به چاپ آوای فاخته، مثل اینکه کیفیت چندان خوبی نداشته، من توی فیس بوک که فیدبک ها رو دنبال می کردم متوجه شدم کیفیت چاپ و کاغذ و برش و… خوب نبوده.
من که خودم همین امروز دیدم اصلا کتاب رو ندیده بودم، چرا، برای کاغذهاش؟ اولا که نمی دونم می دونید اما این کتاب دو سه روزه آماده شد.

پس ضرب العجلی بوده.
بله ضرب العجلی بوده واقعا، وگرنه کتابسرای تندیس می دونید که همیشه کیفیت رو رعایت می کنه
حالا جدای از این مردم ما نمی دونم چه انتظاری هست که دارند، شما کتاب های خارجی و انگلیسی زبان رو یا زبان های دیگه رو دیدین، کتاب هایی که از اون ور میاد، تمام کتاب ها کاغذهاش بازیافتی هستش. آخه ما چرا باید کاغذ سفید این همه استفاده کنیم. چرا بازیافتی استفاده نکنیم. حالا این کاغذ هر چی که بوده مطمئنا باز هم کاغذ خوبی بوده. حالا اولا که کاغذ بازیافتی چون یه حالت رنگ بژ داره چشم رو اذیت نمی کنه ثانیا آدم جیگرش کباب نمیشه که بخاطر این کاغذ چقدر باید درخت قطع بشه که این کاغذ تولید بشه. خواهشم اینه که مردم باید یه ذره دیگه تخفیف بدن دیگه این چیز ها رو.

توی کتاب خلاء موقت کیفیت و چاپ خیلی بهتر بودش.
چون اون رو می دونید من نتونستم ترجمه اش رو تموم کنم که برای نمایشگاه پارسال برسونم خب اون طولانی تر بود و بیش تر هم کار می برد در نتیجه خب خیلی سر صبر کار کردند دیگه چون از نمایشگاه گذشته بود و در نتیجه هیچ عجله ای نبود.

ادامه کارتون هم که دیگه قطعا با همین انتشارات تندیس هستش؟
انشااله بله.

آهان این سوال هم خیلی پرسیده بودند که خانم رولینگ کتاب آوای فاخته رو با نام مستعار منتشر کرده بود، اما خب ما رو نسخه فارسی ش و جلد کتابسرای تندیس اسم خانم رولینگ رو به بزرگی اسم کتاب می بینیم و خبری از اسم مستعار نیست؟
خب برای اینکه دیگه توی کتابش هم دیگه این رو اضافه کردند. اول نبود، اول من اون فایلی که خریدم و به اصطلاح برام دانلود کردند، اون فقط به اسم رابرت گالبریت بود. که بعد که دیگه آپدیت شد یک صفحه اضافه کردند که این نام مستعار خانم رولینگ هست و بعد از اینکه دیگه خودشون اعلام کردند من دیگه به آقای میرواقفی (مدیر انتشارات) گفتم که مشکلی نداره و فکر کنم می تونیم دیگه به نام خودشون منتشر کنم. در واقع ما هم می خواستیم به همون شکل کار کنیم اما بعد از این دیگه گفتیم که از لحاظ کپی رایت مشکلی نداره.

بعد در نهایت اینکه، خودتون می دونید و گفته بودیم که سایت ما تا اطلاع ثانوی تعطیل شده احتمال بازگشاییش هست،
انشااله که بشه.

شما نظرتون رو بگید درباره این سالهایی که مزاحمتون شدیم اذیت تون کردیم از طریق دمنتور؟
خواهش می کنم اختیار دارید شما محبت کردید، به هر حال هر مترجم و یا مولفی دوست داره با مخاطبش در ارتباط باشه و اون فیدبک رو بگیره خب شما یه محبتی می کنید که این ارتباط رو برقرار می کنید. چون طور دیگه ای متاسفانه توی جامعه ما نیست که جایی باشه که دور هم جمع بشند و یا اگر هم باشه من اطلاعی ندارم. ممکن هم هست باشه، مثلا پارسال توی شهر کتاب مرکزی از ما دعوت کرده بودند خب خیلی ها اومده بودند ولی خب خیلی از افراد هم اطلاع نداشتند نیامده بودند. بعد فضا خیلی کوچک بود همه کس جا نمی شدند و جمعیت زیادی نمی تونستند بیان داخل حالا این چیزها هست و لی خب شما به هر حال این کمبود و خلاء رو پر کردید. ممنون از زحماتتون امیدوارم به هر حال هر جا که مشغول هستید موفق باشید و امیدوارم این سایت هم به هر حال کسانی اداره اش رو به عهده بگیرند که به خوبی خودتون بتونن کار رو پیش ببرند

لطف کردید، ممنون از لطفتون و ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. ما هم برای شما آرزوی موفقیت می کنیم.

میلاد معصوم علیزاده
بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران
اردیبهشت 93

فایل صوتی مصاحبه:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

گالری تصاویر:

6 دیدگاه برای “گزارش و مصاحبه ویژه با ویدا اسلامیه از دمنتور در نمایشگاه کتاب تهران

  1. سلام. من تابحال از ایشون یک کتاب بیشتر نخونده ام و اون هم کتاب « مردانه بازی کن، زنانه پیروز باش» بود … بسیار بسیار مفید و عالی بود و بارها من این کتاب رو به دانشجوهام معرفی کرده ام حالا مشتاق شدم کتاب های دیگه ایشون رو هم مطالعه کنم
    به خانم اسلامیه درود و خسته نباشید میگم

  2. اخ جوووووون!چقدر خوشحالم دمنتور برگشته!ایشالا یه روز منم میام نمایشگاه تهران خیلی دوست دارم خانم اسلامیه رو از نزدیک ببینم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.خانه‌های ضروری مشخص شده‌اند *